اومدجلوخیمهمودبسرشوپایینانداخت:
عموجاناجازهمیدیبرمجونموفداتکنم؟
دستشوگذاشترویشونههایقاسم:
یادگاربرادرم!توبمونعزیزدلم....
دلشخیلیگرفتاومدجلومادرشروگرفتگفت:
مادر،رفتمازعمواذنبگیرمعمواجازهندادبرممیدان
مادرشگفت:عزیزمبیاالانخوشحالتمیکنم
دیدمادردارهبقچهایروبازمیکنه،یهنامهایبیروناورد:
پسرم،اینوببربدهعمودیگهردخورنداره،باباتوصیتکرده،
ببرهبدهبهاقاشبهابیعبدالله
خوشحالنامهروگرفتاومدمقابلابیعبدالله
عموجان!ایننامهروبراتاوردم.....
تواوجغربتادمکسیرونداشتهباشهیهمرتبه
یهیادیازعزیزشمیکننمیگهجایاونخالیه
تانامهروبازکرد،تادیددستخطِحسنِ
انقدگریهکرد،گفت:داداشکجاییببینیغریبگیراوردن...
تونامهنوشته:حسینجان!مننیستمکربلا
یاریتکنم،عوضمنقاسموسطمیدانبراتشمشیرمیزنه
-التماسدعا-
دیگهامرِامامِدیدنایننامهروبهچشممیکشه...
مگهنوجون۱۳سالهچقد،قدوقامتداره؟
زرهبهتنشنشد،زنایهاشمیدورشروگرفتن،
سرمهبهچشمشکشیدن،نقاببهصورتشزدن
انقدزیباروبود....
میگفت:بچمچشمنخوره
کسیوقتیمیخوادبرهمیدانجنگبایدزرهتنکنه
زرهبهتنشنشد،عاقبتکفنتنشکردن
حالاقاسمدارهمیرهسمتمیدان،
همچینکهواردشدشروعکردرجزخواندن
مننوهیعلیوفاطمهام،منپسرحسنابنعلیام....
خیلیهاروبهدرکواصلکرد
امایهنانجیبیگفت:داغشروبهدلمادرشبزارید
یهوقتدیدنصدایاهلحرمبلندشد،
قاسمرودورهکردن،همچینکهافتادصدازد:عـــمـــو...❤️🔥
شیخجعفرشوشتریمیگه:
قاسموقتیمیخواستبرهمیدانسواراسبشد
پاهاشبهرکابنمیرسید،اماموقعبرگشتن
حسینباعجلهاومدبالاسرشاخههیصدامیزد:
عمواستخوانهامشکست،
انقدرزیردستوپاوسمهایاسبهاموند
حسینزیربغلشروگرفت،وقتیمیومدسمت
خیمهها،پاهایقاسمروزمینکشیدهمیشد
یاانقدداغسنگینبودحسینباقدخمیدهاومدسمتخیمه
یاانقدربدنزیرشماسبها......❤️🩹
حــــــــــــــــــســــــــــــــیــــــــــــن
-التماسدعا-
_التماس دعای مخصوص..
ما حقیران رو تو گریه هاتون...
روضه هاتون...
عزاداریهاتون...
فراموش نکنید...
یہسلامبدیمبہ
آقاصاحبالزمان"!
السَّلامُعلیڪَیابقیَّةَاللّٰہ
یااباصالحَالمَهدےیاخلیفةَالرَّحمن
ویاشریڪَالقرآن
ایُّهاالاِمامَالاِنسُوالجّانّسیِّدے
ومَولاےالاَمانالاَمان . . .