خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
رفتی گفتی بیا جدا بشیم از هم،
مگه بدی دیده بودی آخه از من؟
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
ولی غمت نباشه تو اگه آتیش زدی منو ،
من خیلی وقته سوختم تو آتیش نگاه تو:)
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
/من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
شبی که رفتی بارون میومد:)
از اون به بعد هربار که بارون امد
منم باریدم:)