-من الان دلم میخواد دوستم داشته باشی،
با هم بریم پیاده روی
خاطره بسازیم...
دیونگی کنیم!
الان دلم میخواد یهو زنگ بزنی بگی دارم میام دنبالت!
الان دلم میخواد باهام وقت بگذرونی،
الان باید باعث بشی هر لحظه عاشق تر از لحظه ی قبل باشم!
نه یه سال بعد، نه حتی شش ماه بعد!
عاشقی زمان داره
زمانش که بگذره نوش دارو بعد مرگ سهراب میشه
اونوقته که میگم ماله خودت!!!
بعضی وقتها فکر میکنم تمام احساساتی که لازم بوده تجربه کردهام و از این به بعد دیگه هیچ احساس جدیدی نخواهم داشت. هرچی که باشه، فقط نسخه ضعیفتری از احساساتی هست که قبلاً داشتم.
تمام تلاشم اینه که فقط خودم سرپا کنم
اخه چه دشمنی دارید که اینجوری با حرفاتون قلبمو تیکه تیکه میکنید؟!
نمیدونم، شاید اگه جای فاصله گرفتن راجبش حرف میزدم، الان همه چی بهتر بود.
وقتی ایقدر اون اتفای تلخ بوده که ساعت ها فکر کدوم و گریه کردن درموردش بازم ارومت نمیکنه:)
حال و هوای این روزهایم
حال و هوای عروسک آویزان به آینه ی ماشینیست
که برایش مهم نیست که داخل چه نوع ماشینی باشد
حرف نمیزند
نگاه نمیکند
نفس نمیکشد
فقط و فقط میرقصد :)