اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
هیچ کس جرات سوال کردن نداره. سوال هایی که نباید پرسیده شن، پرسیده نمیشن و یا در اعماق تنهایی و تاریکی دفن میشن. شاید احمق باشیم اما نه اونقدر که انگشت اتهام به اون -قدرت مطلق- دراز کنیم. نه؟
باشد که رستگار شویم. نشدیم هم مهم نیست.
تا حالا حس کردی باید یه شروع دوباره کنی ، ولی شبیه یه مرده متحرکی؟
الان همینجوریم
اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
عجب..
شاید منظورت یکی مثل من باشه؟ خب..من فکرنمیکنم این دنیا فقط درمورد خوشبختی و یه زندگی بدون درد باشه.
شاید برای همینه که موقع دردهام دست به دامان خدا و راهش میشم.و برای منجی دعا میکنم. چرا نکنم؟ درمورد اون حقیر بودن بهم بگو غریبه، چی مسخره ست از نظر تو؟
-J
اتاقکِ تاریک
متنفرم از اینکه آدم ها درد بقیه رو می بینن و بعد شکرگزاری میکنن بابت اینکه خدای رحمان و سبحان خودشون
این حرف همون خداوند رحمان و سبحان هستش که باید شکرگزار نعماتی باشی که داری و رنج هایی که بهشون گرفتار نشدی.
از اون طرف هم رنج انسان رو پاک میکنه، باعث میشه گناهان آدم بخشیده بشن.
مشکل دعا کردن برای منجی رو نمیفهمم دیگه
https://eitaa.com/darkroom9761/600
https://eitaa.com/darkroom9761/598
کشش دفاع کردن از چیزی رو ندارم.
ولی چیزی که تا دلتون بخواد دارم، محافل و شرایطیه که بتونم این کار رو انجام بدم.
اما حرفم این نیست. به نظرم اومد مرحله ای که اینجا درش هستم حتی به دفاع کردن هم نرسیده. خیلی قبل تر. اول باید تصویری که می بینم رو توصیف کنم و روشن کنم چیزی که از منظورم تصور میکنید اندک شباهتی به چیزی که در حال حاضر باهاش سر و کله میزنم نداره. و این خیلی مفصل تر از چیزیه که فکر میکنید.
به هر حال
اتاقکِ تاریک
https://eitaa.com/darkroom9761/600 https://eitaa.com/darkroom9761/598 کشش دفاع کردن از چیزی رو ندارم
نیازی به دفاع نیست.
محترمه و ارزشمند نظرت.
نیازی به اثبات هم نیست، میتونم سخنها و تجربه ها و اتفاقات رو پشت نقاب کلماتت حس کنم. راحت باش و شل کن، کسی نیست..
-J