سند، مرسل است، ولی ظاهراً در احادیثی که حکمت و اخلاق و حقایق را برای انسان بیان میکنند، معلوم نیست که ارسال ضرری داشته باشد. حاملِ حکم فقهی هم نیست که انسان دنبال حجّت باشد و بگوید نمی شود به خبر مرسل تعبّد کرد. حقایقی است که وقتی انسان مشاهده می کند، می بیند که صحّت و اعتبار و اتقانش در خود آن مندرج است. پیداست که اینها یا حتماً کلمات معصوم علیهالسّلام است یا متّخذ از کلمات آن بزرگواران است. بنابراین ارسال در سند این حدیث، نباید کمترین شبهه و ریبی در اخذ به مضمون این حدیث به وجود آورد.
۱۳۷۴/۰۶/۱۴
📚بیانات در آغاز درس خارج فقه https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2763 https://eitaa.com/deraiat🏠
🔶 خط غلو و غلو سیاسی
🔸استاد سید احمد مددی
احمد اشعری از محمدبن سنان نقل می کند . مقداری ازمیراث های ایشان به قم آمده. به اصطلاح ، جزء شخصیت های تراز اول غلو است. به عنوان ناشر افکار خط غلو، مثل محمد بن سنان نداریم. احتمالاً پدرش سنان شیعه نباشد.
مخصوصاً غلو بعد از امام رضا ع از 180 به بعد تا 300 غلو سیاسی بوده است برخی با قرامطه هم پیمان می شدند. یا با موالی هم پیمان می شدند. نخستین جاهایی که به غلو متهم می شود، جبلیین (اطراف رودبار و ...) است. اینها جنگ های پارتیزانی راه می انداختند و حرکت های مسلحانه انجام می داند. حرکت های دیگری هم بوده که الحادی بوده مثل بابک خرمدین. لذاگاهی با هم همراهی می کردند. در شرح حال خرمدین، یکی از مراکز آنها را قم نوشته اند ولی احتمالاً دروغ باشد. اجمالاً می گوییم خط غلو. تازمان امام صادق ع خیلی مشکل پیدا نکردند. از قیام زید مشکل اساسی شروع شد، برای زیدیه تا الان ، کفر و ضلال و انحراف نقل نشده مثل ترک نماز و ... تاکنون. بعداز شهادت یحیی بن زید امامت به بنی الحسن منتقل شد. الان هم زیدی های یمن بنی الحسن است. مثل محمد بن حسن ملقب به دیباج (چون زیبا بوده است) قیام کرد و 200 تا زیدی حول او بودند. در یمن سادات معظمشون حسنی یا طباطبایی اند. شمال آفریقا هم حسنی هستند و انساب خوبی دارند، با سرخ جامگان ، که هدف مشترک آنها را جمع می کند.
حسین بن سعید، پسری دارد به اسم احمد، داردکه: «رواه عن جمیع شیوخ ابی». یعنی از پیرمردها هم اجازه گرفته اند. نجاشی می گوید: فاسدالمذهب. احمد بن حسین سعید، یعنی با نصیریها با علوی های شام و... یا گروه های انحرافی رفت و آمد داشته است.
یکی اسماعیلی ها و یکی غلات این دو انحرافی هستندکه حرکت مسلحانه داشتند. اسماعیلی های مصر خیلی انحرافی شدندو برگشتند ولی اسماعیلی های ایران رسماً منحراف شدند. حسن بن محمد ... از سالی که در الموت منبر رفت نسخ شرایع را اعلام کرد این نسخ شرایع در فاطمی های مصر هم هست ولی ثابت نشد. ولی او رسما اعلام کردکه نماز برداشته شد. پسری دارد به نام محمد این هم برگشت به طریق اسلام ولی باز فرزند او برگشت و به شراب خواری مشغول شد. آخرین پادشاه قهستان 654. مجموعاً 170 سال رأس کار بودند.
زیدی ها در طول تاریخ نداریم که کار زشت کرده باشند. الان هم خلاف شرع ندارند. اما فاطمی های ایران، آقاخانی ها الان هم نماز نمی خوانند. نصیری های شام هم تابع ابوالخطاب اند. دروزی ها هم تابع اسماعیلی های مصر هستند که انحرافی اند. علی اللهی ها غلاتی اند که حرکت اجتماعی هم نداشتند حالت لامذهبی دارند گروه های مختلفی دارندبه برخی اهل حق می گویند. حالت آنها مشوه است. انسجام فکری ندارند. مثل ایزدی های عراق ، مثل صابره در خوزستان و بغداد، که درجاهایی هستند که آب باشد. خودشان را به حضرت ابراهیم ع متصل می کنند. بخاطر لفظ صابره در قرآن امده، معلوم نیست مراد اینها باشد. غالباً در کنار کارون اند، اول صبح می روند در رودخانه. صبی ها هم به آنها می گویند. ایزدی ها خودشان تلفظ عربی می گویند: ایزیدی، مثل یزیدی می شود. گفته شده یزید را تقدیس می کنند ولی معروف این است که شیطان را تقدیس می کند. شیطان پرست است. تحصیل علم بر اینها حرام است. لذا افکار درست و حسابی ندارند.
در ایران هم خیلی کم داریم، در عراق هم سیار اند. در قانون اساسی عراق جزو ادیان شناخته شده است و نماینده دارند. حدود 200 هزار نفر هستند وسه نماینده دارند. مرشد دارند.
فتحی ها، عبدالله افطح 70 روز بعد مرد . برخی ها برگشتند به موسی بن جعفر ع.
اسماعیلی ها تدریجاً اصول فکری خود را و چارچوب فکری خود را مخصوصاً اسماعیلی های مصر تعیین کردند. با نوشتن دعایم و... حاکم بغداد 411 وفاتش است. حکم علیه او را سید مرتضی امضا کرد.
📚درس خارج فقه، 17/2/97
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶عنوان «غلو»، حربه ای سیاسی
🔸استاد سید احمد مددی
به نظر می رسد، جریانات سیاسی- اجتماعی شیعه در چند قرن اولیه، ازعنوان غلوّ، به عنوان حربه ای سیاسی، له و علیه افراد و جریانات مشخص استفاده می کردند.بعدها دایره اعتقادی گروه های مختلف غالیان مبهم ماند. ... کوتاه سخن آنکه مجرد اتهام به غلو، در ردّ روایت و یا نفی عقیده کفایت نمی کند، به ویژه ما اطلاع دقیقی از مبانی فکری دو رجالی برجسته، مرحوم نجاشی و ابن غضائری، در دست نداریم. به نظر می رسد اندیشمندان خط صحیح غلوّ، با قطع نظر از برخی عقاید، حاملان اصلی معارف صحیح اهل بیت علیهم السلام بودند و خط آنان را نباید با خطوط انحرافی خلط کرد.
ما در کتاب شریف کافی تعداد زیادی از میراث های خط غلوّ را می بینیم. اینان از همان دسته معتقد و وابسته به اسلام و مقدسات اسلامی هستند. مرحوم کلینی با دقت و موشکافی عمیق خود، احادیث موهون و بی اساس خط غلو را جدا ساخت و سعی کرد روایات صحیح آنان را طبق نظام ارزشی اش در این کتاب بزرگ بیاورد. این کار مرحوم کلینی، بعدها در مکتب بغداد پذیرفته شد و در حقیقت زمینه اعتقاد و اعتماد مرحوم مفید به آثار صحیح این خط بود.
📚نگاهی به دریا، 132
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶نسبت دادن برخی مطالب باطل به مفضل بن عمر
🔸استاد سید احمد مددی
در میان خط غلوّ، چهره ای چون مفضّل بن عمر به صورت رمز درآمده است و بر این اساس، بسیاری از کلمات و روایات به او نسبت داده شده که در حقیقت از او نیست. مرحوم ابن غضائری نیز به همین نکته اشاره هایی دارد. برای نمونه می توان از کتاب الهفت الشریف و یا الهفت و الأظله که اخیراً چاپ شده، یاد کرد. این کتاب مملو از کفریات و لاطائلات است و تقریباً همه ی کتاب را به مفضّل نسبت داده اند. این کتاب ه احتمال بسیار قوی از اباطیل محمد بن نُصیر نمیری، بنیان گذار فرقه نصیریه (علویان فعلی شام) است. او خود از خط غلوّ انحرافی بود و از سوی امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) لعن شد و از جامعه شیعه طرد گردید. (رجال کشی، ص323)
📚نگاهی به دریا، 132
🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️ درایت در روایات، مقدمۀ دستیابی به کمال ایمان
#استاد_میرباقری
☑️ @mirbaqeri_ir
🔶غلات و شاخصه ترک شریعت
🔸 استاد سید علیرضا حسینی شیرازی
دو جریان عمده در شیعه پدید آمد؛ فقه مداري و متهمان به غلو
فقه مداران در طول تاریخ حدیث شیعه توثیق شده اند. به عبارتی اکثریت قریب به اتفاق توثیق شدگان، فقه مدارانند و اکثریت قریب به اتفاق تضعیف شدگان، متهمان به غلو هستند.
بنابراین در حدیث شیعه دو مبنا مشخص شد: 1. مبناي توثیق: حرکت بر مدار فقه مداري 2. مبناي تضعیف: استشمام آموزه هاي غالیانه از روایات اصحاب
اکثر تضعیف شدگان شیعه، متهم به غلو بوده اند. اما آیا می توان تضعیفات مبتنی بر غلو را پذیرفت؟ با مطالعه ترجمه هاي محمد بن اورمه در نجاشی و ابن غضائري، ترجمه محمد بن بحر رهنی در نجاشی، ترجمه علی بن محمد قاسانی در نجاشی، ترجمه حسین بن یزید نوفلی در نجاشی، ترجمه الحسین بن عبیدالله بن سهل در نجاشی، پاسخ این سؤال را می توان پیدا کرد.
... می بینیم که ویژگی غلو علاوه بر عقاید غالیانه، در عمل و رفتار غالی نیز می باشد. در ترجمه محمد بن اورمه نیز آمده که وقتی در قم متهم به غلو می شود و نقشه قتلش کشیده می شود وقتی می خواهند او را بکشند می بینند در حال نماز خواندن است. نماز خواندن
او را که می بینند دست از کشتن او برمی دارند.
در گزارش 1014 کشی می خوانیم که کشی از عیاشی در مورد علی بن عبدالله بن مروان می پرسد. عیاشی گفت هر چه در مورد او شنیدم خوبی است اما پایبندي او به شریعت براي من احراز نشده است. لذا او را توثیق نمی کند.
فإن القوم یعنی الغلاة یمتحن فی أوقات الصلوات و لم أحضره فی وقت صلاة و لم أسمع فیه إلا خیرا [...] (رجالال کشی، ص 530)
در گزارش ابن ابی عمیر می بینیم که سراغ مفضل بن عمر می رود و او را براي زیارت کربلا دعوت می کنند. وقتی 5 فرسخ از شهر خارج شدند. همه براي نماز آماده شدند ولی مفضل نماز را اقامه نکرد. یکی از معیارهاي اصلی اصحاب این است که پایبندي
عملی به شریعت داشته باشند.
📚جزوه رجال جلسه هشتم.
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶عدم قدح راويان مشهور از منظر مرحوم تبریزی (ره)
🔸استاد شب زنده دار
مبناي مرحوم محقق تبريزي اين بود که هر کسي مشهور و معروف باشد و نام وي بر سر زبانها باشد و قدحي در مورد او نباشد، علامت وثاقت است يعني در اينگونه موارد اطمينان پيدا ميکنيم که او موثق است به خصوص که دأب رجاليون اين بوده که اگر عيبي وجود داشته، بيان کنند. اين بيان ايشان در مجالس استفتاءشان است.
اما آن چه در کتابهايشان و مجلس درسشان فرمودند اين است که خود اينکه شخصي معروف باشد و قدحي نداشته باشد، حسن ظاهر است و در نتيجه مشمول روايت عبدالله بن ابي يعفور ميشود که دلالت بر اين که هر کسي چنين بود عدالتش ثابت ميشود و با اصاله السلامه ضبط را درست ميکنيم و مجموع عدالت و ضبط وثاقت ميشود.
📚سال 92 - جلسه 40 / فقه. موضوع عام: مباحث رجال و درايه موضوع خاص: امارات توثيق خاص / مشهور بودن راوي و نداشتن قدح
🏠https://eitaa.com/deraiat
درایت
عدم اعتنا به جرح های احمد اشعری و اخراج راویان- آیت الله سید علی سیستانی
🔶گرایشات ضد عجم احمد اشعری
🔸استاد سید احمد مددی
شايد در مکتب قم در آن زمان، تا حدودى شعوبى ها جزو غلات بودند (البته سندش خيلى ضعيف است)؛ چون خود مرحوم کلينى در بحث اصول عقايد، از ابوالحسن ثالث، که مى گويد: احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى شنيده بود و خيرانى هم شنيده بود، به خيرانى گفتند: چرا نگفتى؟ او هم شنيده، گفت: «هذه مکرمة کنتُ احببت أن تکون لرجل من العرب لا من العجم».
«فَقَالَ أَبِي لِمَنْ عِنْدَهُ الرِّقَاعُ: أَحْضِرُوا الرِّقَاعَ، فَأَحْضَرُوهَا، فَقَالَ لَهُمْ: هذَا مَا أُمِرْتُ بِهِ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَدْ كُنَّا نُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مَعَكَ فِي هذَا الْأَمْرِ شَاهِدٌ آخَرُ، فَقَالَ لَهُمْ: قَدْ أَتَاكُمُ اللَّهُ- عَزَّ و جَلَّ- بِهِ، هذَا أَبُو جَعْفَرٍ الْأَشْعَرِيُّ يَشْهَدُ لِي بِسَمَاعِ هذِهِ الرِّسَالَةِ، وَ سَأَلَهُ أَنْ يَشْهَدَ بِمَا عِنْدَهُ، فَأَنْكَرَ أَحْمَدُ أَنْ يَكُونَ سَمِعَ مِنْ هذَا شَيْئاً، فَدَعَاهُ أَبِي إِلَى الْمُبَاهَلَةِ، فَقَالَ: لَمَّا حَقَّقَ عَلَيْهِ، قَالَ: قَدْ سَمِعْتُ ذلِكَ، و هذِهِ مَكْرُمَةٌ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ تَكُونَ لِرَجُلٍ مِنَ الْعَرَبِ، لَالِرَجُلٍ مِنَ الْعَجَمِ، فَلَمْ يَبْرَحِ الْقَوْمُ حَتّى قَالُوا بِالْحَقِّ جَمِيعاً.»كافي (ط - دار الحديث)، ج2، ص: 110
آقاى خويى هم معتقد است که روايتى هست که نشان مى دهد احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى، شديداً ضدّ عجم بوده است. اين احتمال، وجود دارد که مثلاً سهل بن زياد، مقدارى تفکر شعوبى داشته، البته غلوّ به معناى انحراف، نه به معناى نماز نخواندن.
📚مصاحبه در بزرگداشت مرحوم کلینی ره
هدایت شده از معهد الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
تعدادی از افرادی که متّهم به غلوّند مراد غلوّ سیاسی و یک نوع تحرّکات اجتماعی است. دنبال اقامۀ حکومت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و بهاصطلاح امروزی «بنیادگرايان اسلامی» و «اصولگرایان» بودند. بلااشکال اگر بخواهیم فاطمیهای مصر را در عنوان شیعه حساب کنیم، جزء غلات به این معنا هستند؛ چون ائمّۀ خودشان را امام معصوم میدانستند و حکومت شیعی برپا کرده بودند. امام را بهعنوان عالیترین مقام میدانستند و مقاماتی که بعدها بود ـ از بلاغ و مؤمن (سمپاد) تا داعی، داعي الدعاة، داعی مطلق، تا شیخ الجبل و حجّت ـ همه دون امام بود. تنها تشکیلاتی که در جهان اسلام داشتیم که تشکیلات حزبی بهاصطلاح امروزی هرمی باشد ـ که از پايین شروع شود تا به رأس قاعده برسد ـ فقط فاطمیها داشتهاند و فقط رأس هرم (امام) منصوب بود و بقیّه را خود افراد به اين مقامات میرسیدند. به هر حال، خود قاضی نعمان را الآن من ندیدهام منصب حزبی خاصّی داشته باشد، امّا بهعنوان قاضیالقضات مطرح است. حالا اینکه این کتابها به چه وسیلهای به او رسیده و آيا اصلاً خود ایشان اجازه داشته یا بهنحو وجاده گرفته الآن بهشکل دقیق نمیتوانیم حکم کنیم و برای ما مشکل است، امّا قطعاً از مصادر ماست.
البتّه ما در میان علما عدّهای داریم که جزء بزرگان هستند، امّا چون متّهم به غلو شدهاند و «يُنقَل عنه مذاهب فاسدة»، مورد عنایت واقع نشدهاند. ندیدهام تا حالا کسی نه در رجال و نه در تاریخ این احتمال را داده باشد که اینها رابطهاند و منظور از غلو این بوده که اینها با اسماعیلیها ارتباط داشتهاند؟ خود من این احتمال را میدهم كه شاید اینها یکی از حلقههای وصل بودهاند.
مثلاً حسین بن سعید جزء اعلام و بزرگان است و کتابهایش در زمان خود او مثل «کافی» در زمان ماست و تا قبل از تدوین «کافی» نقش «کافی» را داشته. وی پسری به نام احمد بن الحسین دارد که نوشتهاند: «روی عن شيوخ أبيه»1️⃣؛ یعنی ایشان از همان کودکی دنبال علم بوده كه بخواهد از مشایخ پدر خود ـ الّا یک نفر ـ نقل کرده باشد و این جلالت علمیاش را نشان میدهد، والّا نقل از مشایخ پدر با آن تفاوت سنّی خیلی بعید است. ما الآن در کتب روایی از احمد بن الحسین چیزی نداریم، جز 2 ـ 3 روایت در «تهذیب» که «أحمد بن الحسین» و اشتباه است و صحیح «أحمد، عن الحسین» ـ یعنی: أحمد بن محمّد بن عیسی اشعری، عن الحسین بن سعید ـ است. من احتمال میدهم این شخص که متهم به غلوّ و از بزرگان علمی ماست ـ که در شیوخ همدوش پدر (حسین بن سعید، نه یک شخص عادی) است ـ، امّا چون متّهم به غلو و مذاهب فاسده است در کتب اربعه ـ مگر دو سه روایت که اشاره کردیم ـ اصلاً از او چیزی نداریم، به همان افکار اسماعیلیها و تأویلگرایی اسماعیلیها میخورد و شاید مثل ایشان نقطۀ ربط بین میراثهای ما و مثل قاضی نعمان مصری باشد.
( حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی الموسوی حفظه الله ، خارج فقه ، ۱۳۸۴/۱۲/۱ )
پانوشت:
1️⃣ أحمد بن الحسين بن سعيد بن حمّاد بن سعيد بن مهران، مولى عليّ بن الحسين ـ علیهما السلام ـ، أبو جعفر الأهوازيّ، الملقَّب «دندان»، روى عن جميع شيوخ أبيه إلّا حمّاد بن عيسى في ما زعم أصحابنا القمّيّون، وضعّفوه وقالوا: هو غالٍ« وحديثه يعرف وينكر. [فهرست أسماء مصنّفي الشيعة (رجال النجاشيّ)، ص 78/ ضمن ش 183، و نیز: الأبواب (رجال الطوسيّ)، ص 415، ش 6006؛ الفهرست، ص 65، ضمن ش 67]
#فقه
#قواعد_عامه
#مکاسب
#قواعد_عامه_در_باب_مکاسب
#اولین_قاعده_عامه
#ابهام در مصادر کتاب «دعائم الإسلام» (قسمت دوم)
غلو به معناى انحراف فکرى کلّى است که مظهر بزرگ آن، ابوالخطّاب است که مى گفت: امام صادق عليه السلام خداست و من هم پيغمبرم. يک غلو ديگرى هم بوده که ترک واجبات و انجام محرّمات بوده است. اين غلو را سعى کردند به مفضّل هم نسبت بدهند. در کتاب رجال الکشّى آمده: با مفضّل رفتيم به سوى کربلا. قبل از اذان صبح، رفتم تا براى نماز، آماده شوم. به او گفتم: بيا برويم نماز بخوانيم. گفت: من در خانه خوانده ام.
لکن شأن مفضّل، اجلّ است. اين دروغ محض است! يک رساله اى موجود است که مفضّل به امام صادق عليه السلام نوشته که هم در «مختصر البصائر» آمده و هم در «بصائر الدرجات» صفّار و در آخر کتاب، سه ـ چهار صفحه جواب امام آمده است. امام مى گويد: «اين راعمداً اهل جماعت درآوردند که بگويند مفضّل، نمازخوان نبود. اين دروغ است».
آنها آمدند و به مفضّل، اين گونه نسبت ها را دادند، همانطور که معتقديم رابطه اى مخفى بين غلو و اسماعيليه وجود داشته که اين زاويه هم تا حالا بررسى نشده است. من اجمالاً نظرم اين است که درباره خط غلو، بيشتر بررسى شود؛ چون کلينى در اين خط نقش دارد، چه غلو عقايدى و چه غلو عملى؛ يعنى ترک نماز و روزه و چه در لوازم، مثل شعوبيگرى، و تندروى هاى اجتماعى. مثلاً معلى بن خنيس، جزء غلوّ سياسى است. مفضّل بن عمر هم همچنين؛ يعنى هيچ کدام در خط غلوّ انحرافى نيستند. 📚مصاحبه در بزرگداشت مرحوم کلینی ره 🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶غلو و تقصیر
🔸مرحوم علامه مجلسی (ره)
اعلم أن الغلو في النبي و الأئمة ع إنما يكون بالقول بألوهيتهم أو بكونهم شركاء الله تعالى في المعبودية أو في الخلق و الرزق أو أن الله تعالى حل فيهم أو اتحد بهم أو أنهم يعلمون الغيب بغير وحي أو إلهام من الله تعالى أو بالقول في الأئمة ع إنهم كانوا أنبياء أو القول بتناسخ أرواح بعضهم إلى بعض أو القول بأن معرفتهم تغني عن جميع الطاعات و لا تكليف معها بترك المعاصي.
و القول بكل منها إلحاد و كفر و خروج عن الدين كما دلت عليه الأدلة العقلية و الآيات و الأخبار السالفة و غيرها و قد عرفت أن الأئمة ع تبرءوا منهم و حكموا بكفرهم و أمروا بقتلهم و إن قرع سمعك شيء من الأخبار الموهمة لشيء من ذلك فهي إما مؤولة أو هي من مفتريات الغلاة.
و لكن أفرط بعض المتكلمين و المحدثين في الغلو لقصورهم عن معرفة الأئمة ع و عجزهم عن إدراك غرائب أحوالهم و عجائب شئونهم فقدحوا في كثير من الرواة الثقات لنقلهم بعض غرائب المعجزات حتى قال بعضهم من الغلو نفي السهو عنهم أو القول بأنهم يعلمون ما كان و ما يكون و غير ذلك
مَعَ أَنَّهُ قَدْ وَرَدَ فِي أَخْبَارٍ كَثِيرَةٍ لَا تَقُولُوا فِينَا رَبّاً وَ قُولُوا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا.
وَ وَرَدَ أَنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ.
وَ وَرَدَ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ.
و غير ذلك مما مر و سيأتي.
فلا بد للمؤمن المتدين أن لا يبادر برد ما ورد عنهم من فضائلهم و معجزاتهم و معالي أمورهم إلا إذا ثبت خلافه بضرورة الدين أو بقواطع البراهين أو بالآيات المحكمة أو بالأخبار المتواترة كما مر في باب التسليم و غيره.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج25، ص: 347
🏠https://eitaa.com/deraiat