تراپیستم یه بار حرف خیلی قشنگی زد:
همهی مراجعینی که مثل تو استرس بالایی دارن یه ویژگی مشترک دارن؛
میخوان به هر قیمتی شده آدمهایی که در حقشون بدی کردن رو متوجه کنن کارشون اشتباه بوده…
این متن رو باید قاب گرفت با آب طلا نوشت و زد جایی که دقیقا جلو چشمامونه:
«زمان ِ درستِ رها کردن» نجاتمون میده از وایسادن در جای اشتباه.
گاهی ناامیدی نجات بخشه.
از جایی که چشمه نمیجوشه، انتظار زمین حاصلخیز داشتن اشتباست...
میگفت: "عشق درمورد این نیست که شرایط قراره آسون باشه! اما قطعا به این معنیه که یه نفر ارزششو داره که براش تلاش کنی، بجنگی، صبوری کنی و گاهی از خودت براش بگذری!
عشق به این منظوره.."
یه جمله از بزرگ علوی هست که توو روزایی که هیچی خوب نیست، خیلی بهم اُمید میده. میگه:
بیا نااُمید نشیم ؛
شاید دردی که امروز تحمل میکنی
راهِ نجاتِ تو در آینده باشه ..
بازگشتم و به پشت سر نگاه کردم، شانهای، آدمی، حتی درختی و دیواری نبود؛ چارهی دیگری نداشتم؛ به خودم تکیه کردم...
یه جملهی خیلی قشنگ تو یه کتاب خوندم که نوشته بود:
«همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق میافتد.»
خلاصه که ریلکس باش،
ببین،
بشنو،
بگذر،
جدی نگیر
و یادت بمونه که گاهی صبر خود تلاشه...
خودت رو همین جوری که هستی دوست داشته باش
قسمتهای تاریک درونت، قسمتهای قشنگتری هستن.
اونا رو بغل کن،
ببینشون و ازشون فرار نکن.
اینتویی،
با تمام چیزی که برات رقمخورده...