#ضرب_المثل
#زد_که_زد_خوب_کرد_که_زد
می گویند یك روز زنی كه شغلش ماست فروشی بود، ظرف ماستش را رو سرش گذاشته بود و برای فروختن به شهر می برد.
در راه با خودش فر كرد كه «ماست را می فروشم و از قیمت آن چند تا تخم مرغ میخرم..
تخم مرغ ها را زیر مرغ همسایه میذارم تا جوجه بشه..
جوجه ها كه مرغ شدند می فروشم
و با پول آن گوسفند می خرم.!!
كم كم گوسفندهام زیاد میشه و یك روز میان چوپون من و چوپون كدخدا زد و خورد میشه..!
كدخدا مرا میخواد و از من میپرسه :
چرا چوپون تو چوپون مرا زده؟
منم میگم : زد كه زد خوب كرد كه زد !
زن كه در عالم خیال بود همینطور كه گفت :
«زد كه زد خوب كرد كه زد» سرش را تكان داد و ظرف ماستی از رو سرش به زمین افتاد و ماست ها پخش زمین شد.!!!
هر روز با بهترین #داستانهای_ڪوتاه و #مطالب_خواندنی همراه ما باشید↙️
http://eitaa.com/joinchat/2662793219C8f45c1fdc2