یکی از بهترین نصیحت زندگیم رو از زبان نوشتههای فروغ فرخزاد شنیدهم...
آدمهايی که بیشتر از من و تو سرشان میشود میگویند انسان متمدن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند. تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی و همچنین تکیهگاههای ثابت روحی و فکری! یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی میکنی خودت را کاملا از آنها بینیاز بدانی. مردم هیچ به ما نمیدهند که ما خودمان از بهدست آوردنش عاجز باشیم! از مردم، فقط رنج و ناراحتی و سر و صدای بیخود نصیب آدم میشود!
گاندی جملهی خیلی خوبی داره که میگه:
«هیچ کس از فاسد حمایت نمیکند، جز فاسد!
هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین!
هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان!
و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد..!»
دعا میکنم کنار کسانی باشی که قدر تو را بدانند... که رنج عظیمیست برای آدمیزاد؛ اینکه جایی باشد و کنار کسانی، که دائما به او ایراد میگیرند و زبان و نگاه و رفتارشان به تحسین و اشتیاق و قدردانی باز نمیشود، خستگیِ همه چیز به تن آدم میماند!
باید جایی باشی که مشتاق تو باشند. باید کنار کسانی روزگار بگذرانی که نه تنها پای دویدنت را قطع نمیکنند، که بالی میشوند برای پرواز تو...
خیلی مهم است با چه کسانی همنشین باشی و با چه کسانی تعامل داشتهباشی و با چه کسانی معاشرت کنی، خیلی مهم است!
دلم می خواست الان روی پشت بوم دراز کشیده بودیم
کنار هم زیر یه پتو سرمون هردو روی یه بالشت بود و توی بغلت بودم و و زل میزدیم به آسمون و ستاره هاش و بزرگی جهانو میدیدیم..!
و به این فکر میکردیم چجوری میشه توی این دنیای به این بزرگی ما فقط همو دوست داریم..
گاهی هم میای برای تنبیه طرف مقابل، خودتو از زندگیش حذف کنی، بعد میبینی حتی متوجه رفتنت هم نشده.