هدایت شده از مرکز تفقه علوم اسلامی
🔶فقه امام صادق (ع) پاسخگوی همه نیازهای بشر تا قیامت
🔸امام خمینی (ره)
«معرف حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- بعد از اينكه خود پيغمبر معرف است، خود وجودش معرف است. اين فقهى است كه با زبان ايشان بسط پيدا كرده است كه براى احتياج بشر از اول تا آخر، هر مسئلهاى پيش بيايد، مسائل مستحدثه، مسائلى كه بعدها خواهد پيش آمد، كه حالا ما نمىدانيم، اين فقه از عهده جوابش بر مىآيد و هيچ احتياج ندارد به اين كه يك تأويل و تفسير باطلى بكنيم. خود فقه، خود كتاب و سنت، خود فقهى كه اكثرش را حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- بيان فرموده است، اين فقه همه احتياجات صورى و معنوى و فلسفى و عرفانى همه بشر را در طول مدت الى يوم القيامه [تأمين كرده،] اين محتوايش اين طور است.»
📚صحيفه امام، ج20، ص: 409
🏠https://eitaa.com/feghhevelaee
هدایت شده از رهجو
✅بهترین راه برای شناخت راویان از منظر علامه مجلسی
🔻علامه مجلسي ذیل حدیث «اعرفوا منازل الناس علی قدر روایتهم عنا» می نگارد:
🔸شناخت راویان احادیث از طرق روایاتی که نقل کرده اند، دقیق تر و بهتر از مراجعه به کتب ارباب رجال است.
▪️و هذا طريق إلى معرفة الرجال غير ما ذكره أرباب الرجال، و هو أقوى و أنفع في هذا الباب فإن بعض الرواة نرى أخبارهم مضبوطة ليس فيها تشويش كزرارة و محمد بن مسلم و أضرابهما و بعضهم ليسوا كذلك كعمار الساباطي، و كذا نرى بعض الأصحاب أخبارهم خالية عن التقية كعلي بن جعفر، و بعضهم أكثرها محمولة على التقية كالسكوني و أضرابه، و كذا نرى بعض الأصحاب رووا مطالب عالية و مسائل غامضة و أسرار كثيرة كهشام بن الحكم و مفضل بن عمر، و لم نر في أخبار غيرهم ذلك، و بعضهم رووا أخبارا كثيرة، و ذلك يدل على شدة اعتنائهم بأمور الدين، و بعضهم ليسوا كذلك و كل ذلك من مرجحات الرواة و يظهر الجميع بالتتبع التام فيها.
📚مرآه العقول، ج1، ص171
#رجال
#مجامع_حدیثی
#علامه_مجلسی
@rahjoo_213
هدایت شده از رهجو
✅ تضعیفات رجالیون مبتنی بر متنشناسی است
✔️استاد سیدجواد شبیری زنجانی:
🔸بسیاری از تضعیفاتی که ائمه رجال ما و سنیها در مورد روات دارند و اصلاً تضعیفات به معنای عام آن در رجال، بر مبنای متنشناسی است. یعنی متن روایتهای یک نفر را میخواندند و اگر آن متن را با دیدگاههای خود ناتمام میدیدند، او را تضعیف میکردند. ما به همین علت تضعیفات را مطلقاً حجت نمیدانیم. کتابهای جرح و تعدیل اهل تسنن را ببینید. میگوید روایتهایش را جستوجو کردم فلم اجد فیه حدیثاً منکراً ...
🔹در متنشناسی علایق افراد خیلی مؤثر است. مرحوم امام علایق عرفانی داشتند. در مورد قسم دوم دعای عرفه منسوب به امام حسین علیه السلام تعبیر ایشان این است که اصلاً چانه غیر معصوم توان این عبارات را ندارد، اما مرحوم مجلسی در بحار از بعضی از محدثان نقل کرده است که معلوم است مال معصوم نیست. تمایلات افراد در این که چه طور روایت را صادر بدانیم یا ندانیم خیلی اثر دارد.
📚خارج فقه، 97/08/29
#رجال
#مجامع_حدیثی
#حدسی_اجتهادی
#متن_شناسی
@rahjoo_213
هدایت شده از درس رجال استاد حاج سید محمد جواد سید شبیری
🔍 آیا برخی اصحاب أهل بيت عليهم السلام قابلیت دریافت مطالب خاص را نداشتند؟! اهل سِرّ نبودند؟! منکَر الحديث بودن آنان به چه معناست؟!
✍🏻 آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله:
از یکی از فضلاء که تحت تأثیر کتب سُنیها و امثال آن بود نقل شده است که میگفته در بین اصحاب ائمه دو مکتب جداگانه وجود داشته است. یک دسته افراد مُلا و با سواد بودند مانند زراره و محمد بن مسلم و مانند آن. گروه دیگر افرادی مانند معلی بن خنیس و یونس بن عبد الرحمان و جابر جُعفی و مفضل بن عمر و محمد بن سِنان و امثال آنها بودند که سِنخ روایات آنها با دیگران فرق دارد و عباراتی دارند که به نظر بعضی غلو آمیز بوده است. نتیجه اینکه او میگفت که این دسته از افراد یا از باب جهالت و بی سوادی و یا از باب جهالت احادیثی نقل کرده اند که افراد دستهی اول آن را نقل نمی کنند بنا بر این روایات این دسته قابل استناد و عمل نیست.
✅ جواب این است که این مطلب که گروه دومی روایاتی نقل کرده اند که گروه اول این سنخ از روایات را نقل نکرده اند کلام درست است، ولی علت اینکه یک دسته از احادیث تندی که دستهٔ دوم نقل میکنند در احادیث طائفهٔ اول نیست به این جهت نیست که گروه اول امانت دارد بودند ولی گروه دوم نبودند، بلکه به سبب این است که گروه اول، در جایگاهی بودند که با جایگاه گروه دوم فرق داشته است. زراره از خاندان سُنی بوده است، دو برادر او تا آخر عمر سُنی بودند و بعدها بیت زراره شیعه شده است، یعنی ابتدا خواهر یا یکی از برادرهای او (بنا بر اختلافی که در این مورد وجود دارد) شیعه شدند و بعد تشیع وارد بیت آنها شده است. همچنین محمد بن مسلم نیز در میان سُنیان بوده است و ابن خَرّبوذ کسی است که سُنیان شاید بیشتر از شیعه از او روایت کرده اند. اما کسانی بودند که با مخالفین سر و کار نداشتند، در نتیجه با مسائل تقیه و مانند آن درگیر نبودند. به این جهت امام علیه السلام نمی توانسته برخی احادیث را به زراره و گروه اول بیان کند، در نتیجه امام علیه السلام برخی از مطالب سِرّی را به گروه اول نمیفرمودند. مثلا در رجال کشّی آمده است که امام علیه السلام پسر زراره (عبید الله بن زراره) را طلب میکند و میفرماید: سلام من را به پدرت برسان و بگو: انما أعیبک دفاعا منی علیک، و اینکه مَثَل تو مَثَل سفینه خضر است که خضر آن را خراب کرد تا اصل آن محفوظ بماند و توسط سلطان غصب نشود. بنا بر این امام علیه السلام به سبب خطری که در مورد گروه اول وجود داشت برخی از مطالب را به آنها نمی گفت، زیرا چه بسا ممکن بود نتوانند آن را مخفی نگه دارند و بیان کنند و در نتیجه در خطر بیافتند. بنا بر این اگر امام علیه السلام برخی از عبارات را به گروه اول بیان نمی کرده به سبب همین مطلب بوده است، نه اینکه آنها را اهل سِرّ نداند و یا اینکه گروه دوم در این امر دچار غلو شده باشند. بنا بر این اگر ابن غضائری در مورد کسی میگوید که او منکَرات را نقل میکند به این جهت بوده است که او روایات مخفی را که دیگران بی خبر بودند نقل میکرد. از این رو ثابت نیست که صرف منکر الحدیث بود و یا اهل غلو بودن موجب قدح باشد و ما به آن ترتیب اثر دهیم.
🎙 خارج رجال، سال ۶٢_۶٣، جلسه ٣۵
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
https://eitaa.com/rejal_shobeiri
https://t.me/rejal_shobeiri
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
📣 «مدرسه معارفی درایه»
تحت اشراف آیتالله میرباقری
برای سال تحصیلی 1401-1402 از میان طلاب، دانشپژوه میپذیرد.
🔰 #نام_دوره:
آشنایی و انس با قرآن کریم و روایات
🔰 #ویژگیها:
⏺ مرور کامل یک دور قرآن کریم و آشنایی با مفاهیم کلیدی و روایات تفسیری
⏺ خوانش مصادر اصلی حدیثی با محوریت کتاب شریف کافی
⏺ آشنایی با نظام اندیشۀ معارفی
⏺ کارگاههای آموزشی پیراحدیثی (اعتبارسنجی، منبعشناسی، تاریخ حدیث)
🔰 #مزایا:
⏺ اولویت در جذب برنامههای پژوهشی
⏺ حمایت از پایاننامههای معارفی
⏺ کمکهزینه تحصیلی
🔰 #شرایط_پذیرش:
⏺ اتمام دورۀ مقدمات و قبولی در مصاحبه
⏺ تعهد به اجرای دقیق برنامهها
🔰 #مدت_دوره:
⏺ سه سال تحصیلی، ویژۀ سطح اول
🔰 #ثبتنام:
⏺ از تاریخ 25 خرداد الی 25 تیر 1401
⏺ از طریق سایت مدرسه درایه:
madreseyederaye.ir
🔗 برای اطلاعات بیشتر به نام کاربری زیر در پیامرسان ایتا پیام دهید:
eitaa.com/madreseyederaye_ir
☑️ @mirbaqeri_ir
💠حکمت «فقر و غنا» و «صحت و بیماری»
طَاهِرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْهَرَوِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُهَاجِرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ یَحْیَی عَنْ صَدَقَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَنْ جَبْرَئِیلَ قَالَ:
قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَةِ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَیْ ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ مَا تَرَدَّدْتُ فِی قَبْضِ نَفْسِ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَکْرَهُ مَسَاءَتَهُ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْهُ وَ مَا یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ عَبْدِی بِمِثْلِ أَدَاءِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ وَ لَا یَزَالُ عَبْدِی یَبْتَهِلُ إِلَیَّ حَتَّی أُحِبَّهُ وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ لَهُ سَمْعاً وَ بَصَراً وَ یَداً وَ مَوْئِلًا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ
وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ المؤمن [الْمُؤْمِنِینَ] لَمَنْ یُرِیدُ الْبَابَ مِنَ الْعِبَادَةِ فَأَکُفُّهُ عَنْهُ لِئَلَّا یَدْخُلَهُ عُجْبٌ وَ یُفْسِدَهُ
وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْفَقْرِ وَ لَوْ أَغْنَیْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ
وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْغِنَی وَ لَوْ أَفْقَرْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ
وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالسُّقْمِ وَ لَوْ صَحَّحْتُ جِسْمَهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ
وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالصِّحَّةِ وَ لَوْ أَسْقَمْتُهُ لَأَفْسَدَهُ
ذَلِکَ إِنِّی أُدَبِّرُ عِبَادِی بِعِلْمِی بِقُلُوبِهِمْ فَإِنِّی عَلِیمٌ خَبِیرٌ [۱] .
----------
[۱]: ۱. علل الشرائع ج ۱ ص ۱۲.
هدایت شده از سیدالعلماء
🔺 از حضرت امام جواد علیهالسلام نقل شده که فرمودند: «الثقة بالله تعالی ثمن لکل غال»؛ همین که آدم یک کاری کند که دلش به خدا گرم بشود؛ چون بیخودی کسی دلش به یک موجودی گرم نمیشود مگر وقتی که روی آن کار کرده باشد و شناخته باشد او را. این است که واجبات عقیدتی، تهیهی سرمایه میکند برای آدم، یک پشتوانهای برای خودش پیدا میکند.
🔸 «الثقة بالله تعالی ثمن لکل غال»؛ یعنی دلگرمی و اعتماد به خداوند داشتن، بهای هر چیز گران است. هر چیزی که انسان قیمتش را خیلی بالا ببیند و قدرت خریدش را نداشته باشد؛ همینقدر که در دل توکلش به خداست و به این شناخت رسید که خدا پشتوانهی ماست و همه چیز ما از اوست؛ این درستش میکند و آن قیمت گران را راه میاندازد و آن مطلب را به انسان میرساند.
«و سُلّم الی کل عال»؛ نردبان صعود و عروج به هر مقام بلندی همین است. هم قیمت است و هم وسیله و ابزار است که دردهای انسان به وسیلهی او دوا میشود.
🔹 خوب ببینید این یک مطلبی نیست که به آسانی [حاصل شود بلکه] روی آن باید کار کرد، زحمت کشید، مطالعه کرد، بحث و گفتگو کرد، عبادت کرد، توسل کرد، تا برای انسان در درونش یک چنین اطمینانی پیدا بشود. آن وقت برای هر مقام بالایی راه برایش باز شده و برای رسیدن به هر چیز گران و مافوق دسترسی، دسترسی پیدا شده.
☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama
هدایت شده از حسینیه ریحانة الحسین (س)
51.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سخنرانی
️📽مراسم عزاداری شهادت #امام_جواد علیه السّلام
🎤آیتالله سید محمد مهدی میرباقری
️🗓چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱ | ۲۹ ذیالقعده ١٤٤٣
️📌حسینیه #ریحانه_الحسین سلام الله علیها
@seyyedmajidbanipgateme
_*مصاف امپراطوری جهل و هوس با مرجعیت علمی امام محمد باقر علیه السلام*_
خلیفه مقتدر اموی هشام بن عبدالملک که مورخین در وصف عظمت حکومت و هوش سیاست ورزی او، قلمفرسایی کرده اند، قصد ضربه زدن به مرجعیت علمی امام محمد باقر علیه السلام از سه جهت را داشت که در پایان هر سه جهت، شکست مفتضحانه ای نصیبش شد.
*جهت اول ؛ اجتماعی :*
القاب افراد در جامعه عرب می توانست نشانه ای از خصوصیات های آنها در جامعه را بیان کند. این خلیفه پَست اموی در گفتگویی با جناب زید برادر امام، قصد داشت لقب "باقر" را که در اصل پیامبر"ص" به امام محمد باقر علیه السلام داده بود و نشان از مقام والای علمی ایشان داشت را تحریف کند و از این طریق به جنبه اجتماعی موقعیت علمی امام ضربه بزند، که البته با جواب کوبنده جناب زید مواجه شد.
أَنَّ هِشَاماً قَالَ لِزَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ مَا فَعَلَ أَخُوكَ الْبَقَرَةُ فَقَالَ زَيْدٌ سَمَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ بَاقِرَ الْعِلْمِ وَ أَنْتَ تُسَمِّيهِ بَقَرَةً لَقَدِ اخْتَلَفْتُمَا إِذاً.
(نام کتاب : مناقب آل أبي طالب - ط علامه ؛ نویسنده : ابن شهرآشوب ؛ جلد : 4 ؛ صفحه : 197)
*جهت دوم ؛ علمی :*
این خلیفه احمق اموی زمانی خیال کرد که می تواند امام را در مباحثه ای معرفتی دینی و از پیش طراحی شده، در تله بیاندازد و موقعیت علمی ایشان را به چالش بکشد تا بلکه شاید بتواند از طریق طرح مباحث علمی معرفتی و ناتوان نشان دادن امام در این دست مباحث، خود مقام علمی امام را هدف قرار دهد، که البته اینبار هم شکست خورد.
حَجَّ هِشامُ بنُ عبدِ الملكِ فدخلَ المسجدَ الحرامَ مُتكِئاً على يدِ سالمٍ مولاه ، ومحمّدُ بنُ عليِّ بنِ الحسينِ : جالسٌ في المسجدِ ، فقالَ له سالم مولاه : يا أميرَالمؤمنينَ هذا محمّدُ بنُ عليّ ؛ قال هشامٌ : المَفْتُوْنُ به أهل العراق؟ قالَ : نعم ؛ قالَ : اذهبْ إليه فقُلْ له يقولُ لكَ أميرُ المؤمنينَ : ما اَلّذي يأْكلُ النّاسُ ويَشربونَ إِلى أن يُفْصَلَ بينهم يوم القيامةِ؟
قالَ له أبوجعفرٍ : «يُحشرُ النّاسُ على مثلِ قُرْصِ النَّقِيِّ، فيها أنهارٌ متفجِّرةٌ ، يأكلونَ ويشربونَ حتّى يُفرغَ منَ الحسابِ ».
قالَ : فرأىَ هِشامٌ أنّه قد ظفرَ به ، فقالَ : اللهُ أكبرُ ، اذهبْ إِليه فقلْ له : ما أشغَلَهم عنِ الأكلِ والشُّربِ يومئذٍ؟!
فقالَ له أبو جعفر : «هم في النّارِ أشغلُ ولم يُشْغَلوا عن أنْ قالوا : ( أفِيْضُوْا عَلَينَا مِنَ الماءِ أو ممٌا رَزَقَكمُ اللهُ )» فسكتَ هشامٌ لا يرجعُ كلاماً.
(نام کتاب : الإرشاد ؛ نویسنده : الشيخ المفيد ؛ جلد : 2 ؛ صفحه : 164و163)
*جهت سوم ؛ اعتقادی :*
در سفر اجباری که امام محمد باقر علیه السلام به شام داشتند، ایشان با بزرگ مسیحیان شهر شام گفتگویی علمی داشتند که در آن بزرگ مسیحیان منکوب شد و خبر پیروزی و علم و معرفت امام محمد باقر علیه السلام در شهر شام پیچید. از اینرو خلیفه نامرد اموی وقتی از این ماجرا باخبر شد، خشمگین گشت و دستور داد ضمن اخراج هر چه سریعتر امام از شام، این شایعه را منتشر کنند که امام محمد باقر به دین مسیحیت وارد شده است تا مردم شهرهای مسیر شام تا مدینه از ورود امام به شهر خود جلوگیری کرده و موجبات یک ضربه اعتقادی بر شخصیت امام فراهم شود تا خبر پیروزی امام در مناظره بر بزرگ مسیحیان شام و اثبات شدن علم و معرفت فراوان امام بر همگان در حاشیه برود، که البته اینبار هم شکست خورد و حادثه بزرگ شهر مدائن رخ داد.
... ورفع ذلك الخبر(خبر پیروزی امام محمد باقر علیه السلام بر بزرگ مسیحیان شام در مناظره) إلى هشام.
فلما تفرق الناس نهض أبي وانصرف إلى المنزل الذي كنا فيه ، فوافانا رسول هشام بالجائزة وأمرنا أن ننصرف إلى المدينة من ساعتنا ولا نجلس ، لان الناس ماجوا وخاضوا فيما داربين أبي وبين عالم النصارى ، فركبنا دوابنا منصرفين وقد سبقنا بريد من عند هشام إلى عامل مدين على طريقنا إلى المدينة أن ابني أبي تراب الساحرين : محمد بن علي وجعفر بن محمد الكذابين بل هو الكذاب لعنه الله فيما يظهران من الاسلام وردا علي ولما صرفتهما إلى المدينة مالا إلى القسيسين والرهبان من كفار النصارى وأظهر الهما دينهما ومرقا من الاسلام إلى الكفردين النصارى وتقربا إليهم بالنصرانية ، فكرهت أن انكل بهما لقرابتهما ، فإذا قرأت كتابي هذا فناد في الناس : برئت الذمة ممن يشاريهما أو يبايعهما أو يصافحهما أو يسلم عليهما فإنهما قد ارتدا عن الاسلام ، ورأى أميرالمؤمنين أن يقتلهما ودوابهما وغلمانهما ومن معهما شر قتلة
(در ادامه این ماجرا، اتفاق بزرگ شهر مدائن افتاد و بکبار دیگر هشام بن عبدالملک شکست خورد.ادامه این ماجرا را در "نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء ؛ نویسنده : العلامة المجلسي ؛ جلد : 46 ؛ صفحه : 312" مطالعه کنید.)
*تنبُّه :*
شاید اکنون فقط یک اسم از هشام بن عبدالملک لا به لای کتب تاریخ باقی مانده است ...
اما آنها که با تاریخ خل