ماهم بازیو بلدیم ولی خیلی وقته سوختیم
درست همون وقتی که چشمو رو غریبه میدوختی.
خیلی دلم میخواد بنویسم ک توی دلم چی میگذره
ولی نمیتونم انگار ی دریا فکر تو ذهنمه ک با چندتا کلمه نمیشه بیانش کرد....
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
چطوری بخوابم اخه(:
عادتش بود،هرشب باید میگریست تا به خواب رود.
.وقتی ازم میپرسی چرا عصبی ای و میگم نمیدونم دلیلش این نیست که نمیدونم،
دلیلش اینه که صدتا چیز کوچیک که بنظرت چرت میرسن،
روی هم جمع شدنو تهش شده عصبانیت من،
حالا بیام این صدتارو تعریف کنم و برات و بچینم که تهش بفهمی یا نفهمی؟
همون فکر کنی یه دیوونه ای چیزیم راحت تره
حرفهایم راتعبیرمیکنی، سکوتم را تفسیر,
دیروزم رافراموش، فردایم را پیشگویی,
به نبودنم مشکوکی، دربودنم مردد,
از هیچ گلایه می سازی، ازهمه چیزبهانه,
من کجای این نمایشم:)
بعضی چیزا رو نمیشه گفت .
نمیشه گفت : دلم تنگ شده میشه به من توجه کنی؟
نمیشه گفت ؛ ناراحتم ،
دلخورم ،
شکستم،
آرومم میکنی؟
نمیشه گفت : چرا سراغمو نمیگیری؟
چرا دلت تنگ نمیشه؟
چرا بغلم نمیکنی؟
چرا کنارم نیستی؟
اما میشه سکوت کرد ،
فاصله گرفت ، حرف نزد و نا امید شد و برای همیشه دل کند ...
میشه از نهایتِ دلتنگی و فشار به بیحسی مطلق رسید و دیگه نخواست ...
برای همینِ که آدما بعضی وقتا تنهایی طولانی مدت رو انتخاب میکنن ...