تمام زندگی من همین بود، پرسه زدن همیشگی حسرت و افسوس در حوالی قلب و عقل.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
انگار دیگ عادت کردم تو زندگیم تلاش کنم و نشه بجنگم و نشه:)
انگار دیگ عادت کردم نفهم دلم چی میگه...
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
دیگ تنهایی از پس اینهمه تصمیم بر نمیام
دیگ تنهایی از پس این همه بدبختی برنمیام