خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
Помню наше место. По шестнадцать, устали целоваться
یاد محل قرارامون میفتم ، تو 16 سالگیمون همش باهم بودیم...
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
Ты взяла мою футболку
تو لباس منو ازم گرفتی ؛
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
в этом нету толку
اینایی که میگم اصلا به چه دردی میخورن؟
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
Это я – дурак, ошибался. Зачем я так влюблялся
احمق بودم، اشتباه بزرگی کردم، چرا اینقدر عاشقت شدم..؟ :)
ارشادبازداشتگاه.mp3
زمان:
حجم:
7M
به هرکی میگفتم که از وقتی رفت روانیم ،
بهم میگفت با کس دیگست باید قوی باشی!:)
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
به هرکی میگفتم که از وقتی رفت روانیم ، بهم میگفت با کس دیگست باید قوی باشی!:)
هنوزم واسه دیدن اون چشمات تو حسرتم:)
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ، ندانی که چه دردیست!
دل به امید روی او همدم جان نمی شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی کند.
زندگی بعد تورا آن اسیری که تنش
نیمه جان ماندهست روی دار میفهمد فقط.