بعضیا یجوری واسمون غریبه شدن که ادم نمیتونه باور کنه یه زمانی روزامون با همینا میگذشت!..
همه چیز برمیگرده بجز دختری که با
همچیت ساخته بود و کنارت مونده بود .
من خواستم همه چی رو درست کنم ولی یادم اومد اونی که خراب کرد من نبودم.
به نظر میرسد صبورتر شدهام، اما چراغی در وجودم خاموش شده که دوست داشتم تا ابد روشن بماند…