eitaa logo
دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
12هزار دنبال‌کننده
713 عکس
130 ویدیو
6 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net کانال اشعار آیینی حسینیه: 👉 @hosseinieh_net با کمالِ احترام، تبادل و تبلیغ نداریم🙏🌹 کانال ما در تلگرام: 👇👇👇👇👇👇👇👇 https://t.me/dobeity_robaey
مشاهده در ایتا
دانلود
هزارشُکر که جسمِ تو نامرتب نیست هزارشُکر که بر بام، جای مَرکب نیست@dobeity_robaey
مثل جدّت، لحظه‌ی آخر تنت بی تاب شد تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد@dobeity_robaey
سایه‌سار پیکرت، بالِ کبوترهای شهر پیکر تو دفن شد مانند پیکر‌های شهر@dobeity_robaey
حالا کبوتران پَر خود را گشوده اند یک سایبان برای تنت دست‌ و پا کنند@dobeity_robaey
تا سایه‌بان شود به تن زهردیده‌اش خورشید شد کبوتر و بر روی بام شد...@dobeity_robaey
تشنه جان داده ولی در بدنش سر دارد صحن این بام چه خوب است، کبوتر دارد@dobeity_robaey
آفتابِ لبِ بام است تنِ بی‌جانت ای خدا خیر دهد باز کبوترها را...@dobeity_robaey
در عــالــم جــــود، جـــاودان است جواد بر آل عـــلی، عــزیــز جـــان است جواد یا فــــــــــاطمه! گریه کن به حال پسرت جان داده به غربت و جوان است جواد ✍ @dobeity_robaey
در عالَم جود جاودان‌ست جواد بر آل علی عزیزِ جان‌ست جواد یا فاطمه گریه کن به حال پسرت جان داده به غربت و جوان‌ست جواد@dobeity_robaey
لب‌تشنه ز عمق جگرش می‌گفت آه یک لحظه نشد شرار آهش کوتاه شد ورد لبش لحظه‌ی آخر ناگاه لا یَوم کیومکَ ابا عبدالله@dobeity_robaey
کبوتر باشی و پربسته باشی میان حجره‌ی دربسته باشی امیدت را دم آخر چه تلخ است به ظرف آب همسر بسته باشی بیا از مادرم زهرا حیا کن جفا کردی ولی باری وفا کن به طعنه گفت اگر لب تشنه هستی چرا من؟! اُمِّ هادی را صدا کن به زهری بند بندش را گسستند دل سلطان عالم را شکستند کبوترهای مشهد دسته دسته رسیدند و بر آن تن سایه بستند تو هم از جنس آیات عجیبی چه بر بام و چه در معبر غریبی به صورت روی خاک افتاده بودی تو هم اینگونه پس خَدُّالتریبی رضا آمد ببیند اکبرش را ببوسد روی ماه دلبرش را رضا داغ جوان دیده است اما ندیده اِرباً اِربا پیکرش را ✍ @dobeity_robaey
ما در غم و محنت تو گفتیم: حسین با گریه به غربت تو گفتیم: حسین وقتی که شنیدیم شدی تشنه شهید در اوج مصیبت تو گفتیم: حسین@dobeity_robaey