هیچچیز، هیچ وقت
در هیچ کجای جهان
سر جایی که باید نیست.
اسم هایی را در لیست های خداحافظی دیدیم
که هنوز به حد کافی سلام نکرده بودند.
اسم هایی را در صفحه بیزاری که هنوز عاشقشان بودیم...
"دلتنگی" بی خبر میاد
وسطِ یه مهمونی
وقتی داری میخندی و خوش میگذرونی...
به شکلِ یه آدم میاد، یه نگاه که خیلی شبیه...
وا میری...
سرتو میندازی پایین که نبینی،
که یادت نیاد
که یادت بره،
که یادت نمیره...
آخه بینوا مگه میشه یادت بره...
مهمونی تموم شده
یه اتوبان خلوته و تو
و یکی که از ضبط صوت ماشین میخونه :
اندوهِ بزرگی ست زمانی که نباشی...!
آدمهایی که با خودشون درگیرن نمیتونن به تو آرامش بدن. آدمهایی که به خودشون دروغ میگن نمیتونن به تو صداقت نشون بدن. آدمهایی که به خودشون خیانت میکنن نمیتونن به تو وفاداری نشون بدن. آدمهایی که خودشون رو دوست ندارن نمیتونن تو رو هم واقعاً دوست داشته باشن.
اونا واقعاً نمیتونن چیزی که خودشون نمیتونن به خودشون بدن رو به تو بدن!
مینا(لیلا حاتمی):
من خیلی تغییر کردم، خواب از سرم پریده، دیگه نمیخوام همهاش بخوابم که به چیزی فکر نکنم، میخوام بقیه زندگیمو بیدار باشم، هرچقدر درد بکشم بیدار میمونم...
دلم میخواست بگویم چقدر خستهام از دویدنهای زندگی. از دغدغههایی که تمام نمیشوند. از پیچیدگی معاشرتها و آدمها. دلم میخواست بگویم خستهام از جزئیاتی که میبینم و کلیاتی که نمیبینم.
دلم میخواست بگویم بغلم کن. من از تمام جهان فقط یک آغوش میخواستم، گم شدم... وگرنه برای آرامش و شادی من، همان یک آغوش، کفایت میکرد.
هر رشدی، با خودش یه «از دست دادن» میاره.
قرار نیست همون آدم قبلی و با همون شرایط قبلی بمونی و فقط پیشرفت کنی.
هر چقدر اصیلتر، عمیقتر، ارزشمندتر و قابل اعتمادتر باشی بهخاطر آسیبهای زیادی که تجربه کردی به کسی زخم نمیزنی، چون از میزان درد و ذات رنج خبر داری!
تو زمانی یک انسان درست هستی که اجازه ندی تکه های وجودت باعث شکستن دیگران بشه ...