eitaa logo
درایت
272 دنبال‌کننده
124 عکس
61 ویدیو
73 فایل
نکاتی ویژه از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
ملک.docx
حجم: 25.7K
مطالعه بیشتر: بحث مُلک از منظر مرحوم علامه طباطبایی ره از تفسیر المیزان
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (5) 🔶مالِک یوْمِ الدِّینِ‏ 🔻 تفاوت «مالک» و «مَلِک» 🔸 شهید مطهری (ره) در رساله‏‌های عملیه خوانده‌اید که در قرائت نماز این آیه را به دو وجه می‌توان خواند: مالِک یوْمِ الدِّینِ، و مَلِک یوْمِ الدِّینِ. ببینیم این دو قرائت آیا باعث می‌شود که دو معنی مختلف برای آیه تصور گردد؟ مَلِک و مالک در استعمالات روزمرّه هرکدام معنای مستقل دارند. اولی یک رابطه سیاسی است و دومی یک رابطه اقتصادی. آنجا که انسان با چیزی رابطه مالکیت پیدا می‌کند به این نحو است که می‌تواند از آن بهره‌برداری کند و آنجا که «ملک» می‌گوید یعنی قدرتی مافوق دیگری دارد و برای خود حق تدبیر و سیاست قائل است. ولی در هر دو مورد هیچ گونه واقعیتی در کار نیست، بلکه یک قرارداد صرف است؛ یعنی اینکه می‌گوییم فلان کس مالک فلان خانه است، یعنی در حال حاضر قرار بر این است که چنین اعتبار شود؛ و آنجا که گفته می‌شود فلان شخص ملک فلان ناحیه است نیز بیش از یک اعتبار نیست و لذا در هر دو مورد اگر اعتبار عوض شود بلافاصله دیگر وجود ندارد، یعنی ممکن است لحظه‌ای دیگر مالک آن خانه و ملک آن ناحیه اشخاص دیگری باشند و رابطه با افراد جدید برقرار گردد. در این‏گونه موارد که ملک بودن و مالک بودن با اعتبار تشکیل می‌شود، این دو معنی با یکدیگر کمال امتیاز را دارند؛ یعنی ملک کار مالک را نمی‌کند و مالک نمی‌تواند کارهای ملک را انجام دهد؛ یکی مُلک است دیگری مِلک. ولی در بعضی موارد این روابط حقیقی است. مثلًا اگر کسی بگوید من مالک قوای بدنی خویش هستم، معنایش این است که در بهره‏‌گیری از آنها صاحب حق و مختارم، یعنی قوّه‌ای در وجود من هست که من هر وقت بخواهم از آن استفاده می‌کنم و مثلًا با آن سخن می‌گویم و هر وقت نخواهم بهره‌برداری نمی‌کنم. اینجاست که چنانکه ملاحظه می‌کنید ملک با مالک هر دو مصداقاً یکی است؛ یعنی هم ما مالک اعضا و جوارح خودمان هستیم و هم ملک و مسلط بر آنها، به دلیل اینکه یک امر تکوینی است نه قراردادی و مجازی محض. در مورد پروردگار که خالق تمام جهان است و اراده‌‏اش قاهر بر همه عالم است وحدت مَلِک با مالک به خوبی روشن است و آنجاست که رابطه حقیقی بین مالک و مملوک برقرار است. لذا راجع به مُلک در قیامت در قرآن آمده است: لِمَنِ الْمُلْک الْیوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ [1]. بالاتر اینکه در آیه دیگر آمده است: قُلِ اللهُمَّ مالِک الْمُلْک [2] بگو ای خدای مالک مُلک. در این آیه مُلک و صاحب اختیاری در مدیریت، به عنوان یک امر مملوک فرض شده است. مفاد لِمَنِ الْمُلْک الْیوْمَ‏ نیز همین است و به اصطلاح «لام» افاده مِلک می‌کند. معنی آیه این است که مالک کیست؟ پاسخ این است که خداست. پس معلوم می‌شود که مُلک و مِلک این قدرها از یکدیگر جدا نیستند و آن طور که گفته می‌شود دو قلمرو جداگانه ندارند. آیا خداوند فقط مالک و مَلِک روز قیامت است و در دنیا نیست؟ خیر، بلکه خداوند مالک و مَلِک حقیقی هم دنیا و هم آخرت است. فرقش این است که بشر چون در دنیا چشم حقیقت‌‏بین ندارد، مالکها و مَلِکهای اعتباری و مجازی را می‌سازد؛ خود را و دیگری را مالک بر اشیاء و مَلِک آنها می‌داند و می‌گوید من مالک این خانه‌ام ولی هنگامی که حقایق جهان برایش مکشوف شد و نگاهی واقع‌‏بینانه بر جهان افکند آنگاه خواهد دید که همه مِلکها و مُلکها ساختگی بوده و مالک و مَلِک حقیقی هستی اوست. فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدیدٌ [3]. روایت ذیل نیز همین مطلب را بیان می‌فرماید: عن جابر عن ابی جعفر علیه السلام أنه قال: الْامْرُ یوْمَئِذٍ وَ الْیوْمَ کلُّهُ لِلَّهِ. یا جابِرُ اذا کانَ یوْمَ الْقِیامَةِ بادَتِ الْحُکامُ، فَلَمْ یبْقَ حاکمٌ الَّا اللهُ‏ [1]. 📚 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج 2، ص27 🏠https://eitaa.com/deraiat
درایت
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (5) 🔶مالِک یوْمِ الدِّینِ‏ 🔻 تفاوت «مالک» و «مَلِک» 🔸 شهید مطهری (ره) در رساله‏‌ه
🔻نکاتی پیرامون متن فرمایش شهید مطهری (ره) شهید مطهری (ره) در ابتدای این گفتار به نکته مهمی اشاره کردند و آن اینکه «مَلِک» ناظر به یک رابطه سیاسی است و «مالک» ناظر به رابطه اقتصادی است. به بیان دیگر «مَلِک» ناظر به یک امر ولایتی و حکومتی است درحالیکه «مالکیت» ، اصالتاً مقوله اقتصادی به حساب می آید. در اینصورت اهمیت جایگاه «مَلِک» از منظر سیاسی که می تواند نقش هدایتگری ، حکمرانی و ولایت و سرپرستی را بر عهده گیرد به نسبت «مالک» به خوبی روشن می شود. اما ایشان در ادامه گفتار با نادیده گرفتن همین نکته، سعی کردند یکسانی ایندو مفهوم را در صورت حقیقی بودن آندو، اثبات کنند! از جمله استدلال های ایشان این است که در ملکیت حقیقی مثلاً انسان نسبت به قوای بدنی و اعضاء و جوارح خودش، اختیار کامل دارد لذا هم مالک است و مَلِک. همچنین در خصوص خداوند نیز که ایندو مفهوم به نحو حقیقی وجود دارد، مالک و مَلِک، مصداق واحد پیدا می کند. نقد گفتار فوق به این است که مالکیت و مَلِک بودن حقیقی انسان نیز حتی بر اعضاء و جوارح خودش یکسان نیست، انسان را اگر مالک حقیقی بدن خودش بدانیم - که فیه تأمل- حق ندارد با بدنش هر کاری دلش خواست انجام دهد، به عنوان مثال ضرر رساندن به آن حرام است و روز قیامت از حقوق آنها سوال می شود و نمی بایست با آنها معصیت کند و... در خصوص نکته دوم نیز نمی توان از وحدت مصداق، وحدت مفهوم را نتیجه گرفت، درست است که خداوند متعال، هم مالک است و هم مَلِک، ولی بدان معنا نیست که ایندو مفهوماً یکسان اند.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارزش و آداب قرآن/ استاد میرباقری
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درس خارج اصول فقه استاد سید احمد مددی ۱۴۰۰/۰۹/۰۲ / نکاتی پیرامون کتاب الجامع بزنطی و سند حدیث: «علینا القاء الاصول و علیکم التفریع»
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (6) 🔶 خداوند متعال صفت «مالک» دارد؟ 🔻 صفت «مالک» در روایات برخی از روایات به تبیین اسماء و صفات الهی پرداخته اند که بهترین آنها را می توان در کتاب التوحید کافی و کتاب التوحید مرحوم صدوق (ره) ملاحظه کرد. با مروری بر این دسته از روایات، صفت «مالک» برای خداوند نیافتیم، درحالیکه صفت «الْمَلِكُ» جزو اسماء و صفات ذکر شده است. به عنوان نمونه به یک مورد از آنها اشاره می شود: 15- بَابُ حُدُوثِ الْأَسْمَاءِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ، عَنِ‏ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «.... فَهذِهِ الْأَسْمَاءُ الَّتِي ظَهَرَتْ، فَالظَّاهِرُ هُوَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالى‏، وَ سَخَّرَ سُبْحَانَهُ لِكُلِّ اسْمٍ مِنْ هذِهِ الْأَسْمَاءِ أَرْبَعَةَ أَرْكَانٍ، فَذلِكَ اثْنَا عَشَرَ رُكْناً، ثُمَّ خَلَقَ لِكُلِّ رُكْنٍ مِنْهَا ثَلَاثِينَ اسْماً فِعْلًا مَنْسُوباً إِلَيْهَا، فَهُوَ الرَّحْمنُ، الرَّحِيمُ، الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، الْخَالِقُ، الْبَارِئُ، الْمُصَوِّرُ «الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» الْعَلِيمُ، الْخَبِيرُ، السَّمِيعُ، الْبَصِيرُ، الْحَكِيمُ، الْعَزِيزُ، الْجَبَّارُ، الْمُتَكَبِّرُ، الْعَلِيُّ، الْعَظِيمُ، الْمُقْتَدِرُ، الْقَادِرُ، السَّلَامُ، الْمُؤْمِنُ، الْمُهَيْمِنُ، الْبَارِئُ، الْمُنْشِئُ، الْبَدِيعُ، الرَّفِيعُ، الْجَلِيلُ، الْكَرِيمُ، الرَّازِقُ، الْمُحْيِي، الْمُمِيتُ، الْبَاعِثُ، الْوَارِثُ. فَهذِهِ الْأَسْمَاءُ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَسْمَاءِ الْحُسْنى‏- حَتّى‏ تَتِمَّ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ اسْماً- فَهِيَ نِسْبَةٌ لِهذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ، وَ هذِهِ الْأَسْمَاءُ الثَّلَاثَةُ أَرْكَانٌ، وَ حَجَبَ الِاسْمَ الْوَاحِدَ الْمَكْنُونَ الْمَخْزُونَ بِهذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ، وَ ذلِكَ قَوْلُهُ تَعَالى‏: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏» 📚كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 276 پیش از این گذشت که در اسماء و صفاتی که در قرآن برای خداوند متعال ذکر شده نیز «مالک» وجود ندارد، بلکه «الْمَلِكُ» جزو اولین آنهاست: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ ﴿الحشر: ٢٢﴾‏‎ ‏هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23)‎ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (24)‎ 🏠https://eitaa.com/deraiat
✅ از هر جا خرید نکنیم 🔹اصحاب کهف وقتی از خواب بیدار شدن قرار شد یکی بره خرید ♨️جالبه قرآن میگه هر کی رفت خرید دقت کنه کدوم فروشنده بیشتر اهل مراعاته از اون بخره... فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ ( کهف، 19) 😁منو میگی فقط برام مهمه کی ارزونتر بده
🔻دعایی برای بهتر فراهم شدن اسباب روزی 🔹از معاویة بن عمار نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام دعایی برای روزی خواستم، امام به من دعایی یاد دادند که هیچ ذکری را برای جلب روزی بهتر از آن ندیدم: 👈🏻اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ. 🔸ترجمه دعا: «خدایا از فضل وسیع، حلال و پاکت، به من رزق واسع، حلال و پاک عنایت کن که برای دنیا و آخرت من کافی باشد! زیادِ زیاد! بسیار گوارا! بدون زحمت طاقت فرسا و منتی از هیچ یک از خلائقت جز از فضل وسیع خودت؛ چرا که خودت گفته‌ای: «از خدا فضلش را طلب کنید» پس از فضلت می‌خواهم! از بخششت می‌خواهم! و از دست پر نعمت تو روزی می‌خواهم!» 🔗کافی، ج2، ص550 @Hadith1398
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (7) 🔶 تفسیر «لَهُ الْمُلْكُ» 🔻شهید مطهری (ره) مُلك خداوند كه خودش يا مضمونش زياد در قرآن آمده است و اين از آن كلماتى ‏است كه بايد باور كنيم كه تصورش آنقدر بزرگ است كه در اذهان كوچك امثال ما آنچنان كه بايد و شايد جا نمى‏گيرد. مكرر گفته‏ايم كه تفاوت «مُلك» و «مِلك» اين است كه مِلك را در مورد دارايي هاى اقتصادى و ثروت به‏كار مى‏برند و مُلك را در مورد دارايي هاى قدرت؛ يعنى هرچه كه در تحت نفوذ و سيطره و قدرت انسان باشد. هر مِلكى را مى‏شود گفت مُلك هم هست ولى هر مُلكى مِلك نيست. 📚 مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏27، ص: 346 🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از تاملات قرآنی - روایی
حزن و شادی.pdf
حجم: 1.9M
📚 گفتارهای موضوعی آیت الله میرباقری ـ جلد۱ «حزن و شادی در مکتب اهل بیت (علیهم السلام)» 🔘 @mirbaqeri_tafsir
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (8) 🔶 تفسیر «لَهُ الْمُلْكُ» 🔻
آیت الله محسن اراکی

شارع یا مولا وقتی می‌خواهد امر تشریعی و امر قانونی کند – در مقابل امر تکوینی که چون مالک است امر تکوینی می‌کند و نافذ است و هیچ مقدمه‌ای نمی‌خواهد- اول چه می‌کند؟ - این بحث ما غیر از صحبت نظر آقایان در فقه و اصول است- در اینجا اول شارع، برای خودش «مُلک» را اعتبار می‌کند؛ یعنی اول برای خودش یک جایگاه برتر مُلکی لحاظ می کند، چون او مالک است. در قرآن کریم دو گونه عبارت داریم در مالکیت در قرآن؛ هم «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» داریم و هم «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» داریم که دو حرف است. آنجا که گفته «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»، برای خود «مُلک» اعتبار می کند. «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»، اینجا همان مالکیت خدای متعال است که این مالکیت هم به خلق یا ایجاد است. عنوان مالکیت هم یک عنوان انتزاعی است یعنی از این خلق و ایجاد، ذهن عقلا انتزاع «مالکیت» می کند، ولی «مُلک» احتیاج به اعتبار ندارد. در عرف و عقلا یک مسئله‌ای هست بنام تاجگذاری. وقتی می گویند: طرف «مَلِک» است، یعنی مثلا مدتها تصرف کرده، امر و نهی می‌کند، اما یک وقتی تاج گذاری می‌کند. این دیگر یک اعتباری است که برای خودش جعل می‌کند، یعنی من الان از این به بعد می‌خواهم به طور رسمی امر و نهی کنم. ... تشریع چیست؟ یعنی خدای متعال برای خود یک مقام ملکیتی را اعتبار می‌کند. اشکال می‌کنند که خدا ملک به ذات است دیگر اعتبار نیاز ندارد، می گوییم: خود اینکه می‌خواهد شروع کند به تشریع، برای خودش جایگاه مشرع و صاحب فرمان فرض می‌کند که تشریع می کند. چرا باید فرض کند؟ چرا نگوید ملک حقیقی؟ ملک حقیقی معنا ندارد اصلاً. چون به تعبیر امام ملک، حالت قانونی است، یک اعتبار است ملک بودن. اگر شما ملک را بردارید، همان تصرف مالکی می‌شود. اگر بخواهد دستور بدهد یعنی اول می‌خواهد خود را فرمانروا کند. آیه کریمه سخره را خوب دقت کنید؛ «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» یعنی چه؟ همین اعتبار ملکیت است. عرش یعنی چه؟ یعنی جایگاه فرمانروا است. عرش، مقام ملکیت است. عرش کنایه است. « ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، دیگر فرمان شروع شد. اول «خلق» است، بعد «امر». «خلق» مقام آفرینش است، «امر» مقام تشریع است، مقام ملکیت است. پس دو حیثیت برای خدا وجود دارد یک حیثیت خلق. این حیثیت خلق اعتبار نمی‌خواهد خلق می‌کند، اراده می‌کند، آفرینش می‌کند. یک حیثیت امر؛ وقتی می‌خواهد امر کند، می بایست «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، یعنی عرش مدیریت و تدبیر. «وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» «وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ»؛ يَخْلُقُ و يَخْتَارُ، دو چیز است؛ یکی «يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ» است یکی «يَخْتَارُ». «مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ»، یعنی آنها حق تصمیم گیری برای خود و دیگران را ندارند. این حق مخصوص خدا است. این حق همان حقی است که برای اعمال این حق، اعتبار این مقام می‌کند، از لوازم امر و نهی و در این جایگاه قرار گرفتن است. همان جایگاهی است که از آن به «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» تعبیر می‌شود. این مرحله، بعد از مرحله خلق است. بعد از اینکه خلق کرد موجودی پیدا می‌شود که بشود به آن امر کرد. «لَهُ الْمُلْكُ»، همان «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است، یعنی اشاره به مقام امر و نهی است که غیر از مقام خلق و أفرینش است. لذا ظاهراً فرق است بین: «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» و «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». می‌فرماید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» «مَلِكِ النَّاسِ»؛ دو حیثیت است. «ربوبیت»، همان خلق و رزق است، یعنی منطبق به ایجاد است، حالا چه ایجاد ابتدایی چه ایجاد استمراری؛ خلق و رزق. ولی بعد از ربوبیت، مسئله «مَلِكِ النَّاس» بودن است. بعد از آن، «إِلَهِ النَّاسِ»، اینجا دیگر معبود می‌شود. یعنی چون خدا مَلِک است، لذا معبود است.
بنابراین «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، همان ملکیت است، در کل قرآن، بعد از «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، مسئله امر و نهی آمده است. تدبیر و امر و نهی و فرمان و... از لوازم «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است. این مقام را طبیعتا خدای متعال بر خود قائل می‌شود که این هم قائل شدن اضطراری هم هست، یعنی به اصطلاح یک اعتبار اضطراری است. وقتی خدا شروع می‌کند به امر و نهی خواه نا خواه این خود «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است. همه اینها مربوط به حکم تشریعی است که از لوازم مولویت مولا است. 📚نشست های مبانی روش تفقه 10\9\99 🏠https://eitaa.com/deraiat