eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
یک فقط ماه خسوف نمی‌کند، انسان هم خسوف می‌کند. خداوند درباره قارون در قرآن کریم فرموده: فَخَسَفْنَا بِهِوَبِدَارِهِ الْأَرْضَ. اصلاً کلمه خسوف یعنی فرو رفتن، و «خسف به الأرض» یعنی او (قارون) را به زمین فرو برد. و در پنج جای قرآن خداوند تهدید کرده است که اگر بخواهد همه اهل زمین را دچار خسوف کند و به زمین فرو برد. أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاءِ أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ. دو اینکه ماه دچار خسوف شود، از آیات عظیم پروردگار است، زمین بین ماه و خورشید واقع شده، باعث می‌شود نور خورشید به ماه نرسد و این درس بزرگی است برای کافران بدکیش و ناسپاس که ماه را منشأ تأثیر در سرنوشت خود دانند. به آنها بگو اگر ماه تأثیری دارد، چرا نمی‌تواند خسوف را از خودش دفع کند. انی لا احب الافلین. لعنت بر هر کافر بداندیش که خورشید و ماه و ستاره را صاحب اثر بداند. سه و خسف القمر پس اینکه ماه خسوف کند، گناهی بر ماه نیست، او آفریده‌ای از آفریدگان خداست، و تسلیم‌گوی پروردگار است، و در برابر اراده حق تعالی تسلیم است، به اذن او طلوع می‌کند و به اذن او غروب می‌کند و تحت تدبیر او دچار خسوف می‌شود و از نورافشانی باز می‌ایستد. پس منزه و پاک است آن خدایی که قمر را آفرید و او را مسخر تدبیر خود قرار داد و سلام و درود ما به قمر آنگاه که خسوف برآید و فرو رود و خسوف کند. چهار اما وای اگر انسانی دچار خسوف شود اگر قارون دچار خسوف شد، می‌توانست معذرت خودش بشود، می‌توانست به بندگی خداوند اعتراف کند و خود را تسلیم او سازد، اما کفر ورزید و انکار کرد، و خداوند قلب او را دچار خسوفی کرد که خواری و ذلت و نکبت تا ابد بر پیشانی او مکتوب شود. می‌توانست قمری شود که همیشه نورافشان کند. البته او و سرنوشت و ما جری او هم آیه‌ای شد از آیات الهی، که دیگران او را ببینند و عبرت گیرند و راه او را نروند. عبرت بگیریم قبل از آنکه عبرت دیگران شویم. پنج امام زین العابدین علیه السلام در دعای اول ماه (۴۳ صحیفه) خطاب به ماه می‌فرماید: ایمان آوردم به آن خدایی که تاریکی‌ها را به نور تو روشن ساخت و سایه‌های مبهم را به پرتو تو پدیدار کرد و تو را آیتی از آیات عرصه‌ی فرمانروایی و نشانی از نشانه‌های قدرت خویش گردانید و به افزودن و کاستن و برآمدن و فروشدن و درخشندگی و تاریکی در فرمان خود گرفت و در همه‌ی این احوال مطیع فرمان او بوده‌ای و شتابان به اراده‌ی او در تکاپو. شش و پایان بارالها، ای خالق شمس و قمر، ای مدیر کسوف و خسوف، همه عالم در چهارچوب تدبیرت به صَلابه کشیده شده، احدی را یارای گردنکشی در برابر تو نیست. عجز و ضعف ما را ببخش. هر گناهی که کردیم به حساب عجز و ناتوانی ما بگذار،نه گردنکشی و طغیان ما. ساعت خسوف را از ساعات اجابت دعا قرار دادی،تا بندگانت با اعتراف به عجز و ضعف خود روی به سوی تو کنند و از گناه خود آمرزش طلبند. حقارت ما را ببین،و بر ما ترحم فرما. ما را از کسانی قرار ده که خسوف ماه را اِنذاری از نشانه‌های قیامت بدانند،و با قلبی خاضع و خاشع و خائف از گناهان خود توبه کنند و مشمول رحمت بی‌منتهی تو شوند. ای آنکه هیچ آمرزش‌خواهی را خاشِع و خاسِر نکردی ای آنکه هیچ توبه‌کننده را ملامت نکردی ای آنکه موسی و عیسی و محمد و هر پیغمبر را از فرش به عرش رساندن کار تو است ای آنکه فرعون‌ها و نمرودها و قارون‌ها را از عرش به زمین فرو بردن کار توست در زمین افتادگانیم در این ساعت از تو یاری می‌طلبیم و از گناه توبه می‌خواهیم که ساز است یا ارحم الراحمین
تولد یک انقطاع معرفتی: در آستانهٔ ظهور پیامبر ✍سید محمد الحسینی از منظر جامعه‌شناختی، تاریخ را می‌توان به دو دورهٔ «پیشا-رویداد» و «پسا-رویداد» تقسیم کرد. رویدادهایی که ساختارهای کهن را در هم می‌شکنند و پارادایمی جدید می‌آفرینند. تولد محمد (ص) در آن شبه‌جزیرهٔ محصور در جهل و سنت، چنین رویدادی بود؛ نه یک تولد زیستی صرف، که زایش یک امکانِ نو برای «امت». جامعهٔ عربستان پیش از او، نمونه‌ای کلاسیک از جامعه‌ای «پیشامدرن» بود که در چنبرهٔ چندگانگی اخلاقی، بت‌پرستی به مثابهٔ ابزار قدرت، و مناسبات قبیله‌ایِ مبتنی بر غلبه و غارت گرفتار آمده بود. «حرمت» نه ذاتی که به «تعلق» بود. انسانیت، مفهومی نسبی و محدود به خون و نژاد. در چنین بستری، تولد آن کودک در خانهٔ عبدالله، یک «امکان ناب» را در دل «واقعیت موجود» کاشت. او آمد تا نشان دهد که «امت» — به مثابهٔ یک جامعهٔ آرمانی مبتنی بر ایمان و برابری — می‌تواند جانشین «قبیله» شود. تولد او، بذر نهادهای جدیدی را پاشید: نهاد «امر به معروف و نهی از منکر» به جای انتقام شخصی، نهاد «وقف» به جای ثروت‌اندوزی قبیله‌ای، و نهاد «برادری دینی» به جای عصبیت خونی. این تولد، تنها یک میلاد تاریخی نیست؛ نمادی است از آن لحظه‌ای که جامعه می‌تواند از وضعیت «طبیعی‌شدۀ» خود خارج شود، هنجارهای مسلط را به پرسش بگیرد و به سوی افقی اخلاقی‌تر حرکت کند. پیام این واقعه برای ما امروز این است: هر جامعه‌ای، حتی در تاریک‌ترین شرایط، ظرفیت «تولد دوباره» و بازتعریف خود را دارد. ظهور یک کنشگر تحول‌آفرین، می‌تواند کل نظام معنایی یک تمدن را دگرگون کند. @dohhol
مواظب پیامک های اینچنین باشید در این روزها
عه! مگه تا الان تعطیل نبود؟
متأسفانه رسانه‌های ما بسیار ضعیف عمل می‌کنند. برای نمونه، وقتی رهبر درباره مسائل سیاسی صحبت می‌کنند، رسانه‌ها بارها و بارها همان حرف‌ها را تکرار می‌کنند؛ اما وقتی ایشان نکات مهم اقتصادی را مطرح می‌کنند، هیچ بازتاب جدی‌ای داده نمی‌شود. چند روز پیش رهبر در جلسه‌ای با دولت حدود ۳۰ دقیقه سخنرانی کردند که ۱۲ دقیقه‌ی آن به روش‌ها و مسائل اقتصادی اختصاص داشت. با این حال، رسانه‌ها تقریباً هیچ توجهی به این بخش نکردند. در مقابل، کافی است رهبر درباره یک موضوع سیاسی تنها دو جمله بگویند؛ بلافاصله صدها پادکست و تحلیل ساخته می‌شود، یکی حرف‌ها را تحریف می‌کند و دیگری به تمجید می‌پردازد. اما وقتی صحبت از مسائل اقتصادی است، اصلاً توجهی نمی‌شود که رهبر چه گفته است. نخستین توصیه رهبر انقلاب به «توجه به تولید و احیای واحدهای تولیدی» اختصاص داشت. ایشان فرمودند: همه کسانی که مسئله اقتصاد را واقعی و عملی درک می‌کنند، متفق‌القول‌اند که تولید کلید پیشرفت اقتصادی ایران است؛ بنابراین باید توجه ویژه‌ای به تولید داشت، از جمله اینکه برق این واحدها را ـ مگر در حالت اضطرار ـ قطع نکرد. دقت کنید! در اولین و مهم‌ترین توصیه، رهبر صریحاً تأکید می‌کنند که «اقتصاد واقعی» یعنی همان چیزی که پیشرفت کشور را تضمین می‌کند، بر پایه تولید است. اما متأسفانه رسانه‌ها اصلاً به این بخش مهم نپرداختند و باز هم مسئله اصلی نادیده گرفته شد. رسانه‌ها به‌جای اینکه بنشینند و این صحبت‌های مهم اقتصادی رهبر را تبیین کنند و از مردم بخواهند مطالبه‌گری کنند، چسبیده‌اند به موضوعاتی که نه درک درستی از آن دارند و نه تخصص لازم، مثل بحث‌های امنیتی. امنیت یک حوزه‌ی پیچیده و تخصصی است؛ گاهی عملیات فریب است، گاهی تله، گاهی طعمه. حالا رسانه‌ها در موضوعی به‌قدری حساس مثل امنیت مراکز هسته‌ای چرا اظهارنظر می‌کنند؟ آیا اطلاعات سطح بالا دارند؟ آیا اشراف امنیتی دارند؟ یا فقط توهمات خودشان را مطرح می‌کنند و با این کار مردم را گیج کرده و فشارهای بی‌مورد به نهادهای امنیتی وارد می‌کنند؟ در حالی‌که اقتصاد شفاف است، مشکل اصلی مردم هم همین است و رهبر صریحاً راه‌حل‌ها را نشان می‌دهند، اما رسانه‌ها آن را بازتاب نمی‌دهند. رسانه‌ها! به‌جای پرداختن به مسائلی که تخصصی و امنیتی است، به مسئولیت واقعی خود برگردید و روی مسائل اقتصادی که رهبر بارها تأکید کرده‌اند تمرکز کنید. @dohhol
کسی نیست تو این مملکت بگه توافق مواردش چیست؟ کما کان باید از جناب گروسی بشنویم ؟ شعام ، مجلس ، وزارت خارجه ؟
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
کسی نیست تو این مملکت بگه توافق مواردش چیست؟ کما کان باید از جناب گروسی بشنویم ؟ شعام ، مجلس ، وز
ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مجددا توافق‌هایی داشته. من در مورد اصل این موضوع صحبت نمی‌کنم که در این مقطع کار درستی است یا غلط ... اما یک چیز ذهنم را درگیر کرده! مصاحبه دکتر عراقچی با مصاحبه گروسی مدیر آژانس، تفاوت‌هایی دارد و هر کدام مواردی را که بر سر آن توافق شده متفاوت از هم بیان می‌کنند. من تمایل دارم روایت وزیر امور خارجه را بپذیرم، چون آنچه گروسی از تعهدات ایران گفته، هم به نوعی خفت‌بار است و هم بسیاری از کارشناسان معتقدند زمینه‌ساز جنگ مجدد است ...
‏"شناخت این قوم سخت‌تر باشد از شناخت حق!" (شمس تبریزی) - اینکه فردی صدها کیلومتر پیاده‌ راهی مقبره کوروش شده و عده‌ای در مسیرش به سجده افتاده و «استاد»، «استاد» بکنند، نشان خودآگاهی تاریخی و فهم سنت نیست بلکه نشان بحران معرفتی و سردرگمی انسان ایرانی قرن بیست و یکم است. - این دست رفتارها نه تنها باعث ارج و قرب و احترام به گذشته و سنت نمی‌شود بلکه کنشی در راستای به ابتذال کشیدن مفاهیم تاریخی و ابزاری برای جولان تجزیه‌طلبان و دشمنان ایران است. ـ آنکه پیاده‌روی اربعین را با رفتار این فرد مقایسه می‌کند یا مغرض است یا به کلی پرت از ماجراست. زائر اربعین یا پیاده روی با حمل صلیب مسیحیان (یا آیین‌هایی شبیه این که در اغلب ادیان وجود دارد) در واقع برای جستجوی حقیقتی استعلایی است. در آیین تشیع، حسین ابن علی نماد و زبان آن حقیقت است و زائر در جستجوی چنین معنایی با پای پیاده راه می‌افتد و این قابل مقایسه با این کنش‌های اَدایی و بی‌معنی ندارد.
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۲۱ سیر تربیت از مرحله فعل به صفت یک روند تکاملی است که یک مربی باید بفهمد . کودک تا
شماره ۲۲ خیلی از عبادتها در کنار رذیلت ها، نفس را پرورش می دهد نه صفات را بنابراین هر عملی مستلزم ترک چیزی هست هر چه در ترک رذیلت ها موفق تر ، مراتب عمل عمیق تر ! بخل ، حسد ، دروغ و امثالهم را نمی توانید حذف کنید چون در برابر آن عیار انسان مشخص می شود ، تعرف الاشیا باضدادها . در برابر این ها باید پرید ، از روی آنها بپرید تا عمل شما صفتان شود .قطعا کاربرد چشم ، گوش و دهان در صاحب غریزه با صاحب عقل فرق دارد نه ؟! صاحب غریزه فیلتر ندارد ، صاحب عقل می تواند ولی نمی بیند ، نمی شنود و... در تربیت باید کمک کرد تا از غریزه عبور کنیم .تا عقل دار شویم ،تا بزرگ شویم . شرط عبور از غریزه پذیرش چالش و عبور از ضد آن است . قطعا معلمی ماندگار است که از غریزه اش عبور کرده ، پدر و مادری که ... تشویق ها ، سبک زندگی ، رفتارها در هفت سال اول باید بر پایه و محور این اصل باشد چگونگی اش را باید صبر کنید . بعدها خواهیم گفت . گرچه تا الان هم اصل مطلب گفته شده . ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید . @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
‏"شناخت این قوم سخت‌تر باشد از شناخت حق!" (شمس تبریزی) - اینکه فردی صدها کیلومتر پیاده‌ راهی مقبره
این پیام را در شبکه x منتشر کردم البته با صراحت بیشتر ، صبحش دیدم بیش از پانصد فحش و ناسزا برام نوشتند . نمی دونم چطور ترند شد .البته دوستانی هم بودند که حمایت کردند .بیش از ۱۲۰ نفر باز ارسال کردند . در هر حال متاسفانه یک نقد نبود همه فحش های رکیک ، ترس دارد این انبوه نفهمی و دنیایی که بالفعل و بالقوه پر شده از این دوپاهای آدمی نام !
روایتی از زبان عین صاد: حدود سال هاى 45 بود. من در صحن نو در يكى از مقبره ها درسى داشتم كه حدود ساعت ده با يك استاد خصوصى   مى خواندم. من روبه روى مقبره كنار ميله هايى كه بر سر قبرها مى گذاشتند، نشسته و منتظر بودم تا استاد بيايد و درسم را بگويد.   آن طرف تر هم چند نفر از ... و مقبره چى ها نشسته بودند و كنار آفتاب گرم و مطبوع صحبت شان گرم و سرد و گم   بود. در اين اثنا يك نفر پيرمرد آمد كه من اسمش را شنيده بودم و مى گفتند خيلى حراف و متلك پران و خوش مزه است.   از راه كه آمد مقبره چى ها برايش بلند شدند و او هم كنارشان نشست و فاتحه اى خواند و بعد شروع كرد به ديد زدن اطراف.    و با آن كتاب،  نگاهش كه به من افتاد با آن قيافه و با آن سن(حدودا ۱۵ ساله ) چشم هايش را جمع كرد و دقت كرد و با تحقير از مقبره چى ها پرسيد: اين ديگه كيه؟ يكى از آن ها كه من را مى شناخت و پدرم را هم مى شناخت، معرفى ام كرد و او با آشنايى نخوت زده اى رو به من كرد و گفت: تو كه پدرت روشن فكر بود، چرا گذاشت آخوند بشى؟  مقبره چى ها گوش بودند و بعضى هاشان لبخند مى زدند و پيرمرد هم رويى ترش مى كرد، سينه اى صاف مى كرد  و منتظر جواب بود. من هم خيلى آرام و بى توجه، مقدارى نگاهش كردم و بعد با  نيشخندى از او پرسيدم: مگر آخوندى چه عيبى داره؟ من اين سؤال را مطرح كردم تا حرف هايش را بزند و شكمش را خالى كند. و او   هم منتظر همين فرصت بود. ماشينش را روشن كرد و گاز داد كه  اى بابا! اين كه ديگه مثل كفر ابليس مى مونه، حالا از من مى پرسى چه عيبى داره؟  و شروع كرد كه شبش اين طور است و روزش اين طور و درسش اين طور و بحثش اين طور، طلبه گى اش فلان   و روضه خوانى اش بهمان و تبليغش بيسار و آقاييش چنين و مرجعيتش چنان و به قدرى مسلط بود كه براى من هم تعجب مى آورد و بعد فهميدم قبلا آخوند بوده و بيرون آمده و اين تسلطش از همان جا آب مى خورد و در نتيجه تعجبم رفت. آن روز در من حال عجيبى گذاشته بودند. او با طنز و شوخى و مسخره   حرف هايش را خوب قالب مى كرد و شرح مى داد و از حضار تحسين مى طلبيد و از من هم تسليم.   اما من داشتم با مورچه ها ور مى رفتم و بى اعتنا به تمام خوش مزگى هايش، گنجشك ها را نگاه مى كردم و اطراف را مى پاييدم و اصلا به او نگاه هم نمى كردم. و او كه مى ديد مخاطبش اين طور خود سر و بازيگوش و بى اعتنا است، به ديگران مى پرداخت و از آن ها تصديق مى خواست و عاقبت نگاهش در   چشم من افتاد و كنجكاو شد كه حالم را بررسى كند. نگاه من تيز و مسخره بود. خيلى آرام گفتم: شما خوب بود از من مى پرسيديد كه  براى چه آخوند شده ام، اگر مى گفتم نون و آب و شب و روز و فلان و بهمان، خوب، راهنماييم مى كرديد كه آقابفرماييد اون  طرف اين در بسته است و بازم كه بشه اين خبرها نيست. بايد شب چه طور بخوابى و روز چه طور راه برى و.... و   صيغه از بر بكنى و شروع كردم حرف هايى را كه زده بود با مسخره گى قطار كردند. او كلافه شده بود و سرفه مى كرد و گردنش را مى خواراند و آخر  طاقتش طاق شد و گفت: بفرماييد شما [...] آقا مى خواهيد چه كار  كنيد چرا آخوند شده ايد؟   من هم با بى پروايى تندى كه از چنان بچه ى آرامى بعيد مى نمود،   گفتم: من آخوند شدم تا يك مشت آدم احمق مثل تو كه هنوز به نون و آب و لاى پا و شكمشون فكر مى كنند بيارم بالا ـ و ساكت  شدم ـ. و او بيچاره داشت سر مى خورد و مى گفت توى بچه مى خواهى منو بالا بيارى؟! اين همه آخوند هست. هرجا نگاه مى كنى خدا بده بركت.   و من با صلابت ماتم گرفته اى گفتم: اگر يكى غربال بزرگ بذارند توى اين مدرسه و اين آخوندها را كه تو مى گى بريزن توش چه قدرشون سالم مى مونن؟   و او كه از آخوندها چيزهايى مى دانست به آرامى طنزآلودى گفت:   پنج نفر. گفتم: خر مصب پنج تا براى اين جمعيت قم اين استان مركزى، اين ايران بسه تا برسه بقيه ى جاها؟   و بعد گفتم: من آمده ام كه ششمى آن پنج تا بشوم و تو هم بايد هفتمى آن ها باشى و پسرت هم و استعدادهايى كه مى شناسى به  ترتيب بايد اين نياز را برآورند و اين احتياج را جواب گو باشند، نه اين كه از گود بيايى بيرون و كنارى بنشينى و تو آفتاب گردنت را  بخوارانى و همه را تخطئه كنى و شب و روز آن ها را به چوب بگيرى و من را هم بيرون بفرستى و شروع كردم همان حرف هايى  كه قبلا نوشتم برايش شرح دادم و آرامش كردم...   جزوه روحانيت، صص 64 ـ 66
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۲۲ خیلی از عبادتها در کنار رذیلت ها، نفس را پرورش می دهد نه صفات را بنابراین هر عم
شماره ۲۳ مقام فعل در کودکی با عمل رشد می کند باید سعی کرد اعمال آگاهانه باشد و با تشویق درست رشد کنند . در مدرسه ای دیدم مدیری کمدی از جوایز درست کرده بود . پرسیدم اینها چیست گفت جایزه برای نمازخوان هاست . جوایز از اسباب بازی ساده بود تا اسباب های گران تر . پرسیدم چطور انتخاب می کنند . گفت بر اساس حضور یا مشارکت و امتیازی که می گیرند . این تشویق نیست این باج دادن است .فرض کنید دایی یک بچه ای گفت اگر نماز نخوانی برات موتور می خرم . با این قاعده قطعا فرزند شما حرف دایی را قبول می کند . گرچه کودک تا حدود ۱۲ سالگی ادراکش بر اساس سود و زیان هست و مواجهه او با پدیده ها ملموس است اما باید تشویق ها و محرک ها طوری باشد که او را به انتخاب های آگاهانه تر رهنمون کند ، به عبارتی تشویق باید او را رهنمون کند به مسئولیت های بزرگ تر و جدی تر . به جای خرید مدادرنگی برای کودکی که نقاشی خوبی دارد پروژه ای برایش تعریف کنید ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید . @dohhol