خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
ولی غم اون شب به حدی سنگین بود ، که هنوز که هنوزه یادم میاد بغض گلوم به راحتی دست از سرم برنمیداره :
و جان چه میدانست از دنیا چه ها خواهد کشید .. ((:
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
با تمام تلاشم برای کنترل کردن ، بالاخره قطره ای از میان اشک های سمجم سبقت گرفت و روی صورتش چکید ؛ چش
من انقدر قشنگ دوستت داشتم .. چجور تونستی😄:)
اگه پیاممو اینجا میبینی بدون دلم برات خیلی تنگ شده ،
اما انقدر خراب کردی که نمیتونم یذره شو پیشت بروز بدم.