#فقط_سکوت❣❣❣❣❣❣
یه بار که برای خرید لباس با محمد علی به خیابون رفته بودیم، خریدمون خیلی طول کشید و از صبح تا ظهر از این مغازه به اون مغازه می رفتیم. دوست داشتم لباس دلخواهم رو پیدا کنم.
با اینکه مشغله ی کاریش خیلی زیاد بود ولی چیزی نگفت، فقط سکوت کرد. بدون اینکه کوچک ترین اخمی بکنه یا حرفی بزنه بهم فهموند که داره رفتارم رو تحمل می کنه.
همین سکوتش بود که من رو به فکر انداخت که چرا باید طوری رفتار کنم که بخواد تحملم کنه. در صورتی که اگه کار به حرف و بحث کردن می کشید من هیچ وقت به این مسأله فکر نمی کردم.
#شهید_محمدعلی_رجایی
نرم افزار دولت عشق، شهید محمد علی رجایی، بخش خاطرات
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
مقام معظم رهبری
سازش کاری در محیط خانواده جز واجبات است. نبایستی زن و شوهر تصمیم بگیرند که خودشان هرچه گفتند همان شود. آنچه خودشان می پسندند و آنچه راحتی آنها را تأمین می کند همان بشود. نه اینطور نباید باشد. باید بنا داشته باشند که با هم سازگاری کنند. این سازگاری لازم است. اگر دیدید مقصود شما تأمین نمی شود مگر با کوتاه آمدن، کوتاه بیایید.
مطلع عشق، صفحه 90
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق
✅فوروارد
╭─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╮
@sangarsazanbisangar
╰─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╯
#میخواهم_مثل_تو_باشم🌸
#شهید_زکریا_صفرخانی❣
#سقای_تشنه
سقا صدايش میکردند. به مادر گفته بود: میخوام اونجا سقا باشم. همیشه قبل از خودش به رزمندهها تعارف میکرد. سر سفرهي ناهار و شام هم دنبال پارچهای آب میدوید و وقتوبیوقت به آنها آب تعارف میکرد.
میگفت: آب نطلبیده مراد است! حتی آب قمقمهاش را هم میبخشید. تشنه شهید شد؛ همانطور که آرزو داشت.
(«شب امتحان»، ص66)
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
#امام_محمدباقر_علیه_السلام
خداى تبارك و تعالى خنك ساختن جگر تشنه را دوست میدارد، و كسى كه جگرى تشنه را سیراب سازد-چه از چهارپا باشد چه از غیر آن- در روزی كه سایهاى جز سایهی او وجود ندارد، او را در سایهی عرش خویش جای میدهد.
من لا یحضره الفقیه؛ ترجمهی غفارى
ج2، ص 371.(غررالحکم، ح 6354)
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق
#کپی_فقط_با_ذکر_ایدی_کانال🌹
╭─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╮
@sangarsazanbisangar
╰─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╯
#فرار_از_گناه🌷
#شهید_مهدی_کبیرزاده🌸🍃
#اعتصاب🌹🍃
یک روز آمد و پرسید: «باباجان! خمس اموالت رو دادی؟!»
تعجب کردم؛ با خودم گفتم: «پسرِ دوازده _ سیزده ساله رو چه به این حرفها؟!» با اینکه پایبندی خاصی به مسائل شرعی داشتم، حرفش را به شوخی گرفتم و گفتم: «نه پسرم، ندادم؛ امسال رو ندادم».
از فردای آن روز دیگر لب به غذا نزد و دو روز به بهانههای مختلف، اعتصاب غذا کرد. وقتی خوب پاپیچش شدم، فهمیدم به خاطر همان بحث خمس بوده!
کتــاب دسته یک، ص141
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
#امــام_زمـــان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
... هر کس بدون دستور ما در مال ما تصرف کند مرتکب گناه شده است و هر کـس ذرهای از مـال ما را بخورد پس گویا آتش در شکم اوست
بحـــــــــــــــارالانـــــــوار، ج53، ص 183
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق
#دوستانتان_را_دعوت_ڪنید 🌸
#کپی_فقط_با_ذکر_ایدی_کانال🌹
╭─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╮
@sangarsazanbisangar
╰─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╯
#جغله_های_جهاد🌹🍃
#آهای_دزد_اجنه!😄
شب بود و #اکبر_کاراته میخواست آروم و بیسروصدا بره خونهشون. میگفت: نباید پدر و مادرم رو اذیت کنم. درِ خونهشون بسته بود. خواست بخوابه پشت در که ترسید از سرما یخ کنه. به کلهاش زد که از درخت کنار خونه بره بالا. با زور خودشو کشید بالا. رفت روی بام آغل. سگشون که دیدش، صداش همهجا رو پرکرد. #اکبرکاراته ترسید. پایین را نگاه نکرد و همین جور پرید توی آغل که یکدفعه صدای بُزشون رفت به هوا، صاف افتاده بود روی بُز. حالا همهی خونوادهاش بیدار شده بودند و ریخته بودند توی آغل. همسایهها هم از سروصدای سگشون بیدار شده بودند و فانوس بهدست اومده بودند تو کوچه. #اکبر از ترس همه رفته بود زیر پالون الاغ و به خودش میلرزید. الاغ هم هی جفتک میزد و عرعر میکرد. کمکم همه درِ خونه جمع شده بودند که #اکبرکاراته دوید و رفت زیر کرسی مادربزرگش. مادربزرگش هم هی داد میزد و میگفت: آهای دزد! آهای اجنه! خدایا این دیگه کیه رفته زیر کرسی؟ #اکبر هم زیر کرسی میخندید. میگفت: میخواستم مادر و پدرمو بیدار نکنم، همهی ده رو از خواب بیدار کردم!😂
(مجموعه کتب اکبرکاراته)
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق
#دوستانتان_را_دعوت_ڪنید 🌸
#کپی_فقط_با_ذکر_ایدی_کانال🌹
╭─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╮
@sangarsazanbisangar
╰─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╯
#دو_نیمه_سیب🍎
#شهیدسیدعلی_حسینی🕊
#کاغذ_خواستگاری💕
هنوز آن کاغذ را دارم؛ شرایطش را خلاصه، رویش نوشته بود
و پایینش را امضا کرده بود. تمام جلسه خصوصی صحبت ما درباره
ازدواج، ختم شد به همان کاغذ؛ مختصر و مفید.
بعد از باسمه تعالی، ده تا از نظراتش را نوشته بود. بعضی هاش اینطور بودند:
«داشتن ایمان به خدا و خداجویی؛
مقلد امام بودن و پیروی از رساله ایشان؛
شغل من پاسدار است؛
مشکلات آینده جنگ؛
مکان زندگی؛
انگیره ازدواج، رسیدن به کمال.»
عبارت ها کوتاه بود؛ اما هر کدام یک دنیا حرف داشت برای گفتن.
ساکنان ملک اعظم 3، ص78
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
#رسول_خدا_صلی_الله_علیه_واله
کسی که خوش دارد با پاکی و پاکیزگی به لقای الهی برسد، باید در حالی به حضورش رسد که همسری گزیده باشد.
وسائل الشیعه، ج20، ص18
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق
#دوستانتان_را_دعوت_ڪنید 🌸
#کپی_فقط_با_ذکر_ایدی_کانال🌹
╭─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╮
@sangarsazanbisangar
╰─┅═ঈ🌺🌺🌺🌺ঈ═┅╯
#دونیمه_سیب🌸
#شهید_عبدالله_میثمی🕊
#تشکر_از_خدا🌹🍃
میلاد پیامبر بود که مهریه را معین کردند. همان روز هم با حضور فامیل ها، یک مراسم عقد ساده برگزار کردیم.
صیغه عقد را که خواندند، رفتیم با هم صحبت کنیم. دیدم دنبال چیزی می گردد؛ گفت: «اینجا یه مهر هست؟» پرسیدم مهر برای چه؟ مگه نماز نخوندی؟! گفت: «حالا تو یه مُهر بده.» گفتم تا نگی برای چی می خوای، نمی دم.
می خواست نماز شکر بخواند که خدا در روز میلاد رسول الله به او همسر عطا کرده! ایستادیم و با هم نماز شکر خواندیم.
نیمه پنهان ماه 11، ص16 و 17
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
#مقام_معظم_رهبری
این مرحله از زندگی را یکی از نعمتهای بزرگ الهی به حساب بیاورید و آن را شکر بگذارید. همه آنچه ما داریم از خداست {ما بکم من نعمة فمن الله}؛ اما توجه به این نعمت خیلی اهمیت دارد.
مطلع عشق، ص16
#مؤسسه_فرهنگی_مطاف_عشق🌹
#دوستانتان_را_دعوت_ڪنید 🌸
#کپی_فقط_با_ذکر_ایدی_کانال🌹
┄┅═✼🍃🌹🍃✼═┅┄
@sangarsazanbisangar
┄┅═✼🍃🌹🍃✼═┅┄