این همه رنج، غصه، اشک، فروپاشی
ولی ویترین ظاهرت حتی یه خش هم نداره
این ویترین فقط برای بقیه ویترینه
وگرنه من یکی رو هرروز تو آینه میبینم که نمیشناسمش
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
ازت اهنگایی که دوست داشتی خاطره مونده برام ....
دروغ میگید؛
برگردہ قبولش ڪہ میڪنید هیچ،
اگہ زخمی هم باشہ تیمارش میڪنید!
خیلی چیزها دست خودتون نیست، دست دلتونه...
نوشته بود:
شد، شد!!!
نشد نه صدای آهنگ رو بلند میکنم،
نه میرقصم،
نه هیچی...
فقط میریم تو یه گوشهای لعنتی دنج، دوباره به شدنش فکر میکنم...
-من الان دلم میخواد دوستم داشته باشی،
با هم بریم پیاده روی
خاطره بسازیم...
دیونگی کنیم!
الان دلم میخواد یهو زنگ بزنی بگی دارم میام دنبالت!
الان دلم میخواد باهام وقت بگذرونی،
الان باید باعث بشی هر لحظه عاشق تر از لحظه ی قبل باشم!
نه یه سال بعد، نه حتی شش ماه بعد!
عاشقی زمان داره
زمانش که بگذره نوش دارو بعد مرگ سهراب میشه
اونوقته که میگم ماله خودت!!!