احساساتم مسطح شدن. جهان در تکاپو و من زل زدم به گوشهی خلوتی از زندگی که میگذره و هیچ چیزش دیگه در من حسی رو بیدار نمیکنه.
ریشه اگر ریشه است
خاصیتش دیده نشدن است.
ریشه ای که اصرار بر دیده شدن دارد
درخت را از بیخ کنده است`
آدم است ديگر ؛
تمام داشته ها و نداشته هايش،
بند حوصله اش است. حوصله كه نداشته باشد حَتى ممكن است از آدم بودن استعفا دهد.
آخر قصه هیچکس از این دنیا چیزی با خود نمیبرد،
جز رد پایی که در دل دیگران گذاشته است؛
شاید جاودانگی همین باشد.
من همه گندهای زندگیمو با جملهی من فقط یکبار بدنیا میام زدم؛ امیدوارم دو بار به دنیا نیام.