eitaa logo
✨داستان‌ها و حکایات✨
53 دنبال‌کننده
263 عکس
61 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
داستانک‌شب 💎 نعمت ناشنوایی چند نفر از پلی عبور میکردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند... همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!! در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاش تان بی فایده است و شما خواهید مرد!!! پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می‌کرد... بیرونی‌ها همچنان فریاد می‌زدند که تلاشت بی‌فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش می‌کرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد ناشنواست. در واقع او تمام این مدت فکر می‌کرده که دیگران او را تشویق می‌کنند...!!! ⬅️«ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می‌گویند» و مبارک باد🌸 🌴ڪانال داستان ها و حکایات https://eitaa.com/joinchat/2509897778C3d9a9afe8f
👁👁داستانک‌شب 💎 روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی؟ گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم... گنجشک او را روی دوش خود گذاشت و پرید... وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد.. به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی....؟ گفت خودم هم ناراحتم ولی چکار کنم ذاتم اینه... حکایت بعضی از ما آدمهاست... از دست رفیقان عقرب صفت... هـم نشینی با مـارم آرزوسـت سلامتی وجود مبارک صلوات🌺🌺👇 🌴 https://eitaa.com/joinchat/2509897778C3d9a9afe8f