Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_22 #امیر برگشت به طرفم نگاهم کرد چشاش از تعجب صدای بلندم گرد شد بود.
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_23
صدای قدماش اومد
داشت نزدیک میشد
به ز.ور جلوی خودمو گرفتم به ع.قب نچ.رخم
صداش اومد
+ الان مثلا قهر کردی؟
دوسالته؟
بچه ای؟
- نوچ برو خونه استراحت کن
قهر نیستم من
قهر ماله بچه هاست
+ باشه بچه کو.چولو
مس.کنت قوی.ه بخواب
فرداام دکتر متخ.صص میاد برا چ.کاپ خوب باشی مر.خصی
هما.هنگ کن همراهت بیاد.
خنده دار بود..
دلم میخواست بمونم تو بیمارستان
سرب.ه سر این ب.چه بزارم.
منی که حتی حوصله خودمم نداشتم ..
تو فکر فرو رفته بودم
نف.همیدم کی از اتا.ق زده بود بیرون
گوشیم زنگ خورد
سحر بود
بعد یک هفته تو بیمارستان موندن یادش به من افتاد
معلوم نبود باز سرش کجا بند بود...
بزرگ ترین اشتباه زندگیم سحر بود
تلف.نشو جواب دادم:
- سلام بله
با صدای ج.یغ ج.یغو ناز.کش شروع به حرف زدن کرد
+ سلام عش. قممم...
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
♻️قسمت های بعدی داستان، امشب ساعت00:00 به بعد آپلود میشن
🧑🏻💼امشب کلی براتون برنامه داریم
🔻بزن رو عضویت🔻
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_23 صدای قدماش اومد داشت نزدیک میشد به ز.ور جلوی خودمو گرفتم به ع.قب
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_24
کلافه دستی به شق. یقه ام کشیدم
دختره ی عو. ..ضی
حتی با شنیدن صداش آم.پر اعص.ابم میچ.سب.ید.
سرد خشک جواب دادم:
- سلام
تحمل ج.یغ ج.یغ کردناش و ع. شوه هاشو نداشتم
دلخور گفت
+همین؟
فقط سلام؟
نیش.خندی زدم
- بعد یک هفته زنگ زدی بیا من بهت دس.ته گل بدم ماد.مازل!
ط.عنه حرفمو گرفت
نق زد
+ا.یش،حالا مگه چیه
حالا که زنگ زدم دیگه عز.یزم قهر نکن عش.قم
تو دلم خندیدم
ولی خوب خــ. ..ـدمات میداد نباید شو. تش میکردم
هرچند
آوی..زون تر از این حرفا بود!
پو.لشو میگ.رفت کا.رشو انجام میداد
- کارتو بگو حالا
+کجا.یی بیام خونه پی.شت؟
خونه ه.ه...
پچ زدم
- بیای خونه؟
+اوهوم بیام از د.لت درب.یارم دیگه
فعلا علا.قه ای نداشتم ببی.نمش چه برس.ه از دل.م در بیاره
البته دل.خور نبودم؛ چون آدم مه.می نبود!
+ لازم نکرده ، خ.ونه نیستم
صداشو مظ.لوم کرد
- نکنه باز بدون من رفتی مس.ارفت؟
+ نه
همون لحظه یه دکتر و پیج کردن
- پس کجایی خب؟
چرا صدای...
پوف.ی کش.یدم و بین حرفش پر.یدم
+ بیمارستان
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
#الله_اکبر #امام_شهید #iran
👇🏻کانال های مارو عضو شین👇🏻
توئیت: @tweet_ir
آهنگام: @V_Ahngam
+زاپاس همین کانال: @zapas_Parestar_daye_amir
با عضو شدن در کانال من بهم انرژی بده☝🏻🤩
👩🏻⚕️Parestar ➣ @daye_amir
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_24 کلافه دستی به شق. یقه ام کشیدم دختره ی عو. ..ضی حتی با شنیدن صدا
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_25
یه لحظه از جی.غ مص.نوعی که کش.ید گو.شم کر شد ،ا.ه..
فقط بلد بود نقش بازی کنه
ج.یغ زد:
+ وای بیما..رستاااان چرا؟؟
چ.یشدی اخه
سرد ل. ب زدم:
- چا.. .ق/و خوردم
زد زیر گری.ه
البته بیشتر اد.اشو دراورد!
+ چرااا بهم نگفتی اخه؟
- پرسیدی که بگم؟
م.ظلوم ل. ب زد
+ببخشید خب
آدرس بده بیام پ.یشت حد.اقل
اومدم آدرس بدم...
ق.یافه یه پرستار کوچولو یادم افتاد افتاد
اگه سحر و میدید...
مهم نبود
بب.ینه!
م.کث کردم
+ چیشد پس؟ ادرس بده دیگه
اون که رفته بود شی.فت پس مهم نبود
- لوک.یشن میدم بیا
با ع. شوه جوابمو داد:
+ اتا. قت خص.وصیه دیگه؟
بی ش. ..رف فقط تو ع. شوه اومدن و خد.مات دادن ما.هر بود
تو گلو خ.ندیدم
- اره بیا ..
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_25 یه لحظه از جی.غ مص.نوعی که کش.ید گو.شم کر شد ،ا.ه.. فقط بلد بود نق
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_26
از خدا خواسته خندید
ل. ب زد
+ ا. .و. .ف
چش.ممم ع.شق.م!
یه ل.حظه از صدای پر عش. وش ص.ورتم جمع شد
تلف.نو ق.طع کردم
ب.دم نمیومد از دس.. .مالی کرد. نش
جای پر.ستاره رو میگرفت؟
شاید!
خودشم انگار دیگه ت.حمل دوری نداشت که قبول کرد.
سحر تو س../...س قابل.یت اینو داشت که هرک.سیو خ.ام خود.ش کنه
خو.دشو ان.داخ.ت به من تو اون مه.مونی کو.ف.تی...
تا اب.دم که دو.رش ب.زنم با بی آ.برو بازی ای که درا.ورد ک.مه
بی ش. /..رف ف.همیده بود خ.انواده ما پول.داره تو مه.مونی ات.قد خودشو بهم ما./ .لید
هرچی خاس.تم مق.اومت کنم هر.ومو
./.نامو ن.ذاشت!
کا.ر خود.شو کرد..
فرداشم زنگ زد به بابام..
از فردای همون ش.ب لع. نتی بابام گیر داد به ز/ن گرفتن
فک.رشم باعث میشه جوری ب.....g/ .a....مش که ادم بشه
پوزخ.ندی روی ل. بم نشست
اح.مق؛ نمید.ونست یه ق.رون از پو.لای من به بابام مربوط نیست
که ب.خوام س.رش با.ج بدم!
خبری از س.یاوش نداشتم..
از دیش.ب که برا مرخ.صی رفتیم بخش مرخ.صم نکردن رفت خونه، دیگه خبر نداشتم.
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
🧑🏻💼سلام گلم
بچه ها بخدا دارم سعی میکنم در روز بیشتر قسمت بزارم شماهم یکم مراعات منو بک/نین سرم شلوغه درگیر روز مرگی و کارای دیگمم...درک کن😔
بازم من معذرت میخوام که شما و بقیه رو توی صف انتظار گذاشتم🙂❤️🩹
👩🏻⚕️Parestar ➣ @daye_amir
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_26 از خدا خواسته خندید ل. ب زد + ا. .و. .ف چش.ممم ع.شق.م! یه ل.حظه ا
#پرستـــار_بی_/یــا🩺💊
#قسمت_27
پش.یمون شدم
سرم درد کرد به سحر آدرس دادم؟
این لع. نتی میرفت بعد به سیا.وش زنگ میزدم
همیشه مثل داداشم بود.
ولی الان
خوش نداشتم کسی مزا.حمم بشه...
پیامک اومد رو گوشیم
+ عش. قم رسیدم، کدوم ات. اقی؟
- ۲۴
۵ دقیقه گذشت...
صدای دست.گیره ی دراومد
اومد دا.خل
بلافا.صله چش.مم افتاد رو لب. اسای باز.ش
اومده بود بیمارستان یا پ.ار/تی؟
چا./.ک/ . سی... نش واضح تو چشم بود
کر.اپ یق.ه با.ز پوش. یده بود دارو نداره ریخته بود ب.یرو.ن..
اونم از ش. لوار ت. نگ کو. تاهش
بی غ. یرت نبودم ولی نه سر ک.سی که صرفا نیازمو برط. رف میکنه
خندم گرفته بود...
حتی کسی نگاهی به ظا. هرش م.یکرد تا ت.ه راه و میرفت.
حق میدادم حاجی نخ.واد بزا.ره این ز. نم بشه
وگرنه انق.دام گیر نبود ...
البته منم کسی نبودم سحرو بگ.یرم!
اومد ط.رفم ،دس..اشو ح. لقه کرد دور گر/د./..نم
+ و/ایییی که چقد دلم برات تن/گ شده بود عش//.قم ...
دل/ش برای خودم تن/ گ شده بود یا راب. /طه؟
برای من؟
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a