eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
593 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
‌اللهمّ صلّ علی علیّ بن موسی الرّضا ولیّک عدد ما فی علمک صلاة دائمة بدوام ملکک و سلطانک. اللهمّ سلّم علی ولیّک علیّ بن موسی الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام ملکک و سلطانک و جبروتک
هدایت شده از کانال حمید کثیری
چند نکته درباره بیانات دیروز رهبری: (بخش اول) 1️⃣ آقا فرمودند: این کسانی که می‌گویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی می‌شوند، با شما دشمنی می‌کنند»، اینها ظاهربینند. این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکره‌ی مستقیم نمی‌کنید، مسائل‌تان را حل نمی‌کنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حل‌نشدنی است. 👈 در هفته گذشته دکتر روحانی، بخشی از اصلاح‌طلبان و صداهایی از دل دولت تا سطح معاون اول، این حرف را زدند که مستقیماً مورد رهبری قرار گرفتند. و آقا مستقیم گفتند این مسئله به واسطه خواسته آمریکا است. این حرف واضح، صریح و مشخص است. صداهای دنبال مذاکره مستقیم را از اینجا به بعد دنبال کنید! 2️⃣ آقا فرمودند: او می‌خواهد که ایران گوش‌به‌فرمان آمریکا باشد. ملّت ایران ... با همه‌ی قدرت می‌ایستد. 👈 این حرف مقابل منطقی است که می‌گوید راهی جز مذاکره نداریم! خب شما بگویید ما چه بکنیم؟! بسازیم، دوباره می‌زند. ایستادگی نسخه پیروزی ملت ایران است ... 3️⃣ آقا فرمودند: [آمریکایی‌ها] رژیم صهیون را پیش کردند، تحریک کردند، رضایت نشان دادند، کمک کردند برای اینکه به ایران حمله کند و به خیال خودشان کار ایران را تمام کند ... این‌ها تصوّر نداشتند که ایران در مقابل حرکت آن‌ها آن‌چنان مُشتی به آنها خواهد زد که آن‌ها را پشیمان خواهد کرد. 👈 حمله به ایران پیش و بیش از همه متوجه آمریکاست. این حرفی است که مطابق با اسناد منتشر شده توسط پنتاگون است. آن‌ها گفتند قریب به ۱۰ سال برای این حمله برنامه‌ریزی کرده بودند. آمریکای خوب و اسرائیل بد، منطق غلطی است که عده‌ای در کشور آن را پیش می‌برند. ادامه دارد ... @hamidkasiri_ir
هدایت شده از کانال حمید کثیری
چند نکته درباره بیانات دیروز رهبری: (بخش دوم) 4️⃣ آقا فرمودند: دشمنان به آن نتیجه رسیدند که ایران را با جنگ، با حمله‌ی نظامی نمی‌توان به زانو درآورد ... دیدند راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنند، در داخل نفاق ایجاد کنند؛ البتّه عواملی هم در داخل دارند؛ عوامل صهیونیسم، عوامل آمریکا، هستند گوشه و کنار در کشور؛ به وسیله‌ی این‌ها و یا به وسیله‌ی کسانی که غفلت دارند از آنچه می‌گویند و از آنچه می‌نویسند، بین مردم اختلاف ایجاد کنند و چندصدایی در کشور به وجود بیاورند. امروز بحمدالله کشور متّحد است. امروز مردم متّحدند. اختلاف سلیقه هست، اختلاف سلیقه‌ی سیاسی، اجتماعی وجود دارد لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور، ایستادگی در مقابل دشمن، مردم امروز متّحدند. این اتّحاد به ضرر آنها است، این اتّحاد مانع تجاوز و تعرّض آن‌ها است؛ این را می‌خواهند از بین ببرند. مراقب این باشید. 👈 همه باید از اتحاد و انسجام مراقبت کنند و کنیم. اختلاف سلیقه سیاسی طبیعی است، اما در دفاع از نظام و کشور همه متحدند و دقت کنیم این حرف‌ها متوجه یک گروه خاص نیست. 5️⃣ آقا فرمودند: اهل بیان، اهل قلم، آن‌هایی که حرف می‌زنند، آن‌هایی که می‌نویسند، آن‌هایی که تحقیق می‌کنند، آن‌هایی که توییت می‌زنند، بفهمند چه کار می‌کنند. این ، این اجتماع عظیم، این از دل‌های مردم و اراده‌های مردم نباید خدشه‌دار بشود. امروز بحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند. 👈 تعابیر واضح و روشن است که در نظر آقا امروز اتحاد چقدر امر مهمی است، اما به یک موضوع کمتر توجه می‌شود. برخی حفظ اتحاد را فقط در این می‌بینند که در مقابل هر حرف و عمل غلطی از مسئولین باید سکوت کرد و از آن طرف باید هر نقد و اعتراضِ مخالفِ جریان حاکم را بر سرش کوبید. هم اعتراض بیجا ضد اتحاد و انسجام است و هم این کارها! نمی‌شود جلوی نقد را گرفت و بعد اسم آن را گذاشت حمایت از رییس‌جمهور و یا حتی نمی‌شود صبح تا شب جریان انقلابی را به اسم برهم‌زننده اتحاد کوبید (حتی همین دیروز، بلافاصله بعد از صحبت‌های رهبری) و بعد مدعی انسجام و اتحاد و وفاق شد. این رسماً یک بازی سیاسی است. عده‌ای صبح تا شب مطلب می‌نویسند علیه دوقطبی و با آن دوقطبی‌سازی می‌کنند! و از نظر ایشان دوقطبی علیه جریان انقلابی ایرادی ندارد. همین‌ها جلوی هر گونه نقدی را نیز به اسم حمایت گرفته‌اند! خود رهبری در همین سخنرانی هم نقد کردند، هم حمایت و این‌ها روبرو و مخالف هم نیستند ... 6️⃣ آقا فرمودند: خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیس‌جمهور را حمایت کنند. رئیس‌جمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است ... این‌ها را باید قدرشناسی کرد. 👈 پرکاری رییس‌جمهور بسیار امر مهم و محترمی است و باید دیده شود و این حمایت نیز رویه ثابت رهبری در حمایت از همه‌ی دولت‌هاست که تا روز پایانی مسئولیت‌شان باید بر مسند امور باشند و قطع به یقین خط استیضاح رییس‌جمهور در شرایط فعلی کشور درست نبوده و نیست. 7️⃣ آقا فرمودند: البتّه بعضی ممکن است در مسائل گوناگون نظرات مختلفی داشته باشند؛ هیچ اشکالی ندارد، [امّا] اهل فکر توجّه کنند که ارائه‌ی یک فکر نو که مکمّل موجودیِ ملّت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند. 👈 دقت کنیم؛ فرمودند در ارائه نظرات جدید را تخریب نکنید. پیدا کردن مصادیقش سخت نیست ... @hamidkasiri_ir
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۱۹ یادتان باشد "حُربن یزید ریاحی" بد نبود دارای صفات خوب بود ، بد عمل کرد ولی به دل
شماره۲۰ هر عملی که از ما سر می زند هم در هستی تأثیر می گذارد و هم در خودمان . شاکله ما با صفاتمان ساخته می شود ولی اثراتش در ذات خوبی و بدی است در صفت زشتی و زیبایی و در فعل سود و زیان در پایین ترین مقام یعنی فعل تأثیر عمل سود و زیان است ، قاعدتا در مقام فعل کودکان هستند که با اعمال کم کم رشد می کند و به مرحله صفات می رسد و سپس در اوج به ذات می رسد . سود و زیان که در مقام فعل است مربوط به کودکی است به همین علت در قرآن آنچنان از بهشت و جهنم وصف می کند چون اکثر مردم در این مرحله مانده اند و ملاکشان سود و زیان است اکثرهم غافلون، لایعلمون و ... چه بسا کودکان ریش دار و مسن 😒 ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید .
یک متن طولانی در باره اراک با پوزش به خاطر زیاد بودن متن👇👇
اراک؛ پروژه‌ای ناتمام: الزامات مدیریت فرهنگی در شهرِ دوگانگی‌ها ✍سید محمد الحسینی شهر در تقابل هویت‌ها اراک،به مثابه یک «شهر-پالایشگاه»، همواره در میانه یک تقابل هویتی منحصر به فرد قرار داشته است: از یک سو، ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ اصیل عراق عجم دارد، با گنجینه‌ای از هنرهای سنتی (قالی بافی، ضرب سکه، سازسازی)، معماری ارزشمند (بازار سرپوشیده، مسجد تاریخی)، و خرده‌فرهنگ‌های بومیِ غنی. از سوی دیگر، به دلیل نقش محوری در صنعتی شدن ایران، پذیرای موجی از مهاجرت، سبک‌های زندگی جدید، چالش‌های زیست محیطی و الزامات زندگی شهری مدرن بوده است. این دوگانگی، مدیریت فرهنگی در اراک را به امری پیچیده و در عین حال حیاتی بدل ساخته است. مدیریتی که دیگر نمی‌تواند صرفاً مبتنی بر برگزاری آیین‌های نمایشی باشد، بلکه باید «مهندسی فرهنگی» هوشمندانه‌ای را در پیش گیرد که بر چند رکن اساسی استوار است. الزامات کلان مدیریت فرهنگی در اراک: ۱. الزام شناختی: اجماع‌سازی حول یک «طرح جامع فرهنگی شهر» پیش از هر اقدام عملی،مدیریت فرهنگی نیازمند یک «شناخت آسیب‌شناسانه و امکان‌سنج» است. · توسعه پژوهش‌های میدانی: انجام مطالعات اتنوگرافیک (مردم‌نگارانه) برای شناخت دقیق «سبک زندگی»، «الگوهای مصرف فرهنگی»، «نیازها» و «آرمان‌های» گروه‌های مختلف اجتماعی در اراک (از کارگران صنعتی و نخبگان علمی تا ساکنین بافت فرسوده و ساکنین مناطق جدید). · شناسایی گسست‌های نسلی: مطالعه شکاف بین نسل قدیم با خاطرات جمعی مشترک و نسل جدید با جهان‌بین‌های جهانی‌شده. · تدوین سند راهبردی فرهنگی: تدوین سندی که صرفاً کلی‌گویی نکند، بلکه بر اساس داده‌های عینی، اهداف کمّی و کیفی، گروه‌های هدف، و نقشه راه عملیاتی را برای حداقل یک دهه آینده ترسیم کند. این سند باید حاصل مشارکت و اجماع میان تمام نهادهای فرهنگی (شهرداری، دانشگاه، اداره ارشاد، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی) باشد. ۲. الزام ساختاری: گذر از مدیریت متمرکز به «حکمرانی فرهنگی مشارکتی» مدیریت فرهنگی موفق در اراک نمی‌تواند در انحصار یک نهاد دولتی باشد. · شکل‌گیری «شورای عالی فرهنگی شهر»: ایجاد نهادی فرابخشی متشکل از جامعه‌شناسان، هنرمندان برجسته، نمایندگان صنوف فرهنگی، فعالان مدنی، مدیران اجرایی و حتی نمایندگانی از جامعه صنعتی شهر. این شورا باید نقش «هیئت اندیشه‌ورز» و ناظر بر اجرای سند راهبردی را ایفا کند. · توانمندسازی و شبکه‌سازی «سمن‌های فرهنگی»: مدیریت فرهنگی باید بسترها و منابع (حتی به صورت کوچک) را برای فعالیت و شکوفایی سازمان‌های غیردولتی فعال در حوزه‌های مختلف (میراث فرهنگی، محیط زیست، هنرهای تجسمی، تئاتر خیابانی و...) فراهم آورد. این نهادها پل ارتباطی با بدنه جامعه و شناساگرِ نیازهای ریزومانند (ریشه‌دار و گسترده) فرهنگی هستند. · ایجاد «کنسرسیوم بخش خصوصی در امور فرهنگی»: ترغیب و جذب سرمایه‌گذاران و بنگاه‌های اقتصادی شهر (که عمدتاً صنعتی هستند) برای ایفای نقش «مسئولیت اجتماعی-فرهنگی» خود. این امر می‌تواند از طریق حمایت از پروژه‌های فرهنگی و هنری میسر شود. ۳. الزام محتوایی: بازآفرینی روایت شهر مدیریت فرهنگی باید به تولید و توزیع«معنا» بپردازد. · بازتعریف هویت شهری: به جای تقابل «سنتی» در برابر «مدرن»، باید روایتی نو از هویت اراک ساخت که صنعت و فرهنگ را نه در تضاد، که در مکمل یکدیگر می‌بیند. روایتی که بر «خلاقیت»، «پایداری» و «همبستگی اجتماعی» استوار است. · تقویت «حافظه جمعی» و «میراث ناملموس»: مستندسازی خرده‌فرهنگ‌ها، لهجه، قصه‌های محلی، و خاطرات ساکنین قدیمی از طریق پروژه‌های تاریخ شفاهی، موزه‌های مردم‌شناسی کوچک محله‌ای و جشنواره‌های موضوعی. · راهبرد «صنعت خلاق»: تبدیل چالش هویتی به فرصت اقتصادی. حمایت از استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهایی که می‌توانند عناصر فرهنگی سنتی (مثلاً نقوش قالی) را با طراحی مدرن تلفیق کرده و محصولات جدیدی (در حوزه مد، دکوراسیون، اسباب‌بازی و...) خلق کنند. این امر هم به اشتغالزایی می‌انجامد و هم به زنده نگاه داشتن نمادهای فرهنگی. ۴. الزام فضایی-کالبدی: انسان‌محورسازی فضاهای شهری فرهنگ در فضا جریان می‌یابد. · توسعه «فرهنگسراهای محله‌ای»: به جای تمرکز بر یک فرهنگسرای بزرگ مرکزی، ایجاد کانون‌های کوچک، چابک و پاسخگو در محلات مختلف با برنامه‌های متناسب با بافت اجتماعی همان محله. · احیای بافت تاریخی به مثابه «زیرساخت فرهنگی»: تبدیل بازار، سراها، و دیگر عناصر تاریخی به کانون‌های پویای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی؛ نه صرفا اثر موزه‌ای. برگزاری نمایشگاه‌های هنری، اجرای تئاتر محیطی و رویدادهای فرهنگی در این فضاها.
· طراحی و اختصاص «فضاهای عمومی» برای تعاملات فرهنگی: ایجاد پارک‌های موضوعی، میدان‌های تعاملی، پیاده‌راه‌های هنری (با مجسمه‌ها و نقاشی‌های دیواری با هویت بومی) و گالری‌های فضای باز که امکان برخورد و دیدار شهروندان را فراهم می‌آورند. فرهنگ به مثابه زیرساخت توسعه مدیریت فرهنگی در اراک،امروز فراتر از یک «وظیفه اداری» است؛ یک «ضرورت راهبردی» برای تضمین پایداری و توسعه متوازن شهر است. الزامات آن را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: گذار از «مدیریت رویدادمحور» به «حکمرانی فرآیندمحورِ مشارکتی» با محوریت «تولید معنا» و «انسجام بخشی اجتماعی». این مهم تنها زمانی محقق می‌شود که مدیران فرهنگی اراک، خود را نه به عنوان «تصدی‌گران امور فرهنگی»، که به عنوان «تسهیل‌گران»، «هماهنگ‌کنندگان» و «سرمایه‌گذاران در سرمایه اجتماعی و نمادین» شهر تعریف کنند. آینده اراک به مثابه یک کلان‌شهر پیشرو، در گرو سرمایه‌گذاری هوشمند بر روی «فرهنگ» به عنوان زیربنایی‌ترین بخش توسعه است. @dohhol
یک راز بزرگ را می خواهم برملا کنم .... به زودی...
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
یک راز بزرگ را می خواهم برملا کنم .... به زودی...
در گروه هم ولایتی هایم ، بزرگواری جهت شکل گیری بحث نوشت ؛ دجال چیست یا کیست ؟ بعد از قول مادر بزرگم (مادرِ پدربزرگم) که شخصی با تقوا و حکیم و معمر بود نوشتند او می گفت ؛ دجال خری است که همه به دنبالش راه می افتند و سرگینش را که خرماهای شیرینی است می خورند . مردم در ربودن سرگین الاغ رقابت می کنند و بر سر تصاحب بیشتر آن تفاخر توقع که ندارید ناگهان خری ظهور کند که از پشتش خرما بیرون می افتد ؟! باید خدمتتون عرض کنم نطفه اولیه ی این خر جذاب از بعد از انقلاب صنعتی و نهضت پروتستان بسته شد . آنجا که تشخیص دادند دین و تاریخ و ادبیات و شعر و فلسفه و تفکر ، دنیا را به هم می ریزد ، به هم که نمی ریزد جایگاه اربابان را نا امن می کند . این اربابان برای محکم کردن جایگاه خود فهمیدند که دیگر زمان زور گذشته و کلیسا و زمین داران بزرگ دیگر قادر به بازگشت به قبل نیستند بنابراین باید از ابزاری دیگر استفاده کنند . ابزاری جهان شمول که همه ابعاد انسان را اسیر کنند . بنابراین نطفه اولیه این خر جذاب شکل گرفت در پست بعدی او را معرفی می کنم ...
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
در گروه هم ولایتی هایم ، بزرگواری جهت شکل گیری بحث نوشت ؛ دجال چیست یا کیست ؟ بعد از قول مادر بزرگم
یکی از مصادیق دجال نظام آموزشی است که همه به دنبالش ان می دوند تا خرمای شبرین مدرک را بگیرند با خوردن آن خرما دکتر ، مهندس و استاد می شوند و خودشان هم همان خرما را تولید می کنند . نظام آموزشی به دنبال کارمند سازی است نه تربیت دانشمند . متاسفانه خلاقیت ، کنش گری ، اراده و تربیت به معنای واقعی نیست . دجال در این نظام آموزشی شما را تشویق می کند تا حفظ کنی که در روز عاشورا افسار اسب حضرت عباس در دست چه کسی بود ؟ اما اجازه نمی دهد بفهمی که چه عواملی منجر به عاشورا شد و آیا محتمل است ؟ دجال مجوز حفظ اشعار سعدی را به شما می دهد اما اینکه بدانی واقعا چرا فردوسی و سعدی مهمند نه ، خرمای دجال را که خوردی به شعرا می گوی اسگل . خرمای دجال را که خوردی لَخت می شوی ، توهم دانایی پیدا می کنی اما مبتلا به عادت می شوی . یکی دیگر از کارکردهای حذف انسان توسط دجال بروکراسی است و نگهبانش همان گه روز کارمند را بهش تبریک می گویی ،نظام کاغذ سالاری از هرچیز مهم تر است. حتی از شرافت و وجدان نظام تربیت را با بازار یکی می کند ، هرم هایی شکل می گیرد که عجیب مورد علاقه ابلیس است چون بستگی دارد تو کجای ان هرم قرار بگیری . دیگر تمام است و مصداق های دیگر که گفتنش جسارت می خواهد . شاید بعدها گفتم
خسارت محض پاسخ به دو جمله پر تکرار توسط مدافعین برجام "اگر برجام بد بود چرا آمریکا از آن خارج شد؟" این سخنی است که سالهاست از طرفداران ظریف و برجام در رسانه‌های مختلف و از زبان چهره‌های سیاسی مختلف شنیده‌ام. اما آیا آمریکا واقعا از برجام خارج شد؟ تصور کنیم. ما مشغول ساخت خانه کوچکی برای خود هستیم. لات محل و سه تن از نوچه‌هایش می‌گویند که اگر این خانه ساخته شود در ساعاتی از روز باعث افتادن سایه به روی خانه ما می‌شود و ما به این دلیل اجازه اتمام ساخت این خانه را نمی‌دهیم. آنها برای عملی کردن این تهدید خود یک روز کارگران را کتک می‌زنند، یک روز بخشی از خانه را خراب می‌کنند و روز دیگر وسایل و مصالح ساختمان را می‌دزدند. در نهایت با ما با آن لات و نوچه‌هایش وارد مذاکره می‌شویم و می‌گوییم ببینید ما قصد ساخت چند طبقه نداریم و فقط اسکلتش را زدیم و هدف فقط ساخت یک خانه همکف برای داشتن سرپناه است و اسکلت بیشتر از یک طبقه را هم داوطلبانه به دست خود ویران می‌کنیم. در مقابل آنها هم تعهد می‌دهند که دیگر مزاحمتی ایجاد نکنند. اما چند روز بعد، سردسته لات‌ها توافق را کنار زده و شروع به کارشکنی و ایجاد مزاحمت بیشتر می‌کند و می‌گوید که ما اصلا حق ساخت خانه در این محل را نداریم. در این میان نوچه‌های او هر روز به ما می‌گویند که فلانی ما هنوز سر توافق هستیم و شما واکنشی نشان ندهید و اگر بخواهید از توافق سرپیچی کنید آنوقت ما هم علیه شما خواهیم شد. در نهایت هم آنچه اتفاق می‌افتد این است که لات اعظم خانه ما را ویران کرده و نوچه‌هایش می‌گویند آن چند تیرچه بلوک زیر آوار را هم باید بیاری و تحویل بدهیم وگرنه اجازه زندگی به شما نخواهیم داد. برجام چنین چیزی بود. در واقع خارج شدن آمریکا از برجام نه مزایای برجام بلکه از معایب بزرگ آن بود. از منظر آمریکا بنگریم. آمریکا وقتی می‌دانست از برجام خارج شود هم دیگر آب رفته از جوی ایران برنخواهد گشت، چرا نباید خارج می‌شد؟ وقتی می‌دانست نوچه‌هایش هستند و ایران به تعهداتش پایبند است و حالا با فراغ بال می‌تواند هر بلایی که خواست سر ایران بیاورد، چرا نباید خارج می‌شد؟ اگر هدف برجام کنترل ایران و محدود کردن فعالیتهای هسته‌ای ایران بود، آمریکا هیچگاه از آن خارج نشد و اتفاقا از زرنگی آمریکا بود که هم برجام را تحمیل کرد و هم هر بلایی که می‌خواست سر اقتصاد و امنیت ایران آورد. در مقابل ماندن ایران در برجام چه سودی داشت؟ هدف رفع تحریم بود؟ که صورت نگرفت و ایران ذیل تحریم‌های شدیدتری قرار گرفت. هدف جلوگیری از تهاجم نظامی بود؟ که انجام گرفت و امنیت ایران خدشه‌دار شدن و جان بخشی از بهترین شهروندان ایران را گرفت. هدف بازدارندگی بود؟ که حاصل نشد. هدف حفظ سایت‌های هسته‌ای از تهاجم دشمن بود؟ که آن هم حاصل نشد. پس وقتی کسی می‌گوید «برجام خسارت محض» بود، قبل اینکه نگاه کنیم گوینده چه کسی است و قبل اینکه رگ گردنمان برای دفاع از سردار دیپلماسی باد کند، کمی با دقت و تحلیل به مسئله نگاه کنیم. گزاره دیگری که مدام از سوی مدافعان ظریف و برجامیون مطرح می‌شود این سخن عجیب است که: «خب حالا تازه به دوران قبل برجام برگشته‌ایم» آنها - تجربه هشت سال تورم بالای چهل درصد. - حوادث آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱. - حمله نظامی به کشور را نمی‌بینید. در سال امضای برجام: سردار سلیمانی زنده بود. ایران در سوریه در حال شکست داعش بود. حزب‌الله لبنان در اوج قدرت بود. حجم اقتصاد ایران چیزی در حدود اقتصاد ترکیه بود. میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری بالای ۶۵ درصد بود. و مهمتر از همه ایران چندین تن اورانیوم غنی شده (۹ تن از ایران خارج شد) و آب سنگین (۷۲ تن از ایران خارج شد) و ابزارهای چانه‌زنی قدرتمندی در منطقه داشت. اما این طیف هیچکدام از اینها را نمی‌بینند و می‌گویند تازه برگشتیم به قبل از برجام!!
باسلام ظرفیت مشاوره و راهنمایی برای انتخاب رشته کنکور فقط ۵ نفر به ای دی زیر پیام دهید @Adminrasta20