eitaa logo
دشت جنون
5.2هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.1هزار ویدیو
4 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
دشت جنون
🌹🕊🏴🌴🏴🕊🌹 گاهی بزرگیِ آدم‌ها را نه در میدان جنگ، بلکه در اولین قدمی که داخل خانه‌شان برمی‌دارند، می‌شود دید. بعد از کش‌وقوس‌ها و اصرارهای فراوان، بالاخره راضی‌اش کردیم ماشینش را بفروشد تا بتواند خانه‌ای تهیه کند.با کمک چند نفر از همکاران،خانه راآماده کردیم و قرار شد با خودش برویم و آن راببیند. تمام قسمت‌های خانه را بادقت نگاه کرد؛ حیاط،طبقه‌های بالا و بعد زیرزمین؛سالنی بزرگ بایک اتاق کوچک‌تر.خانه تازه رنگ شده بود و هنوز موکت هم نداشت.ناگهان برگشت و یکی از بچه‌ها را صدا زد و گفت:«آقای جمشیدی! برو بازار، چند متر پرچم بیار. دور تا دور این اتاق نصب کن. از اون پارچه‌هایی هم که روش نوشته "باز این چه شورش است"، چند تا بگیر و بیار.» من و تیمسار با تعجب به هم نگاه کردیم. هیچ‌کدام نمی‌دانستیم صیاد چه نقشه‌ای در سر دارد. لبخندی زد و گفت: «از این سالن استفاده شخصی نمی‌کنیم... اینجا حسینیه است.» و همان هم شد. از همان روز، شب‌های اول هر ماه، خانه‌اش میزبان مراسم عزاداری امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) بود. پیش از آنکه مهمان‌ها برسند، خودش جارو به دست می‌گرفت، حیاط و پیاده‌روی جلوی خانه را آب‌وجارو می‌کرد. هرچه اصرار می‌کردم: «حاج‌آقا! اجازه بدید من انجامش بدم...» قبول نمی‌کرد. وقتی مهمان‌ها می‌آمدند، کنار در می‌ایستاد، کفش‌هایشان را جفت می‌کرد و بعد بی‌صدا وارد حسینیه می‌شد؛ همان کنار در، دو زانو می‌نشست. شاید راز ماندگاری بعضی آدم‌ها همین باشد؛ اینکه قبل از آنکه فرمانده دل‌ها شوند، خادمِ مجلس امام حسین(ع) بودند. http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🏴🌴🏴🕊🌹 تا نشستیم روی موتور، گفت: روضه بخوان. هر چه بهانه آوردم قبول نکرد. قسمم داد. می گفت: من چند شب دیگه مهمان امام حسین (ع) هستم. می خواهم به آقا بگویم که همه جا برایت گریه کرده ام. پشت ماشین، سنگر، حسینیه. فقط مانده پشت موتور. با سلام به امام حسین (ع) روضه کوتاهی را شروع کردم؛ اما او گریه اش طولانی شد. رسیدیم اردوگاه شهدای تخریب، هنوز گزیه می کرد. چند شب بعد عازم مهمانی شد. راوی : http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🍀🕊🌴🥀🌴🕊🍀 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🍀 بسیجی مهدی ایزدی 🌾 (امیرقلی) 🍁 بسیجی مرتضی بهارلویی 🌾 (علی) 🍀 بسیجی محسن جمشیدیان 🌾 (حسین) 🍀 بسیجی حسین مداح 🌾 (علی اکبر) 🍁 بسیجی رضا هاشم زاده 🌾 (جعفرقلی) 🍁 سرباز ناصر زمانی 🌾 (کریم) 🍀 سرباز عباس قربانی 🌾 (حسین) 🌴 @dashtejonoon1🍀🕊
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹 🌷 سلام بر مردان بی ادعا 🌷 خوشا آنانڪ جان را می‌شناسند طریق عشق و ایمان را می‌شناسند بسے گفتند و گفتیم از را مے شناسند 🕊 🌹 تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند باور ڪن ... ✍️ امروز سالروز عروجتان است 🕊 🌹 والامقام 🌹شهرستان نجف آباد 🌹ڪہ در چنین روزی 🌹 آسمانی شده اند 🌹 این والامقام محل تولد و یا قبور پاڪ و مطهرشان در شهرستان نجف آباد است ڪہ در معرفے ایشان محل مزار ذکرمی گردد : ✍️ 🌹 بسیجی محمدرضا اطهری 💐 (محمدعلی) ـ ۱۸ ساله - نجف آباد 🌹 بسیجی محمود حبیب الهی 💐 (اسداله) ـ ۱۶ ساله - نجف آباد 🌹 بسیجی سید محمد ذبیحی 💐 (سیدجواد) ـ ۱۶ ساله - نجف آباد ـ کهریزسنگ 🌹 بسیجی حسنعلی شوقی 💐 (حسین) ـ ۱۵ ساله - نجف آباد ـ قلعه سفید 🌹 بسیجی محمد کسمائی 💐 (نعمت اله) ـ ۱۹ ساله - نجف آباد 🌹 بسیجی طالب کوهکن 💐 (علی اکبر) ـ ۱۸ ساله - نجف آباد ـ کهریزسنگ 🌹 جهادگر حیدرعلی نیکفر 💐 (محمدحسین) ـ ۵۰ ساله - نجف آباد 🌹 سالگرد 🌹آسمانی شدنتان 🌹 مبارڪ باد ... 🕊 🌹 🕊 🌹 @dashtejonoon1🕊🥀
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 بدانید باید به‌دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام، خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول‌الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است، دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی‌ماند؛ قرآن آسیب می‌بیند. سلامتی و تعجیل در فرج سلامتی و طول عمر نائب بر حقش 🥀 @dashtejonoon1🕊🌹
🌹🏴🥀🌴🥀🏴🌹 عشق به مثل هوای دم است تازه‌ام می‌کند کافےست کمی شما را بکشمـ کافےست ریه‌ام را از داشتنتان پرکنم شادی روح و 🌹 @dashtejonoon1🥀🏴