لبخندم همیشه یعنی خوشحال نیستم… بعضی وقتا یعنی بلدم خودمو جمعوجور کنم، بعضی وقتا هم یعنی خستهم… از گریه کردن.
هیچکس یهویی بی تفاوت نمیشه، بی تفاوت شدن اثراتِ اذیت شدن های زیاده..
تحمل میکنی
تحمل میکنی
تحمل میکنی
یهو که آستینت به دستگیره در گیر میکنه
میزنی زیر گریه
و
آدما
فکر میکنن دیوونه ای.
مدتی است به خودم مشغولم؛ دیگر رفتن و آمدن آدمها متحیرم نمیکند، از بدیِ آدمها متعجب نمیشوم و جایی دور از آدمها روزهایم را میگذرانم.