eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
از نوشته ها فقط آنی که برای همه می‌نویسی که فقط یک‌ نفر بخواند..
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره۲۹ دین با سلوک های عرفانی جدید فرق دارد ، دین امری درون زاست و فرد دین دار باید بتواند
شماره ۳۰ گاهی مناسک مرسوم چنان تبدیل به عادت می شود که جای تفکر را می گیرد شروع آموزش از سن هفت سالگی نباید جلوی تفکر کودک را بگیرد . تفکر کودک بازی است و اگر کودک تا هفت سالگی به حد کافی متفکر نشود امکان تربیت بعد از بلوغ را ندارد . استاد من ۸ هدف واسطی را معرفی می کند . این هشت هدف مهم اند . چرا واسط؟ چون بین شما و کودکتان ایجاد می شود . دقت کنی باید همه این هشت هدف قصد شود نه حتی هفت مورد با دغدغه و عمل مربی یا والدین به این هشت هدف واسطی بهتر به اهداف تربیتی می توان رسید اولویت هم ندارد هر هشت تا باهم! در ادامه در بخش های بعد این هشت هدف واسطی را می نویسم ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید . @dohhol
✅⭕️در این کانال بسیار مفید درباره مشکلات ویژه یادگیری صحبت می کنند اگر فرزند پیش دبستانی و یا دبستانی دارید قطعا مطالب آن می تواند راهگشای والدین و مربیان باشد https://eitaa.com/rastacenter
به درختان رحم کنیم. این که گفته می شود هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد، دروغ و مغالطه‌ای فریب‌کارانه است. واقعیت این است که آثار چاپ شده توسط برخی انتشاراتی‌هایِ دلال‌مسلک، نه تنها ارزش مطالعه ندارد، بلکه خواننده خود را به انسانی بسیار جاهل و دگم و متوهم تبدیل می کند. بسیاری از کتابهای پرفروشی که امروزه ویترین برخی کتاب‌فروشی‌های زرد را به اشغال خود درآورده‌‌اند نه تنها ارزش مطالعه نداشته بلکه ارزش یکبار تورق کردن هم ندارند و چیزی جز اتلاف وقت و انرژی و کاغذ نبوده و مخاطبان خود را به انسان‌هایی به مراتب جاهل‌تر تبدیل می کنند. فرد بی سواد ادعای دانایی ندارد اما مخاطب چنین آثاری به توهم کتاب خوانی و دانایی دچار می گردند و دیگر هیچ صراطی را مستقیم نبوده و چنان تعصبی بر جهل و نادانی خود و نظریات بی‌مبنا و مغشوش خود دارند که داعش‌یان بر روی باورهای خود ندارند. و نکته مهم دیگر اینکه نابودی جنگل‌ها و درختان برای چاپ چنین زباله‌هایی (آن هم در این فلات خشک) چیزی کمتر از جنایت در حق طبیعت و آتش‌زدن عمدی جنگل‌ها نیست.
از معدود آدمایی که واژه‌ی انسانیت برازندشونه کسایی هستن که میدونن ممکنه محبتشون جبران نشه ولی بازم محبت میکنن
دو دقيقه اومديم خودتونو ببينيم، همش يكى ديگه بودين!
دانشگاه دولتی (به ویژه در رشته‌هایی که به نام علوم انسانی شناخته می‌شود اما در آن هر چیزی در آن یافت می‌شود جز علم و دانش) را چند سال جمع کرده و بودجه آن را صرف حمایت از جنگل‌ها، گسترش راه‌آهن و... و یا به عنوان یارانه غذا بین محرومین تقسیم کنید، آنوقت اگر وضعیت مملکت بدتر شد (یا حتی اگر بهتر نشد) نگارنده را داوطلبانه در مقابل دانشگاه تهران اعدام کنید.
نامه ای سرگشاده برای جناب پیرایش که تازه مشاور فرهنگی شهردار شده اند 👇👇👇👇 این متن را برای جناب پیرایش نوشتم شهری که پیرایش می خواهد نه آرایش ✍الحسینی درود و تبریک صمیمانه به جناب آقای پیرایش عزیز انتخاب شما به عنوان مشاور فرهنگی شهردار را صمیمانه تبریک می‌گویم. این اتفاق، فرصتی ارزشمند و مسئولیتی بزرگ برای تأثیری ماندگار بر فرهنگ و تربیت اجتماعی شهرمان است. شما که همواره در جایگاه شهروندی دلسوز و صاحب اندیشه، دغدغه جامعه را داشته‌اید، اکنون در موضعی قرار گرفته‌اید که می‌توانید آن دغدغه‌ها را به برنامه‌های عملی و جریان‌های زنده فرهنگی تبدیل کنید. به عنوان برادری ایمانی و اگر قابل باشم یک دوست، پیشنهاداتی کاربردی و عملیاتی را با محوریت «گفتمان‌سازی فرهنگی و تربیت اجتماعی» تقدیم می‌کنم: شهر را به مثابه دانشگاهی اجتماعی ببینید. باید فضاهای شهری را به محیط‌های یادگیری و تمرین زندگی جمعی تبدیل کنیم. گفتمان جدید، باید برآمده از بطن جامعه و در تعامل با شهروندان شکل گیرد، نه در پشت درهای بسته. شعار می‌تواند این باشد: «هر شهروند، یک مربی اجتماعی؛ هر محله، یک خانه امن تربیتی». به فکر برنامه‌های عملی و جریان‌ساز باش مثلا؛ راه‌اندازی «پویش سراسری مهربانی شهری» با هدف ترویج عینی و ملموس رفتارهای اجتماعی مثبت. می توانید با ایجاد «ایستگاه‌های مهربانی» در نقاط مختلف شهر با فعالیت‌های ساده‌ای مانند کتاب‌گردانی رایگان، کمک‌های کوچک مردمی، یا حتی یک فنجان چای و گفت‌وگوی صمیمانه. معرفی و تقدیر هفتگی از «قهرمانان عادی» محله‌ها—کسانی که کارهای کوچک اما تأثیرگذار برای اجتماع انجام می‌دهند، سرمایه ها را تقویت کنید می توان با تأسیس «خانه‌های گفت‌وگوی نسل‌ها» در محلات با محوریت مساجد دغ دغه دینی مردم را نسبت به شهر حساس کرد ایجاد فضای امن برای تبادل تجربه و فهم متقابل بین جوانان، میانسالان و سالمندان در این پیشنهاد اهمیت دارد می توان با استفاده از ظرفیت پایگاه‌های محله، سراهای محلات یا حتی پارک‌ها برای برگزاری جلسات منظم با موضوعات مشخص (مثل: «حافظه تاریخی محله»، «چالش‌های امروز جوانان»، «سفره خاطرات»). خروجی این گفت‌وگوها می‌تواند مستندسازی شود یا به آثار هنری (نقاشی دیواری، نمایشنامه محلی) تبدیل گردد. راه‌اندازی «کاروان فرهنگ و بازی» در محله‌های کم‌برخورداری تواند مفید باشد استفاده از زبان جهانی بازی و هنر برای آموزش غیرمستقیم مهارت‌های زندگی اجتماعی. می توان با تشکیل تیم‌های سیار متشکل از هنرمندان، بازی‌سازان و تسهیل‌گران اجتماعی که با حضور در یک محله، به مدت یک هفته، با کودکان و نوجوانان با بازی‌های گروهی، کارگاه‌های هنری کوتاه و نمایش‌های تعاملی، مفاهیمی چون همکاری، احترام، حل مسئله و مدیریت هیجان را تمرین می‌کنند. ایجاد «شبکه سفیران فرهنگی محلات» با هدف جریان‌سازی از پایین و شناسایی ظرفیت‌های درونی هر منطقه. می توان با دعوت از علاقه‌مندان دغدغه‌مند در هر محله (از معتمدین محل تا جوانان خلاق) برای تشکیل شبکه‌ای از سفیران. آموزش اولیه به آنان و واگذاری طراحی و اجرای یک «پروژه فرهنگی کوچک» به هر محله با حمایت و پشتیبانی فنی شهرداریسرمایه های اجتماعی را تقویت کرد تولید محتوای بومی و جذاب در شبکه‌های اجتماعی با هدف رقابت با جذابیت‌های کاذب فضای مجازی با تولید محتوای اصیل و مرتبط. می توان با راه‌اندازی کمپین‌های ویدئویی کوتاه با موضوعاتی مانند «یک روز از زندگی یک شهروند نمونه»، «محله من، قصه‌های من» یا انیمیشن‌های کوتاه آموزشی با شخصیت‌های محلی. استفاده از پلتفرم‌هایی مثل پادکست برای گفت‌وگوهای صمیمی با چهره‌های محبوب و تأثیرگذار اجتماعی احساس تعلق اجتماعی را ارتقا داد لطفا به مشارکت واقعی فکر کنید، نه نمایشی؛ مردم وقتی خود را سهیم بدانند، از جریان حامی می‌شوند. لطفا فعالیت ها تداوم و استمرارداشته باشد تأثیر فرهنگی نیاز به برنامه‌های بلندمدت و پیوسته دارد. حتما دنبال ساز و کار ارزیابی و انعطاف باشید با ایجاد مکانیزم برای دریافت بازخورد و اصلاح برنامه‌ها. لطفا فراجناحی عمل کنید فرهنگ و تربیت باید پلی برای اتصال همه اقشار و سلایق باشد. دوست عزیز، اعتماد به شما،فرصتی برای نهادینه کردن مفاهیم عمیق تربیت اجتماعی در بافت روزمره شهر است. بهره‌گیری از خرد جمعی و شروع با قدم‌های کوچک اما حساب‌شده، قطعاً تأثیری بزرگ و ماندگار خواهد داشت. از صمیم دل آرزوی عاقبت بخیری و برکت برای وجودتان دارم برای شما در این مسیر پراهمیت، صمیمانه آرزوی توفیق و سربلندی دارم. با احترام سیدمحمد الحسینی @dohhol
در سوگ باغبان انسانیت: روایتی جامعه‌شناختی از شهادت ام البنین(ع) ✍️سید محمد الحسینی امروز بر بلندای تاریخ ایستاده‌ام و در انحنای زمان، تصویر مردی را می‌بینم که در خاک آرام گرفت تا انسانیت را بارور سازد. شهادت ام البنین(س)، فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه نقبی است به ژرفای رابطه «فرد و جامعه»، «ایثار و بقا». خاک کربلا هنوز هم بوی نخلستان مدینه را در خود دارد. عباس(ع) در این سرزمین، نه تنها برادر که «سقّای جامعه آرمانی» بود. مشک آب در دستان او، نمادی از مسئولیت اجتماعی است: رساندن حیات به تشنگان، حتی اگر خود در آتش عطش بسوزد. او کارکردی فراخانوادگی داشت؛ حفاظت از الگویی که می‌توانست جامعه‌ای نوین را بنیان نهد. به عنوان یک دانش آموزجامعه‌شناسی معتقدم ، ام البنین(س) سه نقش کلیدی همزمان ایفا کرد: اول نقش حفاظتی: به عنوان بازوی نظامی قیام، نماد «امنیت اجتماعی» در برابر نظام سلطه بود. دوم نقش اقتصادی-رفاهی: سقایت، فراتر از یک خدمت، نمایش توزیع عادلانه منابع در کوچکترین واحد اجتماعی (کاروان) بود. سوم نقش نمادین: پرچمداری او، تبدیل به نماد مقاومت و وفاداری در حافظه جمعی شیعه شد. درس اصلی این روایت، «ایثار نظام مند» است. عباس(ع) به ما می‌آموزد که وفاداری به ارزش‌ها، نیازمند ساختاری منسجم است. در جامعه امروز، می‌توان این الگو را بازخوانی کرد: در خانواده: پرچمداری وفاداری و مسئولیت‌پذیری، همچون عباس(ع) در قبال برادرانش. در اجتماع: سقا بودن؛ یعنی تلاش برای تأمین نیازهای محرومان، حتی وقتی خود در تنگناییم. در عرصه عمومی: پرچمداری حق، حتی وقتی جبهه باطل بزرگ به نظر می‌رسد. شهادت ام البنین(س)، تنها یک فقدان نبود؛ بلکه «تولید سرمایه اجتماعی» بود. او با ایثار خود، شبکه‌ای از معناداری را در تاریخ بافت که قرن‌هاست جامعه شیعی را مقاوم نگه داشته است. این روایت به ما می‌گوید: جوامع زمانی پایدار می‌مانند که «عباس‌هایی» پرورش دهند که حاضرند برای حفاظت از «حسین ارزش‌ها» خود را به خطر اندازند. امروز، در دنیای فردگرایی افراطی، یادآوری الگوی ام البنین(س) پادزهر خودمحوری است. او به ما یادآوری می‌کند که انسان در گرو دیگران معنا می‌یابد و جامعه سالم، نیازمند افرادی است که حاضرند «مشک» وجود خود را در راه سیراب کردن ریشه‌های ارزش‌های جمعی خالی کنند. اینجا، در سوگ باغبان انسانیت، می‌نویسم: جامعه‌ای که قادر به پرورش عباس‌ها نباشد، محکوم به خشکیدگی اخلاقی است. @dohhol
دعای کمیل فقط اونجاش که میگه یا سریع الرَضا اغفر لمن لایملک الا الدعا