مادربزرگ همیشه میگفت
چشمها یک کلاس سوادشان
بیشتر از زبان آدمهاست.
یاد گرفتهاند حرف های ناگفته ی قلبت را طوری بزنند که
نه سیخ بسوزد نه کباب
میگفت چشم ها یک سرانگشت بیشتر
از زبان حالیشان میشود.
حالا من ماههاست
با چشمانم برایت دلبری میکنم.
سنگ فرش عاشقی در چشمانم پهن کردهام
و قرنیه ی دوست داشتن را به نامت زده ام
از چشمانم عشق سرازیر می شود و
آغوشت را میخواهد.
گفتم اگه اونی که خیلی دوسش داری اونجوری که دلت میخواد دوست نداشته باشه چی میشه ؟!
گفت تو این دنیا همین که یکی باشه از ته دل دوست داشته باشه معجزه اس
دیگه به مدل دوست داشتنش کاری نباید داشت !
همه چیز تو یه جمله خلاصه میشه؛ "طرف باید اهلت باشه." خیلی حرف تو این جملهی کوتاه هست. یعنی اگه اهلت باشه، میشناسه تورو. اگه تورو بشناسه خوب بلده کجا صداشو برات بالا ببره و کجا پایین بیاره. چه حرفایی رو در گوشت بگه و چه حرفاییو جار بزنه. خوب میدونه چی حالتو خوب میکنه و چی بد. اهلت که باشه، اون سر دنیام که بره اهله. اهلت که نباشه، بغل دستتم نااهله.
یکی از بهترین نصیحت زندگیم رو از زبان نوشتههای فروغ فرخزاد شنیدهم...
آدمهايی که بیشتر از من و تو سرشان میشود میگویند انسان متمدن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند. تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیهگاههای ثابت روحی و فکری! یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی میکنی خودت را کاملا از آنها بینیاز بدانی. مردم هیچ به ما نمیدهند که ما خودمان از بهدست آوردنش عاجز باشیم! از مردم، فقط رنج و ناراحتی و سر و صدای بیخود نصیب آدم میشود!
گاندی جملهی خیلی خوبی داره که میگه:
«هیچ کس از فاسد حمایت نمیکند، جز فاسد!
هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین!
هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان!
و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد..!»
دعا میکنم کنار کسانی باشی که قدر تو را بدانند... که رنج عظیمیست برای آدمیزاد؛ اینکه جایی باشد و کنار کسانی، که دائما به او ایراد میگیرند و زبان و نگاه و رفتارشان به تحسین و اشتیاق و قدردانی باز نمیشود، خستگیِ همه چیز به تن آدم میماند!
باید جایی باشی که مشتاق تو باشند. باید کنار کسانی روزگار بگذرانی که نه تنها پای دویدنت را قطع نمیکنند، که بالی میشوند برای پرواز تو...
خیلی مهم است با چه کسانی همنشین باشی و با چه کسانی تعامل داشتهباشی و با چه کسانی معاشرت کنی، خیلی مهم است!