eitaa logo
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀☁️.
955 دنبال‌کننده
1هزار عکس
315 ویدیو
0 فایل
؛ خلاصه‌ك زنده‌بادایرانُ‌ایرانی/. ‌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_z70q7w&btn=Hadis «1400.8.6☁️.
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام میشود عزیزِ جانم، بیا فراموش کنیم کهـ تبر زدند به ریشه‌ی امیدمان و درد را وسعت بخشیدند، و فراموش کنیم که مدتهاست از تہ دل نخندیدیم و دستور عمل‌ خنده را فراموش کرده‌ایم؛ نگران نباش بہ روزهای خوش‌نزدیک میشویم(:
کی داداش می‌خواست ؟
همان حیران همیشگي‌ام، در بطنِ یك واهمہ‌یِ عظیم .
- خسته‌ام، و تنها دلیلم برای استراحت نکردن این است، کہ نمیتوانم به تو فکر نکنم، و در عین حال، با افکارِ آشوب و ذهنِ مشغول نھ خوابیدن میچسپد و نه بیدار بودن، آشفتگۍ اطرافم هم روی این حالِ بی‌حالـے کم تاثیر نیست، في‌الحال، کاری از من ساختهـ نیست و اکثریت‌اوقات برنامه همین است، توبیشتر از من، بر من تسلط داری و این از مشهودترین خصوصیات معشوق‌هاست.
خستہ‌ام؛ بیا بگو چند روز ماندھ تا اتمام دنیا !
حیف، فریادِ مرا بغض بھ یغما برده ، یك بغل حرف، ولي محضِ نگفتن دارم .
بهترینِ شادیِ ممکن را تو در اختیارم گذاشتۍ، هر آنچہ مي‌توان بود، برایم بوده‌ای، می‌دانم کھ دارم زندگی‌ات را تباھ مۍ‌کنم، که بدونِ من‌می‌توانـے کارکنی، و‌من می‌دانم کہ‌خواهی کرد.
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀☁️.
بهترینِ شادیِ ممکن را تو در اختیارم گذاشتۍ، هر آنچہ مي‌توان بود، برایم بوده‌ای، می‌دانم کھ دارم زندگ
ء می‌خواهم‌ بگویم همہ شادیِ‌زندگی‌ام را مدیونِ توأم؛ تو با همه چیزِ من ساخته‌اۍ، و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مھربان بوده‌ای،‌ دیگر نمۍ‌توانم به تباھ کردن زندگی‌ات ادامھ دهم، گمان نمی‌کنم هیچ دو نفری بتوانند آنقدر کہ ما شاد بوده‌ایم، شاد باشند !
ـ ــــــــــــــــــ اُمیدي دیگر نیست به زنده ماندن، قطارِ اُمیدم دیروز بہ مقصدِ مرگ شروع بہ حرکت کرد، در راھ متوجہ مسئله‌اۍ شدم، من متهم بودم بـه زندگـے کردن و امیدوار بودن؛ متھـم بودم بھ جسـم زنـده با روح بهـ خاك سپرده شده، مـن تازه متوجه بودم‌که این جسمِ من بود که‌اُمید الکی داشت، متوجه شدم من روحم را چندین سال پیش وقتۍ رفتی بہ خاك سپردم.
در خیابان قدم برمیدارم، عطر خاطراتمان‌ هنوز از لابه‌لای کوچہ‌ها به مشامم می‌رسد، بہ آسمان نگاھ می‌کردم، به گل‌ها نگاه‌ می‌کردم به کتاب‌ها نگاھ می‌کردم، تو نگاهت را در همه جا، جا گذاشته بودۍ، حتۍٰ در خودم نیز تو را می‌دیدم، تو برایم توضیحِ جھان بودی، اما حالا کجایی ؟ نیستی، خیلی وقت است در آسمان در گل‌ها در کتاب‌ها پیدایت نمیکنم تو کجایی ؟ جهانِ من کجاست . .