اندوه ما از این نبود که زخم میخوردیم
بخاطر این بود که از کسانی زخم میخوردیم
که در آغوششان گرفته بودیم !
ما عادت کردیم به فکر کردن راجع به حرف هایی که نتونستیم بزنیم. برای ما ساعت ها غرق شدن توی لحظه هایی که حرف هامون رو به زبون نیاوردیم و خوردیم، عادی شده. وقت هایی که سکوت کردیم ؛ اما درونمون غوغا بود. نگاه کردیم؛ اما افکارمون رو زدیم ، شکستیم ، جر دادیم و له و لورده گوشهی ذهنمون خوابوندیم. به ظاهر حرمت ها رو نشکستیم ؛ اما توی قلبمون هیچ حرمتی نموند. ما به همهی این نگفتن ها عادت کردیم.️
'شدیزیباتریندلیل،برایِریختنِاشکام'.)
من او را خواستم تا زنده بمانم
او مرا خواست تا تنها نباشد
فرق است بین :
حوض بی ماهی و
ماهی بی حوض...!
یکی بهتر از من پیدا کرد در حالیکه به صدتا بهتر از اون گفتم یکیو دارم !️