ای مرغ سحر!عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبران امد
کان را که خبر شد خبری باز نیامد
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
_
توروا با غیر میبینم صدایم در نمی اید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی اید