هر گوشهای رو نگاه میکنی یک انسان طفلکی رو میبینی که داره یه باری که چند برابر حد توانشه رو به دوش میکشه و سعی میکنه تو این جغرافیا مثل آدم زندگی کنه.
من هیچ وقت اون دانش آموز محبوب نبودم
هیچ وقت بهترین رفیق نبودم
هیچ وقت نزدیک ترینِ هیچکس نبودم
هیچ وقت اون فرد دوست داشتنی نبودم
هیچ وقت آدم امن زندگی هیچکس نبودم
هیچ وقت عزیز کسی نبودم
هیچ وقت باهوش ترین نبودم
هیچ وقت برای کسی خاص نبودم
هیچ وقت برای یکی قشنگترین نبودم
هیچ وقت اونی که میخواستم نشده
هیچ وقت بهترین نبودم
تا جایی که یادم میاد همیشه برای همه بودم دلسوزی کردم، اعتماد کردم و ضربه خوردم، برای مشکلاتشون همه خودمو گذاشتم سعی کردم مورد اعتماد باشم، خیانت نکردم، از کسی سو استفاده نکردم، خواستم اگه کسی تو زندگیم تا بوده خاطره خوب از من داشته باشه
ولی کافی نبودم.....
هیچ وقت نشد بهترین باشم و همیشه معمولی بودم و هستم اما همیشه "خودم" بودم.
برای کسی بجنگید که ارزش داشته باشه
یوقتام واستین ببینین میجنگه اونم برای داشتن شما؟
برای کسی صد قدم بردارین که حداقل نیم قدم هم براتون برداشته باشه..
اگه برداشت اگر بود پایدار
اگ نبود بای بای؛)..
یه سکوتی هم هست
که مال بعد از شنیدنه یه سری از حرفاییه، که نباید می شنیدی!
حس عجیبیه، بیرونش سکوته
ولی از درونت هی صدای شکستن میاد...