eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
در میانه‌ی برهوت؛ به امید واحه‌های دانایی ✍سید محمد الحسینی همکاران ، دانش آموزان و دانشجویان عزیز، آغاز سال تحصیلی جدید، نه فقط گردشی تقویمی، که فرصتی برای وقفه‌ای معرفت شناسانه است؛ وقفه‌ای برای تأمل در «وظیفه‌ی ناتمام» خویش. ما در فضایی متناقض نفس می‌کشیم: فضایی که از یک سو، آرمان «پرورش انسانِ نقاد، خلاق و متعهد» را بر پرچم خود نقش زده و از سوی دیگر، هر روز بیش از پیش، در چنبره‌ی منطقِ کمی‌شده، رقابت‌های فردگرایانه و ماشینِ تولیدِ مدرک گرفتار آمده‌ایم. دانشگاه و مدرسه ، این نهاد مدرن که روزگاری قرار بود موتور محرک تحول اجتماعی باشد، امروزه خود نیازمند تحولی ژرف است. ما ، بیش از هر کس، می‌دانیم که آموزش، عملی صرفاً فنی نیست؛ بلکه کنشی عمیقاً تربیتی ،سیاسی و اجتماعی است. هر درس، هر متن، و هر گفت‌وگو، بالقوه می‌تواند به عاملی برای بازتولید نظم موجود یا شکلی از مقاومت در برابر آن تبدیل شود.می تواند اصالت "انقلابی " را حفظ کند ؛ اما آیا برنامه‌های درسی ما، روش‌های تدریس ما، و حتی شیوه‌ی ارزشیابی ما،دانش آموز و دانشجو را به «اندیشیدن» دعوت می‌کند یا به «حفظ کردن» وادار می‌سازد؟ آیا ما «سوژه‌های مسئول» پرورش می‌دهیم یا «مصرف‌کنندگان منفعل» دانش را تحویل جامعه می‌دهیم؟ وضعیت فعلیِ «تربیت»، گاه به سمت نوعی «صنعتِ مدرک‌سازی» میل کرده است، آنچنان که گویی دانشجو یک «مشتری» و علم یک «کالا»ست. در این میان، روحِ اصلی آموزش، که همانا پرورش حس کنجکاوی، نقد ساختارهای ناعادلانه، و تلاش برای ساختن جهانی انسانی‌تر است، به حاشیه رانده می‌شود. ما شاهد نوعی «از خودبیگانگی آکادمیک» هستیم؛ جایی که فرآیند یادگیری از شوق درونی و معنابخشی شخصی تهی می‌شود و به ابزاری برای کسب منزلت شغلیِ صرف تقلیل می‌یابد. اما با تمام این دشواری‌ها، این آغاز سال، نویدبخش امکانِ «آغازِ دوباره» است. کلاس درس ما، با همه‌ی محدودیت‌هایش، هنوز می‌تواند به یک «فضای سوم» بدل شود؛ فضایی برای گفت‌وگوی راستین، برای به پرسش گرفتنِ مسلّمات، و برای هم‌اندیشی در باب آرمان‌شهری که شایسته‌ی بشر است. بیاییم این سال را با عهدی تازه آغاز کنیم: عهد بر اینکه نه تنها «جامعه» را موضوع مطالعه قرار دهیم، بلکه «خودِ نهاد دانشگاه و مدرسه » را نیز به مثابه‌ی پدیده‌ای جدی به نقد بکشیم. پس بیایید این سال تحصیلی را با جسارتِ نقادی، با شهامتِ پرسشگری، و با مسئولیتِ اخلاقیِ تولید دانشی که نه در خدمت قدرت، که در خدمت انسانیت باشد، آغاز کنیم. باشد که کلاس‌های ما، نه سلولی در دیوان‌سالاری عظیم آموزش، که واحه‌هایی کوچک در برهوتِ مصرف‌زدگی و بی‌معنایی باشند. @dohhol
این فراز فرمایش امروز رهبر خیلی اذیتم می کند ،یاد خار در گلوی امیر المومنین افتادم ؛ بنده آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند ۱۰ سال، من گفتم بابا ۱۰ سال یک عمر است،‌ چرا ۱۰ سال را قبول میکنید شما؟ گفتند چنین، چنان، بنا شد ۱۰ سال را هم قبول نکنند اما قبول کردند به هر حال، ۱۰ سال، ۱۰ سال همین‌ روزها تمام شد. ۱۴۰۴/۷/۱
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۲۴ مربی اسوه است یعنی واسطه تو و انسان کامل ؛ فرزند می‌بیند و الگو می گیرد . مراتب صف
شماره۲۵ وقتی امکان گناه باشد و شخص بتواند از آن عبور کند ، به آن نه بگوید رشد می کند . وقتی از کودکی عبور می کنیم و به نوجوانی می رسیم باید از مرحله سود و زیان عبور کرده باشیم و کم‌کم در این مرحله زشتی و زیبایی را تشخیص دهیم در این مرحله دقیقا به دلیل همین ویژگی فطری نوجوان تمایل به استقلال و انجام کارهای گروهی دارد ، از حضور در فعالیت های گروهی لذت می برد . ایام عاشورا و حضور پررنگ نوجوانان و جوانان را ببینید ! در این دوران جایزه به معنای قبل دیگر جواب نمی دهد با جوایز مادی همان مرحله سود و زیان را تبلیغ می کنیم . شما فرض کنید به مادری جایزه دهید تا فرزندش را دوست نداشته باشد یا بیشتر دوست داشته باشد ؟! خنده دار نیست ؟! دقیقا شهید به همین دلیل والاست . چون از مرحله سود و زیان عبور کرده . خیلی از اعمال سفارش شده از این منطق است . نماز برای بهشت و جهنم است یا عبور از خود پرستی؟ روزه برای بهشت و جهنم است یا عبور از تن پروری و شکم بارگی؟ امام حسین و تاثیرش در دین و شیعه که فرمود حرارتی است که ابدا سرد نمی شود نیز به خطر عبور ایشان و یارانش از خیلی چیزها بود . اگر بخواهیم رشد کنیم باید عبور کنیم . ولایزید الظالمین الا خسارا ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید .
نمونه ای از و ! ...امروز از مهدیقلی خان امیرآخور دویست و ده تومان دیه ضربت شخص مضروب دیروز را گرفته،اعلیحضرت همایون از علو همت که دارند پنجاه تومان به دادند و یکصد و شصت تومان خود فرمودند! ( - رجب۱۲۹۸-ص۸۵) @dohhol
آن طفل یتیمم که زبس بی کسم از باد دریوزه کنم جنبش گهواره خود را
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار دیپلماسی در پنج نامه به موگرینی (به مانند آن توییتش که جلو جنگ جهانی را گرفت) غیرقابل عملیاتی بودن مکانیسم ماشه را تشریح کرده بودند اما نامردها این‌بار هم به سخنان ابربیسمارک زمان گوش ندادند.
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این مناظره تلویزیونی بین آقای بذرپاش و پزشکیان ؛ دقیقا مربوط به ده سال قبل است . دیدنش خالی از لطف نیست . @dohhol
بدبخت کسی بود که وی را علم دهند و عمل ندهند توفیق عمل دهند و اخلاص ندهند به صحبت نیکان راه دهند و قبول ندهند @dohhol
در دیدار ناصر الدین شاه با ملاهادی سبزواری ،شاه از او سوال کرد مراد مولوی از این بیت چیست ؟ ماهمه شیران ولی شیر علم حمله مان از باد باشد دم به دم حکیم بلادرنگ فرمودند مولانا تفسیر لا حول و لاقوه الا بالله می گوید . @dohhol
شوخی شوخی، جدی جدی اریش فرید شـــاعر اتریشـــی‌ می‌‌گویـــد: بچـــه‌ کـــه‌ بودیـــم‌ شـــوخی‌ شـــوخی‌ بـــه‌ قورباغه‌‌هـــا ســـنگ‌ می‌‌زدیـــم‌ و آن‌‌هـــا جدی‌‌جـــدی‌ می‌‌مردنـــد. متأســـفانه‌ هســـتند پدرهـــا و مادرهایـــی‌ کـــه‌ از ســـر ســـهل‌‌انگاری‌ و بی‌‌توجهـــی‌ به‌‌گونـــه‌‌ای‌ بـــا فرزنـــدان‌ خـــود ســـخن‌‌ می‌‌گوینـــد و یـــا رفتـــار می‌‌کننـــ کـــه‌ جـــدا" بچه‌‌هـــا دیر یا زود  دچـــار آســـیب‌‌ می‌‌شـــوند. @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره۲۵ وقتی امکان گناه باشد و شخص بتواند از آن عبور کند ، به آن نه بگوید رشد می کند . وق
. شماره۲۶ صفت زمانی در انسان رشد می کنند که از پیامد عمل خبر نداشته باشیم و ندانیم منفعت دارد یا نه ! گاهی اوقات از برخی روایات کاسبی می شود ، مثلا می گویند اگر دست والدین را ببوسید مرتبه ای از بهشت را به تو می دهند. این روایت ممکن است ابزار منفعت برای بزرگ ترها بشود .به جای اینکه دائما به دیگران بگوییم باید و نباید ، بیشتر باید از نفس خود عبور کنیم اما چون خودمان در کودکی (منفعت طلبی) متوقف شده ایم بچه ها را هم متوقف می کنیم .برای اینکه بدست بیاورید باید از دست بدهیم اگر ازمن باور نمی کنی از امام ادق باور کن ، آنجا که فردی گفت فقیرم و ایشان توصیه به صدقه کرد . انصافا این رفتار کجای زندگی مان هست ؟! همه اش شده منفعت طلبی . همه ما در کودکی مانده ایم. روزه نخوردن نیست ، نداشتن است. از دین و باور خود کیسه نسازیم ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید . @dohhol
حضرت معصومه (س): کالبدشکافی یک نماد اجتماعی-فرهنگی ✍سید محمد الحسینی امروز قصد دارم نه از منظر یک متکلم، که از نگاه یک تحلیلگر اجتماعی، به پدیده‌ای بنگرم که برای قرن‌ها در بافت فرهنگی و اجتماعی این سرزمین ریشه دوانده است: شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه (س). اگر به من اجازه دهید، روایتی اجتماعی از این چهره ارائه دهم؛ روایتی که در آن، کریمه اهل بیت، تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه یک «نماد» قدرتمند و یک «سازه اجتماعی» پویا است که جامعه شیعی حول آن شکل گرفته، هویت یافته و بر مشکلات خود فائق آمده است. صحبت ما بر سر یک دختر جوان است که در مدینه چشم به جهان گشود، در دامان امامت پرورش یافت و سپس در پی یک مهاجرت اجباری و پررنج، در سرزمینی دور از خانه و کاشانه خود جان سپرد. از دیدگاه تاریخی، این سرنوشت می‌توانست به سادگی در لابه‌لای صفحات تاریخ گم شود. اما چرا نشد؟ پاسخ در «کارکردهای اجتماعی» این شخصیت و این واقعه نهفته است. اول ؛ از رنج فردی تا اسطوره‌ی جمعی: سازوکار تحول یک تراژدی حضرت معصومه (س)، برای دیدار برادرش امام رضا (ع)، سفری طاقت‌فرسا را از مدینه به مرو آغاز کرد. این سفر، نماد «تبعید» و «غربت» اهل بیت است. اما زمانی که ایشان در شهر ساوه بیمار شده و نهایتاً در قم سکنی می‌گزیند و رحلت می‌کند، این رنج فردی، به یک داستان جمعی تبدیل می‌شود. جامعه نوپای شیعه در آن دوران، که خود در حاشیه و تحت فشار بود، این رنج را درک کرد. مرگ ایشان در غربت، آینه‌ای شد از رنج و غربت خود شیعیان. این «همذات‌پنداری جمعی»، اولین سنگ بنای تبدیل مزار شریف ایشان به یک کانون اجتماعی بود. جامعه نیاز داشت دردهای خود را در نمادهایی متجلی کند و حضرت معصومه (س) به نماد صبر، شکیبایی و غربت در راه عقیده بدل شد. دوم؛ قم: از یک شهر به یک پایتخت نمادین پیش از دفن حضرت معصومه (س)، قم شهری بود مانند بسیاری شهرهای دیگر ایران. اما انتخاب نهایی ایشان برای آرامگاه، یک «تصمیم استراتژیک» در بستر اجتماعی بود. این انتخاب، به قم هویتی تازه بخشید. این شهر به «پناهگاه» اهل بیت و شیعیان تبدیل شد. به تدریج، علما، محدثان و شیعیان گرد این حرم جمع شدند. حرم، تنها یک مکان زیارتی نبود؛ یک «شبکه اجتماعی» قدرتمند بود. اینجا بود که علماء با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند، دانش منتقل می‌شد و جامعه شیعی حول یک محور فکری و عاطفی سازمان یافت. بنابراین، حضرت معصومه (س) نه تنها یک نماد، که «بنیان‌گذار یک کانون تمدن‌ساز» بود. امروز قم به عنوان پایتخت مذهبی ایران، بخش عمده‌ای از هویت و نفوذ خود را مدیون این انتخاب است. سوم ؛ الگوی زنانه در جامعه مردسالار این تحلیل بدون توجه به جنسیت این شخصیت ناقص خواهد بود. در جامعه‌ای با ساختارهای مردسالارانه آن دوران (و حتی امروز)، ظهور یک چهره زن به عنوان کانون احترام و تجلیل، پدیده‌ای بسیار مهم است. حضرت معصومه (س) «الگوی یک زن دانش‌مند، عارف و معتبر» را ارائه می‌دهد. ایشان در دامان امامت رشد کرد و به درجه‌ای از علم و عصمت رسید که امام رضا (ع) درباره او فرمود: «من زارها عارفا بحقها فله الجنة». این جایگاه، یک «سرمایه نمادین» قوی برای زنان در جامعه شیعی ایجاد کرد. او نشان می‌دهد که زن می‌تواند محور معنویت، دانش و اجتماع باشد. زیارت‌گاه او، فضایی است که در آن زنان به راحتی حاضر می‌شوند، دعا می‌کنند و به الگویی برای تقویت هویت دینی و اجتماعی خود دست می‌یابند. این نقش، کارکردی «توانمندساز» برای نیمی از جمعیت جامعه دارد. چهارم؛ کارکرد وحدت‌بخش و امیدآفرین در طول تاریخ و دوران معاصر، حرم حضرت معصومه (س) به یک «میدان اجتماعی» تبدیل شده است. مردم از هر قشر و طبقه، با هر مشکلی، به این مکان می‌آیند. اینجا، فقیر و غنی، شهری و روستایی، عالم و عامی، همه در کنار هم قرار می‌گیرند. این حرم، یک «فضای اشتراکی» ایجاد می‌کند که مرزهای طبقاتی را کمرنگ می‌سازد. مردم دردهای خود را با او در میان می‌گذارند. این عمل، یک «مکانیسم روان‌شناختی-اجتماعی و معرفتی» برای مقابله با فشارهای زندگی است. اعتقاد به «کریمه اهل بیت» و شفاعت او، به مردم «امید» می‌بخشد. امید، قدرتمندترین سرمایه برای تداوم یک جامعه در شرایط سخت است. حضرت معصومه(س) را باید فراتر از یک شخصیت مذهبی صرف دید. او یک «پدیده اجتماعی-فرهنگی» است. از دل رنج او، یک امید جمعی متولد شد. از غربت او، یک پایتخت معنوی ساخته شد. از وجود زنانه او، یک الگوی توانمندساز برای نیمی از جامعه شکل گرفت و از حرم او، شبکه‌ای اجتماعی و علمی پدید آمد که تا به امروز به حیات خود ادامه می‌دهد.