اگر کسی در سرنوشت شما نباشد، حتی در یک کوچهی بنبست هم نمیتوانید او را ملاقات کنید.
قشنگ ترين جمله رمان "بامداد خمار" اين جمله ست
آدم هاى بى اصل و نسب اصيل نمیشن
نه با زمان، نه با تلاش، نه با عشق.
در آخرین نامهات، از رفتنم گلایه کرده بودی.
چه میتوانستم بکنم، وقتی خوشبختیات را در آغوش دیگری میجستی؟
دلم میخواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود. آدمها حسودند، زمانه بخیل است و دنیا عاشقکُش است…