eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
591 دنبال‌کننده
791 عکس
320 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
فناوری مضر است برای استقلال شما! ➕اعتمادالسلطنه در خاطرات روزانه‌اش روایتی دارد، از جنس رویدادهای کوچکی که پدیده‌ای بزرگ را آشکار می‌سازد (ص۴۶۲): «موسیو بوآتالِ بلژیکی نمونه کوچکی از تراموا [را] آورده بوده که ناصرالدین شاه فرموده بودند: «گُه خورده بود، شتر و قاطر و خر صد هزار مرتبه از راه آه‍ن بهتر است. حالا [که] چهل پنجاه فرنگی در تهران هستند ما عاجزیم، اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر بیایند؛ چه خواهیم کرد!». تمامی این فرموده‌ی شاه را می‌توان در دو نوع از هراس ما ایرانیان تقسیم‌بندی کرد: ۱)فن‌هراسی (Technophobia) ۲)بیگانه‌هراسی (Xenophobia) پدیده‌ای که در آن مواجهه‌ی ما ایرانیان با فناوری هم‌زمان پدیدآورنده‌ی دو هراس بوده است. ➕همانگونه که آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» می‌گوید: «هنگامی که ناصرالدین‌شاه برای احداث خط آهن تهران به حضرت عبدالعظیم، با یک شرکت بلژیکی قرارداد بست، گاریچی‌ها به دلیل ترس از پدید آمدن رقیبی ارزان‌قیمت، روحانیون به دلیل مخالفت با نفوذ اجنبی و زائران نیز به دلیل هراس ناشی از مرگ یکی از زائران در زیر موتوربخار، دست به دست هم دادند تا خط آهن را ویران کنند». ➕نمونه‌ی دیگر از این فناوری‌هراسی مخالفت عین الدوله با تلگراف بود. او معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می‌کنند و از احوال یکدیگر با خبر می‌شوند و علیه سلطنت آشوب می‌کنند.» ➕اما هراس ما از فناوری، با هراس از بیگانگان تثبیت و تحکیم می‌شود. شاید ریشه‌های بیگانه‌هراسیِ تاریخیِ ما ایرانیان به دلیل جغرافیای این سرزمین در اتصال آسیا-اروپا باشد؛ واقعیتی قابل ادراک که ما را همواره در معرض تهاجم قرار داده است. ➕شاه‌کلید اصلی در فرموده‌ی شاه این جمله طلایی است که «اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر [فرنگی]‌بیایند؛ چه خواهیم کرد!» ناصرالدین شاه باور دارد که حضور خارجی‌ها و افزایش ارتباط با خارجی‌ها یک تهدید بزرگ است. این هراس البته تنها متعلق به نهاد حاکمیت نیست؛ بلکه هراسی عمومی است. ➕اما نقطه‌ی اوج این خاطره در ادامه‌ی آن است. اعتمادالسلطنه ادامه می‌دهد: «خانهٔ کتابچی رفتم. صحبت راه آهن شد. گفت امین السلطان صورت راه‌آهن انگلیس را به من داده که انتقاد کنم.من صریح نوشتم که «راه آهن مضر است برای استقلال شما». این بود که موقوف شد.»توقف فناوری اما نیاز به بیش از هراس دارد. اینجاست که نظریه‌پردازانی همچون کتابچی پا به میدان می‌گذارند، و اغلب نظریه‌ی آنان بر یک موضوع استوار است: «برای استقلال مضر است!» ➕این روایت کوتاه نشانه‌ای از پدیده‌ای است ایرانی، که در طول دویست سال اخیر اصلی‌ترین شیوه‌ی مواجهه‌ی ایرانیان، از هر قشر و گروهی، با فناوری بوده است و این پدیده را با واژه‌ای به نام «بیگانه-فن-هراسی» ( Xechnophobia) معرفی خواهم کرد. هراس از شبکه‌های اجتماعی نمونه‌ای از این «بیگانه-فن-هراسی» ماست. اگرچه شواهد زیادی می‌تواند این هراس را تقویت کند اما شاید اکنون زمان مواجهه‌ای از نوع دیگر باشد. ➕پنجره را که باز میکنیم، پشه‌ها و مگس‌ها هم وارد اتاق می‌شوند؛ اما راه حل بستن پنجره نیست!خداحافظی با این «بیگانه-فن-هراسی» در هوشمندی ماست وقتی هم پنجره باز باشد و هم پشه‌ها آسیب‌رسان نباشند! ➕زمان اما می‌گذرد تا ما ایرانیان با همان فناوری که هراسیده‌ایم، آشتی کنیم. زمان است که گرچه آشتی می‌دهد؛ افسوس که از دست هم می‌رود. زمان از دست می‌رود و همچنان دروغ بزرگ باقی می‌ماند: «ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!» @dohhol
📢شامگاه ۹ شهریور ۱۴۰۳ زنده یاد استاد غزلسرای معروف ایرانی در ۸۲ سالگی از دنیا رفت و چند روز بعد در بندرعباس به خاک سپرده شد... او که اولین بار در ۶۳ سالگی به زیارت حضرت رضا رفته بود، این غزل را درباره امام هشتم گفته است.👇 شرمنده‌ام كه همت آهو نداشتم ۶۳ سال راه به اين سو نداشتم اقرار می‌كنم كه من، اين های و هوی گنگ ها داشتم هميشه ولی هو نداشتم جسمی معطر از نفسی گاه داشتم روحی به هيچ رايحه خوشبو نداشتم فانوس بخت گم‌شدگان هميشه‌ام حتی برای ديدن خود سو نداشتم وايا به من كه با همه همزبانی‌ام در خانواده نيز دعاگو نداشتم شعرم صراحتی است دل‌آزار، راستش راهی به اين زمانه‌ نُه تو نداشتم نيشم هميشه بيشتر از نوش بوده است باور نمی‌كنيد كه كندو نداشتم؟! می‌شد كه بندگی كنم و زندگی كنم اما من اعتقاد به تابو نداشتم آقا! شما كه از همه‌كس باخبرتريد من جز سری نهاده به زانو نداشتم خوانده و يا نخوانده به پابوس آمدم؟ ديگر سوال ديگری از او نداشتم! @dohhol
بچه‌های نسل زد به چه چیزهایی فکر می‌کنند؟ (متولد ۷۹ تا ۸۵ ایران) گالوپ نتایج یک‌ پیمایش درباره‌ی نسل z را منتشر کرد. این نظرسنجی پیام‌های مهمی هم برای معلمان هم برای ما به عنوان والدین، هم به عنوان کارآفرین، هم به عنوان افراد جامعه دارد. ✔️هفت اولویت اول این نسل حولِ زندگی شاد و راحت می‌چرخد ✔️ آخرین اولویت‌ بچه‌های نسل زد در زندگی، شروع کردن یه کسب‌وکار است. ✔️حدود نیمی از آنان مایل به داشتن تحصیلات خوب هستند. ✔️کمتر از ۳۰ درصد آنان مایل به بچه‌دار شدن هستند! امیدواریم مسئولین هم به این نظر سنجی با نگاهی عمیق توجه کنند. 🌐 @dohhol
خاخامی برای عبادت به کوهی رفت و آتشی روشن کرد و دعایی خواند ، بعد از او جانشینش رفت و آتشی روشن کرد ولی دعا را فراموش کرد ، جانشین او هم رفت و فن روشن کردن آتش را فراموش کرد ، جانشین او مکان آتش را فراموش کرد . جدیدا نمی دانند برای چه به کوه می روند ولی می دانند باید بروند . حکایت ، حکایت ماست در این عصر ؛ بسیاری از ساختارها باید باشند ، به تغییرش فکر هم نمی کنیم ،تابوشده ، کارکردش گم شده ولی باید باشد . در این حالت خبری از تحول نخواهد بود ، تصویر گویاست و مضحک ؛ ولی بسیاری از ما اینگونه مشغولیم ،گاهی والدین و گاهی هم معلمان اینطور بقیه را سر کار می گذارند و گاهی هم برخی مسئولین ... انسان نباید ترسو باشد ،ترس در انسان زمانی ایجاد می شود که نسبت به کار، ساختار و جهان‌بینی ات بیگانه باشی بعضی جاها باید پنهان کنی خودت را ، یا نقش بازی کنی یا اگر زورت زیاد است مثل تصویر دیگران را بازی! دهی . فرمود ؛ وقفوهم انهم مسئولون ؛ همه ما باید پاسخ گو باشیم اول در باره مسئولیت انسان بودن . الهم انی اعوذ بک من فقر ، جهل و جمود و تکبر تکبر آنچنان ایمان ،باور و عقل را افسار می زند که خودت هم باور نمی کنی . جدا اگر خدا نگاهمان نکند بی چاره ایم @dohhol
این کارنامه استاد روح الامینی نقاش معروف است که در صفحه اش منتشر کرده و ذیل آن اینچنین نوشته است ؛
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
این کارنامه استاد روح الامینی نقاش معروف است که در صفحه اش منتشر کرده و ذیل آن اینچنین نوشته است ؛
🔴 غافل! نوشته حسن روح‌الامین زمستان سال۱۳۷۶ بود، کلاس دوم راهنمایی بودم، در مدرسه‌ای که مدیر به اصطلاح خوش‌فکری داشت که در اواسط سال تحصیلی اومده بودن بر اساس نمره‌ی امتحانات، انضباط و کارنامه‌ی شبانه‌ای هر شب که توسط والدین پر می‌شد (که در اون مثلاً ساعت خواب بعد از ساعت ۹ تخلف محسوب می‌شد) به دانش‌آموز درجه و رتبه می‌دادند. به این صورت که دانش‌آموز عالی و درس‌خون و پسر خوب می‌شد (ساعی) دانش‌آموزی که مستعد بود و محتاج به تلاشی بیش‌تر می‌شد (کوشا) و زباله‌های مدرسه هم می‌شدند (غافل) پس چی شد؟ به‌ترتیب شأنیت: ساعی، کوشا، غافل. پس از تعیین سطح توسط شورای مدرسه شما کارت خودت رو باید به جلوی لباست با سنجاق وصل می‌کردی و اگر جوری قرار می‌گرفت که دیده نمی‌شد تخلف محسوب می‌شد! مثل پلاک ماشین، حالا شما حساب کنید نوجوونی که عرض شونش ۴۵ سانته یک کارت پرس‌شده‌ی مثلا ً ۱۸ سانتی رو روی سینه‌ش که سطح و شأن اجتماعی‌ش رو نشون می‌داد باید نگه می‌داشت. من توی درجه‌بندی توی دسته‌ی (غافل) قرار گرفتم. روزهای اول خیلی باهاش کلنجار رفتم تا دیده نشه، مثلاً پشت کارت غافل کارت دانش‌آموزی‌م رو می‌ذاشتم و می‌چرخوندمش به سمت کارت دانش‌آموزی‌ تا کم‌تر آبروریزی بشه که اینجا هم با برخورد خشن ناظم مواجه می‌شدم که چرا کارتت پیدا نیست ... چند هفته گذشت دیدم نمیشه باید خودم رو از این ذلت نجات بدم با کلی تلاش و زود خوابیدن و چند امتحان نمره بالاتر گرفتن شایسته‌ی درجه‌ی کوشا شده بودم که وقتی رفتم برای تعویض کارت کسی پاسخگو نبود، متوجه شدم که سیاست عوض شده رتبه‌بندی این جوری شده بود؛ به ترتیب از عالی به نازل: (ممتاز) (ساعی) (کوشا) اینجوری عملاً همون غافل محسوب می‌شدم. این خاطرات رو مدت‌ها بود می‌خواستم بگم. یک بار یادمه توی مدرسه دارالفنون، دوستانی از آموزش و پرورش محبت کرده بودند و برای من نکوداشتی گرفته بودند. با لوح کاغذ A4 و از من خواستن که بیام بالا و صحبت کنم. من حوصله نداشتم ولی برای اینکه نگن متکبری، رفتم اونجا و گفتم زمانی که من بچه بودم و به مدرسه می‌رفتم هیچ احساس احترامی دریافت نمی‌کردم. از دم در مدرسه که وارد می‌شدم در سطل اشغال، تخته سیاه، میزها، معلم، دانش‌آموزها، همه و همه بهم با زبون بی‌زبون می‌گفتن خاک بر سرت کنن، ریاضی بلد نیستی، زبانت خوب نیست، دیکته بلد نیستی، اما هیچ وقت کسی نیومد بگه چقدر خوب طراحی می‌کنی حتی معلم هنر! حالا شماها هر چی به من بگید استاد هنرمند فلان و چنان من، همون حرفای بچیگیم رو باور دارم همون خاک بر سرت رو! آدم‌ها در کودکی همان آدم‌های بزرگسالی‌ان با تجربه‌ی کمتر. وقتی در اول دوران حیات من رو به اسمی بخوانی من با همون اسم خودم می‌شناسم. تصویر پست هم کارنامه سال آخر هنرستان من هست، سال ۱۳۸۲ و حالا در سن نزدیک به چهل سالگی وقتی یه نفر تحقیرم می‌کنه و نادیده‌ام می‌گیره برام یادآور دوران نوجوانی و باورهای پایه‌ای هست که توی اون دوران به مغز استخونم رسوخ کرد و به خودم میگم در گوشی راست میگه .‌‌..
✍یکی از عوامل مهم رسیدن به مدارج عالی علمی 🔹رعايت ادب و تواضع و فروتنى در مقابل استاد علاوه بر اينكه از صفات محموده بوده و حكايت از طهارت و سلامت نفس متعلّم دارد، از عوامل مهم در جلب توفيق و رسيدن به مدارج عالى علمى نيز می باشد؛ و رضايت و خشنودى استاد، خود سبب گشوده شدن أبواب علم و دانش بر قلب متعلّم ميگردد. 📖«نور مجرد» ج ۱، ص ۹۰ 🔹آیت الله محمدصادق طهرانی @dohhol
در جمع تعدادی از معلمان دلسوز یکی از مجتمع های آموزشی اراک گفتگو کردیم ؛ رئوس مطالب اینها بود ؛ ✅ معلم نباید عجول باشد ، تربیت حوصله می خواهد و ریز بینی ✅ معلم نباید کور باشد ، بینایی معلم یعنی نور ایمان و حکمت ✅ معلم نباید ترسو باشد ،برای همین باید عقیده و باورش محکم باشد و زندگی برایش معنا داشته باشد . ✅ معلم باید همچون خدا فرصت زیستن فراهم کند نه تکرار و عادت ✅ در تشویق و جایزه دادن به بیراهه نرویم ✅ معلم باید باور کند که مخاطبش نعمتی دارد به نام اراده ، اختیار و حق انتخاب و فهم ✅ ضعف خواندن و نوشتن خلاقانه دانش آموزان خیلی جدی است ✅به جای دانش ، به فرزندانمان عادت نفروشیم ، آن هم با منت ✅ آموزش باید با مساله و نیاز مخاطب آغاز شود و پیوند بخورد ✅ مواظب "مقاومت فعالانه "دانش آموزان باشیم ✅چگونه سیطره مدیریت بازار بچه ها را در مدرسه نابود می کند ✅ سیطره لذت گرایی در مدرسه باید شکسته شود ✅ دانش آموز مطیع ، منضبط ،ساکت و سرکوب شده ،خوب نیست فیلم انجمن شاعران مرده و کتاب های شهامت تدریس ، مساله مدرسه معرفی شد @dohhol
◾️ شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت🔻زیارت امام حسن عسکری (ع) @dohhol
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدیر یک مدرسه در لبنان، روز اول کلاس کتابهای درسی را معرفی کرد و چقدر زیبا قرآن را معرفی کرد👌 قرآن کریم بالاتر از هر کتابی است که در دوران تحصیل می خوانیم. امیدواریم مدیران و معلمان ما هنگام شروع تدریس در سال جاری اینگونه قرآن را به دانش آموزان معرفی کنند . @dohhol
ز ز آ ؛جنبش اجتماعی یا پروژه ویرانی؟ دو سال پیش در چنین روزی خانم مهسا امینی به طرزی تراژیک و مظلومانه‌ از دنیا رفت و کشور پس از درگذشت ایشان درگیر حوادث و ناآرامی‌های چند ماهه شد. پس از درگذشت خانم مهسا امینی بسیاری از سیاسیون، سلبریتی‌ها، رسانه‌های فارسی‌زبان، رسانه‌های بین‌الملی و...، از همان شب اعلام درگذشت خانم امینی وارد عمل شده و با استفاده از جهالت و دگماتیسم (اگر نگوییم وطن فروشی و نفوذ) تندروها و بنیادگرایان داخل، دانسته یا ندانسته در خدمت یکی از پیچیده‌ترین و ضدایرانی‌ترین پروژه‌های تاریخ معاصر ایران قرار گرفتند. حال چرا می‌گوییم حوادث پس از درگذشت خانم امینی یک پروژه کلان و عظیم ضدایرانی و نتیجه‌ها روزها فکر و کار و آمادگی بود: - از ساعتی که خبر درگذشت مهسا امینی اعلام شد شبکه‌های اینترنشنال و بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و دیگران با دعوت مهمانان تجزیه‌طلب سعی در ارتباط دادن این مسئله به قومیت و زبان و مذهب ایشان داشتند. این شبکه‌ها به گونه‌ای القاء می‌کردند که انگار علت درگذشت مهسا امینی (یا به قول خودشان قتل او)، کُرد و سنی بودن ایشان بوده است! - در همان ساعات اولیه دفن خانم امینی تصویری از سنگ قبر با متن «نامت نشانه‌ای خواهد شد» منتشر شد و این در حالی بود که هنوز خبر خاصی از اعتراضات در کشور مشاهده نشده بود. - فردای آن روز شعار «زن، زندگی، آزادی» که شعار سازمانی تروریست‌های کوهستان‌های ترکیه است در حیاط دانشگاه تهران طنین انداز شد و شب همان روز در و دیوار شهرهای مختلف به ویژه تهران، پر از این شعارنوشته گردید. - پوشش وسیع و همه جانبه رسانه‌های غربی که با حضور همه‌جانبه سلبریتی‌های بین‌المللی همراه شد. (مقایسه کنیم با سکوت همان سلبریتی‌ها در برابر نسل‌کشی اسرائیل در غزه) - انجام برخی اعمال تروریستی به ویژه بمب‌گذاری در حرم شاهچراغ و تجهیز بیشتر گروه‌های تجزبه‌طلب در نواحی مرزی ایران از سوی آمریکا و اسرائیل و متحدان منطقه‌ای آنها. - چهره‌سازی برای اپوزسیون و ساپورت همه جانبه آنها از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی غرب. سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل و عربستان و غرب و بازوی‌های رسانه‌ای فارسی‌زبان آنها طی چند روز از سلبریتی دست چندمی چون زر ابراهیمی و نازنین بنیادی تا گلشیفته فراهانی و چند سلبریتی عصبی و جاهل چون علی کریمی و سلبریتی فرصت‌طلبی چون هیچکس و فرخ نژاد و...، رهبر سیاسی ساخت و با هماهنگی با چهره‌های قدیمی خود (پهلوی، علیزاده، اسماعیلون و...) سعی در عاده‌سازی تجزیه‌طلبی کرده و رهبران جریانهای تروریستی را در کنار رهبران به اصطلاح اپوزیسیون قالب نشانده و تمام تلاش خود را برای ریختن قبح تجزیه طلبی در کشور به کار بست. - حضور پررنگ پرچم‌هایی عجیب و غریب و با نقوش مختلف در تجمعات ایرانیان خارج از کشور که هر کدام به اصطلاح خود را نماینده بخشی از ایران معرفی می‌کرد. - فعال شدن دوباره مریم رجوی و حضور مدام او در رسانه‌ها و پارلمان های کشورهای مختلف غربی برای تحت فشار گذاشتن بیشتر ایران. - هجمه همه‌جانبه علیه نیروهای نظامی ایران که این‌بار علاوه بر سپاه، ارتش را نیز نشانه گرفته بود و سعی در ایجاد تقابل کامل میان مردم معترض و نظامیان داشت. - توهین و تمسخر تاریخ و هویت ایرانی که به نام نفی گذشته پرستی صورت می‌گرفت و سعی در فروپاشاندن تمام وجوه هویتی ایرانیان داشت. در این راستا از مجسمه‌های شاعران تا تندیس متفکران ایرانی مورد توهین قرار می‌گرفت. - عادی نشان دادن و زمینه‌چینی برای حمله نظامی به کشور که با حرکتی به غایت مشکوک در یک مدرسه دخترانه قم به اوج خود رسید و با نام رمز «حمله شیمیایی به مدارس دختران و زنان ایران» در پی آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش حمله خارجی به کشور بود. - تقویت شدید گسل‌های قومی و مذهبی به ویژه در استان‌های کردستان و سیستان و بلوچستان و دیدار چهره‌های بدنامی چون برنارد لِوی فرانسوی (متخصص ایجاد جنگ داخلی در کشورهای خاورمیانه و آفریقا) با رهبران به اصطلاح اپوزسیون. - تشویق به آدم‌کشی و آموزش ساخت کوکتل‌مولوتف و بمب دستی توسط رسانه‌های فارسی زبان و عوامل میدانی آنها در توییتر و اینستاگرام و سایر شبکه‌های ارتباطی. ◀️ در این میان اگر یک عامل باعث عدم موفقیت این پروژه ویرانگر و جلوگیری از سوریه و افغانستان‌سازی ایران شد، خِرد تاریخی ایران و در هم‌تنیدگی فرهنگی و تاریخ هزاران ساله ملت بودگی در این سرزمین بود. @dohhol
👆❌👆 از پست بالا به سادگی عبور نکنید