دژاوو🕊️
- عرفان طهماسبی🤍
زندگی میگن برای زنده هاست، اما خدایا..
بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که!
تو زندگی هیچوقت نمیتونی بشینی واسه هر دردی یه درمونی پیدا کنی.
بعضی دردا هیچ درمونی ندارن و تا به خودت میای میبینی تو مسیر پیدا کردن درمان واسه اون درد بی درمون پیر شدی.
دلم میخواست بگویم چقدر خستهام از دویدنهای زندگی. از دغدغههایی که تمام نمیشوند. از پیچیدگی معاشرتها و آدمها. دلم میخواست بگویم خستهام از جزئیاتی که میبینم و کلیاتی که نمیبینم.
دلم میخواست بگویم بغلم کن. من از تمام جهان فقط یک آغوش میخواستم، گم شدم... وگرنه برای آرامش و شادی من، همان یک آغوش، کفایت میکرد.
بعضی روزها هم هست که بشدت نیاز به بغل شدن پیدا می کنیم؛
توی روانشناسی بهش میگن touch starved شدن
یه جورایی یعنی گرسنگی پوست!
چون هیچی مثل یه آغوش و بغل یه نفر، استرس و اضطرابمون رو پایین نمیاره و بهمون آرامش نمیده!
فرصتی نشد که حتی تورا ببینم ولی انگار سالها همهجا را با تو گشتهام، در همهجا تورا بوسیدهام. انگار با تو چیزهایی، خاطرههایی دارم که هرگز نداشتهام.
اگه نمیتونید،
اگه عرضهشو ندارید...
آدما رو حیف نکنید!
احساساتشونو، عشقشونو، حوصلشونو، ذوق و اعصابشونو کور نکنید!
بذارید یکی که بلده و لیاقتشونو داره کنارشون باشه..
افسوس زندگیت چیه؟؟
بزرگترين افسوس آدمی ...
زمانیست که
ميخواهد اما نميتواند؛
و به ياد مي آورد زمانی را كه ميتوانست
اما نخواست!!