eitaa logo
دیوانِ دیوانه!
63 دنبال‌کننده
9 عکس
9 ویدیو
0 فایل
مجموعه اشعار شعرای برجسته و غیر برجسته.
مشاهده در ایتا
دانلود
. بر آستان تو ای جان ، فقیر آمده ام خدا نگاه بکن ! سر به زیر آمده ام از آن توست بزرگی و من شبیه همه صغیر هستم و پیشت حقیر آمده ام بر آستان تو ای جان ، فقیر آمده ام خدا نگاه بکن ! سر به زیر آمده ام از آن توست بزرگی و من شبیه همه صغیر هستم و پیشت حقیر آمده ام برای اینکه رها از مَنْـیَّـتَم بکنی به پیشگاه تو مثل اسیر آمده ام غم عذاب ندارم ولی ز بیم فراق ببین به زمزمه ی “یا مُجیر”آمده ام شبیه زائر دل خسته ای در این شب قدر به پای بوسیِ “جوشن کبیر”آمده ام بگیر دست مرا و ببخش جُرمم را دگر به روم نیاور که دیر آمده ام صراط نوکر زهرای تو ولای علی ست همیشه سوی تو از این مسیر آمده ام یتیم کوفه ی تنهایی ام ، علی بپذیر برای توست که با ظرف شیر آمده ام .
. گم می‌شویم تا که تو پیدایمان کنی نوکر شدیم تا که تو آقایمان کنی شاید دلت به حال دل ما بسوزد و فکری برای روز مبادایمان کنی ما یک برات کرب و بلا لای پوشه‌ایم ساکت نشسته‌‌ایم تو امضایمان کنی چیزی ز شاه بودن تو کم نمی‌شود در بین نوکرانت اگر جایمان کنی ما زیر بار منت عیسی نمی‌رویم کور آمدیم تا که تو بینایمان کنی ما را هدف ز نوکری ترفیع رتبه نیست مجنون نمی‌شویم که لیلایمان کنی من آن نیم که جامی یوسف رها کنم پرهیز کن از این که زلیخایمان کنی چندیست مرده‌ام ز انفاس قدسیت اصلا بعید نیست مسیحایمان کنی حتی غزل تغزلتان را بیان نکرد باید عنایتی به غزل‌هایمان کنی بی جذبه عصا که به جایی نمی‌رسم یک جذبه کن که حضرت موسایمان کنی .
. دلم گرفته از این انتظار طولانی به پشت پرده غیبت چقدر می‌مانی سرم فدای قدم های تو بگو امشب کجا برای غم عمه روضه می‌خوانی؟ فدای شال سیاهت که دور گردن توست چقدر مثل دل عمه‌ات پریشانی به یاد غربت زینب دو دیده‌ات خون است دلت شکسته‌ترین شد امام‌ِ بارانی به گوشه‌ای ز نگاهت بیا بخر ما را به پای درد دل عمه‌ات ببر ما را .
. این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو... .
. -گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست از شاخه گل به خاک افتاد و تپید و مرد .
. مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر با همه گرمیم، با دل های تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر بم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شب عمرم به یادت اشک می ریزم ولی بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر رفته ای ، اما گذشت عمر تاثیری نداشت من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تر بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر بر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم" خون انگشتم بر آجر حک کنم : ما بیشتر...  .
. - تسخیر کرده جذبـه‌ی چشـم تو مـاه را ، بی‌خود ك نیست تو قمـر این عشیـره‌ای🌔🌊 .
. جمعه بازاریست بی تو در درون سینه ام غرفه های قلب من ، دکان دلتنگی شده .
. گر زلیخا رخ زیبای تو می‌دید به خواب یوسفش را همهٔ عمر به زندان می‌کرد .
برای امشب تا سحر همین بسه: