اگر کسی را دوست میداری، او راهمانگونه که هست دوست بدار، نه آنگونه که میخواهی باشد.
من میروم و قطعا دیگر بر نخواهم
گشت، ولیکن بدان که در راهِ رفتن، بارها
و بارها و بارها به پشتِ سر نگاه خواهم کرد.
احساساتم مسطح شدن. جهان در تکاپو و من زل زدم به گوشهی خلوتی از زندگی که میگذره و هیچ چیزش دیگه در من حسی رو بیدار نمیکنه.
ریشه اگر ریشه است
خاصیتش دیده نشدن است.
ریشه ای که اصرار بر دیده شدن دارد
درخت را از بیخ کنده است`