eitaa logo
🌷دلنوشته و حدیث🌷
1.1هزار دنبال‌کننده
13.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
43 فایل
اگــر یـکــ نــفـر را بـه او وصـل کــردی برای سپاهش تــــــو ســــــــردار یـــاری 💫یا صاحب الزمان💫 🌹کپی با ذکر صلوات آزاد است🌹 @kamali220 🌹ارتباط با مدیر↖️↖️ ادمین تبادل↙️↙️ @Yare_mahdii313
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴 🌿﷽🌿 اگر هنگامي كه با غضب بر سرم فرياد مي كشي و در همان لحظه من آرزو مي كنم كه در كنارت باشم عشق نيست پس چيست؟ به من فرصت بده. درد مرا بفهم. كاش مي توانستم آن طور كه يك سال رحيم را دوست داشتم تو را دوست داشته باشم. آن طور كور و كر، آن طور چشم و گوش بسته، آن طور ... آن طور وحشي و افسار گسيخته. ولي آن كه ُ.عشق نبود، هوس بود. منصور، هوس، كه مثل برق زد و سوخت منصور مات و متحير به من نگاه مي كرد و من گيج و بهت زده به او. آن گاه تازه دريافتم كه چه گفته ام. چه كرده :ام. تازه فلسفه شش هفت سال زجر كشيدن برايم روشن شد و آرام، مثل كسي كه در خواب حرف مي زند، گفتم .آره منصور، تازه مي فهمم. راستي كه هوس بود - منصور رفت و آهسته روي مبل نشست. آرام شده بود. سر را به كف دست و آرنج ها را به زانو تكيه داده بود. پيراهن و شلوار و جليقه به تن داشت. شريف بود. با شخصيت بود. دوستش داشتم. خيلي زياد. آرام و افسرده :گفت ولي من تو را آن طور دوست دارم. همان طور ديوانه وار. خدا لعنتت كند محبوبه. ببين با خودت و با من چه كرده - ..... اي؟ خيال مي كني من بي تو خوشم؟ با تو خوشم؟ از اين وضع، از اين زندگي راضي هستم؟ :با دست راست اشاره اي به ساختمان كرد و ادامه داد روزي صد بار مي گويم اي كاش محبوبه حامله مي شد. اي كاش اين بچه ها مال او بودند. شب ها چشمانم را مي - بندم تو را در وجود نيمتاج جست و جو مي كنم. خيال مي كني آسان است؟ من، آدمي كه ادعاي روشنفكري دارد دو تا زن داشته باشم؟ با يكي از مهمان پذيرايي كنم و با ديگري به كوچه و خيابان بروم؟ به مهماني بروم. به كافه بروم. از زن هاي جورواجور بچه هاي جورواجور داشته باشم؟ همه اين ها را تو به سر من آوردي. تو مرا هم بيچاره كردي محبوبه. ولي نمي دانم با اين همه بلائي كه به سرم آورده اي، با اين اخلاق تند و تيزت چرا باز اين قدر تو را مي خواهم. انگار مهره مار داري. مي بينم كه خوب با نيمتاج مي سازي. خانمي مي كني. دلم مي خواست نيمتاج ناسازگار از آب درمي آمد. طلاقش مي دادم و خلاص مي شدم. ولي چه كنم كه مظلوم است. بي آزار است. از روي عشق و علاقه با او زندگي نمي كنم، دلم به حالش مي سوزد. او هم از من انتظار محبت ندارد. من خودم هم عذاب مي كشم. .تحمل زني كه با ترحم با نزدش مي روم نه با تمايل، كم زجرآور نيست. پس تو ديگر عذابم نده. بيچاره ترم نكن ساكت شد و از جا برخاست. شروع به قدم زدن كرد. اصلا متوجه اطرافش نبود. پايش به تار خورد و صدا كرد. حتي خم نشد تار را بردارد. غرق فكر بود. مثل اين كه نمي دانست از كجا بايد شروع كند. سرانجام رو به من كرد و ادامه :داد 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 ☘ 💖☘ 💖💖☘ 💖💖💖☘ 💖💖💖💖☘ ↷↷↷ eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef