eitaa logo
حماسه جنوب،شهدا🚩
1.5هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
1.4هزار ویدیو
27 فایل
اینجا سرزمین دل است سرزمینی به بزرگی تاریخ از یاسر و سمیه تا دفاع مقدس و تا آخرین شهد عشق گر خواهان درک آنی......... لحظه‌ای با ما بنشین و جرعه ای سرکش ادمین: @Jahanimoghadam
مشاهده در ایتا
دانلود
#شهید_اسماعیل_فرجوانی #شهید_ابراهیم_فرجوانی #سالروز_شهادت
هدایت شده از حماسه جنوب،شهدا🚩
#شهید_اسماعیل_فرجوانی #شهید_ابراهیم_فرجوانی #سالروز_شهادت
#شهید_اسماعیل_فرجوانی
شنیده‌ایم گفته‌اند پایـی که جـا مانـد ؛ حال در وصف ڪسی که دستش را جا گذاشت امّا بیعت امـام را نشکست چه می گویند ؟! #دستی_که_جا_ماند #شهید_اسماعیل_فرجوانی #شهادت #عملیـات_کربلای_۴ سلام صبحتون معطر به یاد شهدا
ای نفسِ صبحدم، گرنهـی آنجاقدم خستہ دلم رابجو، درشِڪنِ موے دوست جان بِفِشانم زشوق، درره بادصبا گربرساندبہ ما، صبح دمے بوے دوست #صُبحمان_به_یادتو #شهید_اسماعیل_فرجوانی سلام صبحتون شهدایی
#شهید_اسماعیل_فرجوانی
همیشه میگفت :خوشا به حال کسانی که مفقودالاثر و مفقود الجسد هستند هرشب جمعه ؛حضرت زهرا"سلام الله علیها" خودش به دیدن آن ها میرود ، بالای سرشان می نشیند ،خوشا به حالشان که خانم را می بینند آن وقت مادر جان توبروی بالای سر پسرت بهتر است یا خانم فاطمه زهرا "سلام الله علیها" میگفتم : خب معلومه حضرت فاطمه زهرا "سلام الله علیها" . میگفت :پس هیچ وقت فکر نکنی اگه من مفقود الاثر شدم چرا نیامدم ،اجازه بده بی بی دو عالم بیاید بالای سرم همیشه حواسش به رزمندگان گردان و حتی خانواده هایشان بود . گاهی وقتی از طرف لشکر هدیه ای به او میدادند آن را به خانواده رزمندگان یا شهدای گردان هدیه میکرد . یک بار که یک فرش به او هدیه داده بودند ،خبردار شد که یکی از بچه های گردان صاحب فرزند شده و در خانه اش فرش ندارد آن فرش را به عنوان هدیه تولد به خانواده اش هدیه داد . با این که خودش به آن فرش احتیاج داشت . پیکر پاکش پس از شانزده سال گمنامی در سال ۸۱ کشف و در زادگاهش ،اهواز دفن شد . https://eitaa.com/joinchat/2216820748Cfb12fb35c1
چنـگ دݪ آهنــگ دݪ ڪــَش میزند نـاݪِ ي عشــــق سـت و آتـش میزند قصه ي دݪ ‌دݪ ڪَش ست و خـاند نیست.. تا ابدایݩ عشــق و این دݪ ماند نیست اݪݪهم اݪحقني باݪشهداء 😭 https://eitaa.com/joinchat/2216820748Cfb12fb35c1
🌱🍃🌱🍃🌱 حمیدنیا ••••• در اهواز بعد از عملیات بدر در حالیکه مچ حاج اسماعیل قطع شده بود در حال انداختن میل گرد از نیسان برای ساختن واحد خودش را داشت . در حالی که نادانسته از کنار منزلش رد میشدیم با همرزمم حاج حبیب افروز به ناگاه متوجه حاج اسماعیل شدیم که بسختی و با داشتن مجروحیت های مختلف سعی میکرد میل گرد ها را از نیسان به پایین بیاورد . من" اصلانی "و افروز سریع موتور را خاموش کردیم و خواستیم کمکش کنیم ولی حاجی از ما تشکر کرد و فرمود این خانه شخصی من است و راضی نمیشم شما کمکم کنید . اصلانی میگوید خیلی اصرار کردیم که ما بطور ناخودآگاه شما را دیدیم و خواست خدا بوده که بیایم و به فرمانده مان کمک کنیم ولی از ما اصرار واز شهید فرجوانی انکار و نهایتا حاجی اجازه هیچ گونه کمکی از سمت ما را قبول نکرد ، با کمال ناباوری سوار موتور شده و از کنارش با حسرت و آه گذشتیم . الحق که شهادت، لباسی بود که بر تن شهید حاج اسماعیل فرجوانی خوش درخشید. هرکه را صبح شهادت نیست شام مرگ هست. شادی روح شهدا الفاتحه مع صلوات https://eitaa.com/joinchat/2216820748Cfb12fb35c1
از وسعت لبخند تو جان می گیرد زندگی بگذار لبخندت حال تمام روزهای مرا خوب کند.... سلام صبحتون شهدایی