در سکوت سنگین روزگار، زمزمه میکنیم: یا فاطمة الزهرا...
داشتم فکر می کردم کاش در آن زمانهٔ تاریک بودیم و پردههای سکوت را میدریدیم. کاش فریاد میشدیم در برابر آن همه جفا، کاش قامت برمیافراختیم در دفاع از حقِّ پایمالشدهات. اما امروز، در این زمانهٔ خودمان، چه کردهایم؟ که
این استوریِ آلوده به کفر ونژادپرستی و کینه را دیدم ، این سمّی که در رگهای جامعه تزریق میشود، خود نوعی "سکوت زمان" است. سکوتی از جنس رضایت به گناه، سکوتی از جنس چشمپوشی از فریاد مظلوم.
ما که برای ظلمی در گذشته اشک میریزیم، امروز بر زخمهای تازهٔ همنوعانمان چه مرهمی نهادهایم؟ ما که از مظلومیت بانوی دو جهان ناله سر میدهیم، در برابر مظلومیت آنها حتی نام آنها چه کردهایم؟
اینجا کوچههای شهر ماست که فریاد "کفر امیز" در آن طنین میاندازد و ما، بسیاری از ما، در سکوت خود محبوسیم. این همان سکوت شرمآور نیست؟ این همان بیتفاوتی که تاریخ تکرارش را برایمان حکایت کرد؟
نالهام بلند است از این همه دورویی!
برای مظلومیت تاریخی سوگواری میکنیم،اما چشم بر مظلومیت امروزی میبندیم.
بر مظلومیت زهرا(س)میگرییم، اما اشکمان برای مظلومان زمانه خود خشک شده است.
این مرثیه، نه برای گذشته، که برای امروزِ ماست.
برای ایمانی که در عمل میمیرد،
برای انسانیّتی که در سکوت ما خفه میشود،
و برای تاریخی که داریم تکرارش میکنیم،با سکوتهایمان.
یا فاطمة الزهرا...
هستند کسانی که این سکوت را خواهند شکست ، دیگر اجازه نمی دهیم ...
@dohhol
تو یه مطالعه مشهور و معتبری که مقاله اون تو مجله Psychological Science به چاپ رسیده. رفتن زندگی ۷۷۲ نفر از برندگان مدالهای مسابقات بین المللی رو بررسی کردن و متوجه شدن، المپیکیها تو سنین پایین به جای تمرکز روی یه رشته خاص، ورزشهای زیادی رو امتحان کردن و به جای حرف و حدیث و توصیههای غیرکارشناسی اطرافیان، رفتن تو گود، و بعد از تجربه، استعداد خودشون رو تو رشتهای که تو اون خوبن کشف کردن. تو این مطالعه مشخص شد؛ اونهایی که چند رشته رو امتحان میکنن و بعد رشته تخصصیشون رو پیدا میکنن شاید اول کمی کند به نظر برسن اما؛ هم دوام بیشتری آوردن و هم احتمال افتخارآفرینیشون بیشتر بود. پس؛ تمرکز رو بذارید رو خود بچه و ببینید تو کدوم رشته و کدوم حوزهست که وقتی واردش میشه زمان از دستش درمیره!. این همون رشتهایه که احتمال رشدش در اون بالاست.
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره۲۹ دین با سلوک های عرفانی جدید فرق دارد ، دین امری درون زاست و فرد دین دار باید بتواند
#حرف_مهم
شماره ۳۰
گاهی مناسک مرسوم چنان تبدیل به عادت می شود که جای تفکر را می گیرد شروع آموزش از سن هفت سالگی نباید جلوی تفکر کودک را بگیرد . تفکر کودک بازی است و اگر کودک تا هفت سالگی به حد کافی متفکر نشود امکان تربیت بعد از بلوغ را ندارد .
استاد من ۸ هدف واسطی را معرفی می کند . این هشت هدف مهم اند . چرا واسط؟ چون بین شما و کودکتان ایجاد می شود . دقت کنی باید همه این هشت هدف قصد شود نه حتی هفت مورد با دغدغه و عمل مربی یا والدین به این هشت هدف واسطی بهتر به اهداف تربیتی می توان رسید
اولویت هم ندارد هر هشت تا باهم!
در ادامه در بخش های بعد این هشت هدف واسطی را می نویسم
ادامه دارد ...
لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره #حرف_مهم برایم ارسال کنید .
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۳۰ گاهی مناسک مرسوم چنان تبدیل به عادت می شود که جای تفکر را می گیرد شروع آموزش از
👋 سلام
اهداف واسطی چون در مسیر اهداف غایی قرار دارند به این نام هستند
✅⭕️در این کانال بسیار مفید درباره مشکلات ویژه یادگیری صحبت می کنند
اگر فرزند پیش دبستانی و یا دبستانی دارید قطعا مطالب آن می تواند راهگشای والدین و مربیان باشد
https://eitaa.com/rastacenter
به درختان رحم کنیم.
این که گفته می شود هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد، دروغ و مغالطهای فریبکارانه است.
واقعیت این است که آثار چاپ شده توسط برخی انتشاراتیهایِ دلالمسلک، نه تنها ارزش مطالعه ندارد، بلکه خواننده خود را به انسانی بسیار جاهل و دگم و متوهم تبدیل می کند.
بسیاری از کتابهای پرفروشی که امروزه ویترین برخی کتابفروشیهای زرد را به اشغال خود درآوردهاند نه تنها ارزش مطالعه نداشته بلکه ارزش یکبار تورق کردن هم ندارند و چیزی جز اتلاف وقت و انرژی و کاغذ نبوده و مخاطبان خود را به انسانهایی به مراتب جاهلتر تبدیل می کنند.
فرد بی سواد ادعای دانایی ندارد اما مخاطب چنین آثاری به توهم کتاب خوانی و دانایی دچار می گردند و دیگر هیچ صراطی را مستقیم نبوده و چنان تعصبی بر جهل و نادانی خود و نظریات بیمبنا و مغشوش خود دارند که داعشیان بر روی باورهای خود ندارند.
و نکته مهم دیگر اینکه نابودی جنگلها و درختان برای چاپ چنین زبالههایی (آن هم در این فلات خشک) چیزی کمتر از جنایت در حق طبیعت و آتشزدن عمدی جنگلها نیست.
از معدود آدمایی که واژهی انسانیت برازندشونه
کسایی هستن که میدونن
ممکنه محبتشون جبران نشه
ولی بازم محبت میکنن
دانشگاه دولتی (به ویژه در رشتههایی که به نام علوم انسانی شناخته میشود اما در آن هر چیزی در آن یافت میشود جز علم و دانش) را چند سال جمع کرده و بودجه آن را صرف حمایت از جنگلها، گسترش راهآهن و... و یا به عنوان یارانه غذا بین محرومین تقسیم کنید، آنوقت اگر وضعیت مملکت بدتر شد (یا حتی اگر بهتر نشد) نگارنده را داوطلبانه در مقابل دانشگاه تهران اعدام کنید.