گُرگی به گله ای خیره شد
گفت عاشق بَره ای شدم که نمیدانم آبروی ذاتم را ببرم،یا شکارچی عشقم باشم!!!
اولین واکنشم نسبت به ناراحت شدن اینه که دیگه نمیتونم با طرفم ارتباط چشمی برقرار کنم.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
یجاهایی از زندگی میرسه یروزای تنهایی میرسه ک هیچ کسی دورت نیست:)
حتی اونایی که گفتن دیگه نبینم تنهایی غصه بخوری.!:)
من اگر پسر بودم شروع میکردم به دوست داشتن دختری که سنش کمه. قبل از اینکه عاشق بشه؛ قبل از اینکه خیابونی، عطری، اهنگی، اسمی، دلشو بلرزونه!میدونی به نظرم دخترای عاشق ترسناک ترین موجودات زمینن حتی اگه ماجرایی مربوط به گذشته باشه؛ خیلی گذشته..بعضی تصویرا برای یه مرد خیلی میتونه غمگین باشه، مثل تصویر دختری که توی ماشین کنارته و سرش رو تکیه داده به شیشه و یه آهنگ و با بغض گوش میده؛ مثل وقتی که اسم یه کافه یا کوچه ای رو با حسرت نگاه میکنه. من اگه مرد بودم طاقت دیدن این همه احساس به گذشته ی یه دختر و نداشتم برای همینه که می گم شروع به دوست داشتن یه دختر می کردم وقتی سنش کم بود. اولین عشق یه دختر بودن بهترین اتفاق دنیاس. معنی هیچ وقت فراموش نشدنو میده؛ قلب یه دختر امن ترین جا واسه تا ابد نفس کشیدنه :)
از یه جایی به بعد حالت نه خوبه نه بد...
از خودت میپرسی میتونی ادامه بدی؟ جواب میدی
نه...و ادامه میدی