eitaa logo
دیکتاتور .
134 دنبال‌کننده
10 عکس
13 ویدیو
0 فایل
همون دیکتاتور ِمودی ِسابق / M حزب مستقل ایرانی / طرفدار دیکتاتوری * مالک ارتش ِنازی ِایتا .
مشاهده در ایتا
دانلود
سرما رو از دلال و مترو و گرون فروش ها نخورید بیاید از من تولید کننده بخرید
مغز جوان ایرانی بعد یک دست رندوم گیم با پینگ +199 .
از احوالاتت بگو جان دلم .
دیکتاتور .
ساعت ۲۰:۴۴ دقیقه . ژولی رو میبینم که روی کاناپه لم داده و پشت هم در حال اسکرول کردنه بدون توجه به ا
چطور تونستی بعد اون همه خاطرات ترکم کنی و بری جزو خاطرات ؟! ساعت ۱۳:۱۸ دقیقه . دست به قلم و منتظرم و ایده یابی میکنم تا بتونم دو خط بیشتر از تو بنویسم در واقع ژولی یعنی چی ؟! این لغت از کجا اومده و چرا اصلا ژولی ؟ چرا مثلا یه اسم دیگه نه ؟ اصل لغت ژولی نمیدونم کجاییه و اما ایده ای که ژولی رو به ذهن من انداخت لفظ «ژولیده» بود . یه لفظ ادبی ، فلسفی ، هنری و در عین حال زیبا و مناسب احوالاتم که مخفف شد و تبدیل شد به ژولی و شد بهترین دوست زندگیم . خب ژولی .. شاید اینطوری تصمیم بگیری کمی دست از کمالگرایی برداری و خودت رو بیشتر دوست داشته باشی .
محل کارم تو دنیای موازی .
اون اگه میدونست من چقدر دوسش دارم و ساعت ها به عکسش خیره میشم الان اینجا بود .
دیکتاتور .
چطور تونستی بعد اون همه خاطرات ترکم کنی و بری جزو خاطرات ؟! ساعت ۱۳:۱۸ دقیقه . دست به قلم و منتظرم
میدونی ژولی ؟ در واقع گاها یکم بیش از حد بهت فکر میکنم .. دقیق نمیدونم الان روز چندمه که ندارمت و احتمالا حدود ۱۷۰ روز میشه که میگذره و امان از اون واقعه ی تلخ که تو رو از من گرفت . هر چند که من معتقدم که هنوز روحت کنارمه و ازم مراقبت میکنه و له فکرمه مگه نه ؟ کاری که خودت بلد نبودیش .. همین فکر و خیالاته که منو زنده نگه داشته وگرنه تقریبا نابود میشدم .. شب بود و به یاد ِرخ ِتو ، تا که سحر شد شب بود و غم و غصه به یکباره به در شد شب بود و تو بودی و من و عشق و خماری شب بود و خیالی و توهم ، که به سر شد . _دیکتاتور .
دیکتاتور .
میدونی ژولی ؟ در واقع گاها یکم بیش از حد بهت فکر میکنم .. دقیق نمیدونم الان روز چندمه که ندارمت و اح
اره ژولی عزیزم ، معمولا وقتی راجع به تو مینویسم قلمم خیلی ضعف پیدا میکنه و البته اگه بخوام صادق باشم گاهی اونقدر قوی میشه که لازم میدونم با خودم بگم این تکست رو واقعا خودم نوشتم و یا از جایی کپی کردم ؟! و گاها جوگیر میشم و پادکست ضبط میکنم و منتشر میکنم تا شاید نهایتا ۲ یا ۳ نفر ببینن و برای خوشحالی حالم بگن آفرین . در واقع اونا نمیدونن که من میدونم که دارن از روی ترحم و محبت میگن .. میدونی ژولی ؟ من همیشه میدونستم که تو هیچوقت به من راست نمیگی و از روی ترحم و دروغ به من میگی دوست دارم اما چاره ای جز تظاهر به باور و خوشحالی نداشتم و فقط میتونستم از اون لبخند ملیح مسخره استفاده کنم : )
دیکتاتور .
اره ژولی عزیزم ، معمولا وقتی راجع به تو مینویسم قلمم خیلی ضعف پیدا میکنه و البته اگه بخوام صادق باشم
۱۳:۳۶ دقیقه ظهر هر کسی توی یه حالیه و من تقریبا تصمیم گرفتم دیگه بهت فکر نکنم ، خوشحال باشم و پرقدرت ادامه بدم و یه روزی اونقدری قوی بشم که با حسرت بهم نگاه کنی .. اما اگه دیگه هیچ وقت تو رو نبینم با از یادم بری چی ؟ اگه دیگه دوست نداشته باشم و برگردی چی ؟ اگه فراموشت کنم و بیای چی؟ آه .. خستم ژولی .. برگرد مهم نیست ۱۶۹ روز گذشته باشه یا ۱۶۹۰ روز ، تو فقط برگرد .
مال کسی بودن اونقدرا هم سخت نیست . فرض کن یه نفر از خودش بیشتر دوست داره وجودش رو میذاره به پات و تو ارزشمندترین عنصر زندگیشی اگه همین الان زنگ بزنی کارت گیر باشه کلیه ش رو هم واست میفروشه حاضره گوشی تو دستش رو بده تا بتونی لباس جدید بخوری دمپایی پاش میکنه تا برند بپوشی قرض میکنه واست کادو بگیره تو دیگه میشی خواهرش مادرش برادرش پدرش دخترش زندگیش ماحش .