eitaa logo
🌷دلنوشته و حدیث🌷
1.1هزار دنبال‌کننده
13.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
43 فایل
اگــر یـکــ نــفـر را بـه او وصـل کــردی برای سپاهش تــــــو ســــــــردار یـــاری 💫یا صاحب الزمان💫 🌹کپی با ذکر صلوات آزاد است🌹 @kamali220 🌹ارتباط با مدیر↖️↖️ ادمین تبادل↙️↙️ @Yare_mahdii313
مشاهده در ایتا
دانلود
👩‍⚖   🌷 ﷽ * احسان - هديه.جان بابا نميخواي يه كم عجله كني؟ من بعدش بايد برم دفتر. - چشم باباجانم! اگه يه كم اجازه بديد الان تموم ميشه. پوف كشداري كشيدم. - چيكار داري ميكني مگه؟ به سمت اتاقش رفتم و قد كوتاهش رو توي چادري كه سر كرده بود گم كردم. - اين رو از كجا آوردي؟ چشمهاي درشت و قهوه اي رنگش رو به چشمهام دوخت و با قيافه اي حق به جانب گفت: - اين رو مامانجون سپيده بهم داد. گفت كه چادر كوچيكياي مامانم بوده و نگهش داشته تا يه روزي بده به من. ميخوام برم نشون مامان بدم. فقط نميدونم چطور بايد سرم كنم. چشمهاي بيتابم رو به چشمهاي پرفروغش دوختم. - بذار كمكت كنم. كش چادر رو روي سرش گذاشتم و به زيبايي دوچندانش خيره شدم. - چقدر خوشگلتر شدي ملكه من. - شما هم خوشتيپ شدين باباي ملكه. لپش رو كشيدم و گفتم: - بريم ديگه، اينقدر شيرين زبوني نكن؛ وگرنه ميخورمت. كنار گلفروشي ايستادم و دسته گلي از گلهاي نرگس خريدم و به دستهاي كوچولوي هديه دادم. - اين هم گل. ديگه چي؟ - بزن بريم ديدن ماماني. پام رو روي گاز فشار دادم و ماشين از جا كنده شد. دست در دست تك دخترم كه بي نهايت شبيه مبينا بود و الان شيش سال بيشتر نداشت قدم برميداشتيم. هديه دستم رو ول كرد و خودش رو به مادرش رسوند. مادري كه حالا سه سالي هست كه ازش به جز سنگ قبري سرد چيزي باقي نمونده و اين شده قرار هفتگي من و هديه كه با دسته گلي از نرگس كه هميشه عطرشون رو توي نفسش ميفرستاد و با عشق بو ميكرد، به ديدنش بيايم. كنار هديه كه داشت تموم اتفاقات هفتهي قبل رو با آبوتاب براي مادرش تعريف ميكرد نشستم و گفتم: - خيلي زود تنهامون گذاشتي؛ اما همونطور كه بهت قول داده بودم هرگز اجازه نميدم هديه تنها بمونه. تا ابد كنارش ميمونم تا مطمئن بشم خوشحال و خوشبخته. پايان * اين جلد از رمان را تقديم ميكنم به مادر عزيزم كه صبورانه و باگذشت زندگي را با دستان ظريف اما پرقدرتش و به همراه قلب مهربانش ميگرداند و تقديم ميكنم به همهي زنان سرزمينم كه زحماتشان را وظيفه دانسته، عشقشان را ناديده گرفته و از استعداد و علاقه شان چشم پوشي ميكنند. به اميد روزي كه همه ي زنان و مردان به راستي و به معناي واقعي كلمه حقوقي واقعی برای زنان داشته باشند. «به مردها ميگويند مردانگي كن و بگذر اما من گذشت و صبوري را از زناني آموختم كه قرن هاست زير سلطه ي مردسالاري صبر كردند و گذشتند خداوند انسان را خلق كرد و مادر انسان را پرورش داد به جرئت ميتوان گفت كار زن كمتر از خداوند نيست اما همين زنان سالها ناسزا شنيدند محدود شدند كتك خوردند و در اجتماع طرد شدند اما باز گذشتند تحمل كردند و خنديدند خنديدند ديروز خندهاي بر صورتي صاف و امروز چروكخورده زنان را خدايي دوست بداريد!» پایان 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 ☘ 💖☘ 💖💖☘ 💖💖💖☘ 💖💖💖💖☘ @delneveshte_hadis110 <====💠🔶🌹🔷💠====>