کاش میشد سرنوشت
خویش را ، از سر نوشت،
کاش میشد اندکی
تاریخ را بهتر نوشت،
کاش میشد پشت پا
زد بر تمام زندگی . .
داستان عمر خود را
گونه ای دیگر نوشت:)
نفرینت نمیکنم نه،
من همون موقع
سپردمت ب اون بالایی ک ی روز ی جا بزنه تو کمرت تا بفهمی . . .
بازی با قلب آدما ینی چی :)
شدی در چشمهایش خیره ای دل سادگی کردی
از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمیبینی.