eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره ۱ ✍سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان شهر اراک، این نگین صنعتی و تاریخی ایران، گنجینه‌ای است از خاطرات جمعی، تلاش‌های صنعتی و تحولات اجتماعی که در سکوتِ روایت‌نشده، به انتظار نشسته است. دکتر فاضلی به درستی اشاره کردند که اراک شهری است با پیشینه‌ای نظامی-اداری و هویتی مدرن که امروز به یکی از قطب‌های صنعتی کشور تبدیل شده است. اما این شهر، با همه‌ی ظرفیت‌هایش، از فقدان «روایت‌گر» رنج می‌برد. داشتن «روایت» تنها ثبت وقایع تاریخی نیست؛ نفسِ زندگی یک شهر، هویت آن و معنایی است که ساکنانش برای زیست‌گاه خود می‌سازند. اراکِ امروز، حاصل پیوند سنت و صنعت، مهاجرت و اصالت، و گذار از یک شهر برنامه‌ریزی شده قجری به کلان‌شهری پویاست. این تحولات، سوژه‌هایی غنی برای مطالعه انسان شناختی هستند. بدون روایت، این سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی در حافظه‌ی زمان گم می‌شوند. روایت‌گری علمی و ادبی، چراغی است که بر این گنج پنهان می‌تاباند، آن را برای نسل امروز معنا می‌کند و برای فردا به میراث می‌گذارد. اراک نیاز دارد تا داستان خود را ـ از کارخانه‌های نمادین تا محله‌های قدیم، از مبارزات اجتماعی تا دستاوردهای علمی ـ بازگو کند. این روایت‌ها، پل ارتباطی بین گذشته و آینده، و عاملی برای همبستگی و شناخت هویت شهری خواهد بود. بیایید صدای اراک را بشنویم و روایتش کنیم. ادامه‌دارد... @dohhol
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای استاد عالی پیرامون شخصیت حضرت آیت الله _ در برنامه سمت خدا https://eitaa.com/nourodin
حافظ: قربانی ابتذال در طول سال، حلقه‌ای بسته از بازیگران، کارگردانان و عوامل سینما و تلویزیون، در قالب مراسمی چون جشنواره فجر، جشن خانه سینما و جشن حقیقت، گرد هم می‌آیند. در این محافل، داوران را از میان خود برمی‌گزینند و جوایز را به گونه‌ای چرخشی و خودمرجع میان خویش تقسیم می‌کنند بگذارید از این بگذریم که این فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌ها اساساً چه دستاورد فرهنگی ماندگاری ارائه داده‌اند که مستلزم این همه جشن و همایش است. پرسش اصلی اینجاست: چه نسبتی بین این جهانِ نمایش و اندیشه‌ی ژرف و هنر والای شاعری چون حافظ وجود دارد؟ این چهره‌های به غایت سطحی و کم‌مایه، یا آثار پیش پا افتاده‌ای که در رسانه‌ی ملی و سینمای ایران تولید می‌شود، چه پیوندی با عوالم فکری و مقام هنری لسان‌الغیب دارد؟ آیا این جمع، اهل شناخت حافظ هستند؟ یا در حیطه‌ی پژوهش، تحلیل و نقد ادبی دستی بر آتش دارند؟ گروهی که غالباً توانایی خواندنِ صحیح و بی‌غلط یک غزل ساده از دیوان حافظ را نیز ندارند، چگونه می‌توانند ادعای پیوند با او را داشته باشند؟ شما آزادید نام جشن و جایزه‌ی خود را هر چه می‌پسندید بگذارید – حتی می‌توانید آن را به نام الگوهای حرفه‌ای خود نام‌گذاری کنید – اما سوءاستفاده از نام بلندآوازه‌ترین هنرمند و یکی از عمیق‌ترین اندیشمندان تاریخ این سرزمین، اهانتی بزرگ به میراث فرهنگی و هنری ایران است. @dohhol
شِووو چلّه مبارک🌷🌺😁
✅ مهران مدیری، شهریورماه ۱۴۰۱: نمی‌خواهم حتی یک فریم از تصویر من به هیچ بهانه‌ای در هیچ شبکه‌ای پخش شود! ✅ آذرماه ۱۴۰۴: سریال «شیش‌ماهه» به کارگردانی مهران مدیری محصول سیمافیلم وابسته به صداوسیما به زودی از شبکه سه سیما
🔹انجمن علمی جامعه‌شناسی برگزار می‌کند: 📊 «نابرابری‌های اجتماعی در دنیای جهانی‌شده» 🔍 روایتی تحلیلی از سازوکارهای نابرابری در جهان معاصر؛ مسئله‌ای که همواره در کانون توجه اندیشمندان بزرگی چون توماس پیکتی بوده است. 📖 این نشست با محوریت کتاب «سرمایه در سده بیستم» برگزار می‌شود؛ فرصتی برای گفت‌وگو و تبادل نظر با مهمانان برنامه برای علاقه‌مندانی که این اثر را مطالعه کرده‌اند. 🎙 با حضور: دکتر زین‌العابدین افشار استادیار دانشگاه اراک دکتر سید محمد الحسینی مدیر پژوهش دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی 📅 سه شنبه 🕒 زمان؛1404/10/2 📍 مکان:پردیس مرکزی،دانشکده علوم انسانی،همکف سالن دفاعیه ✨ منتظر حضور شما در این گفت‌وگوی علمی و اجتماعی هستیم.
پرسیدم‌اش که توبه کنم یا دعای وصل؟ خندید شیخ و گفت:عبادت،عبادت‌ است.
شماره ۲ سرمایه اجتماعی ✍سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان اول تاکید کنم من قصد کاندیداتوری برای شورای شهر ندارم . مطمئن باشید.همیشه درباره اراک می نویسم فقط این روزها نیست 📊 در نگاه اول، اراک شهری است با بافت سنتی-صنعتی پیچیده؛ از بازار تاریخی و محلات قدیمی با پیوندهای خویشاوندی مستحکم، تا کارخانه‌های بزرگ و جامعه کارگری با روحیه تعاون صنعتی. این دوگانگی، بستری منحصربه‌فرد برای تحلیل سرمایه اجتماعی فراهم می‌کند: • آیا شبکه‌های سنتی اعتماد در محلات (مانند سنجان و...) در حال تبدیل به اشکال مدرنِ مشارکت مدنی هستند؟ • آیا انجمن‌های صنفی، NGOهای محلی و گروه‌های خودجوش توانسته‌اند پلی بین سرمایه اجتماعی "درون‌گروهی" قدیم و "برون‌گروهی" جدید ایجاد کنند؟ ⚠️ چالش‌ها را نیز نباید نادیده گرفت: · تغییرات جمعیتی و مهاجرت‌های داخلی ممکن است انسجام محلی را تحت تأثیر قرار دهد. · گذار از اقتصاد صنعتی کلان به واحدهای کوچک‌تر می‌تواند شبکه‌های همکاری گذشته را دچار تحول کند. فضاهای عمومی شهر تا چه حد امکان تعامل و شکل‌گیری اعتماد بین گروه‌های مختلف اجتماعی را فراهم می‌کنند؟ ✨ اما ظرفیت‌ها چشم‌گیرند: سابقه همبستگی در مواقع بحران ، تشکل‌های خیریه ریشه‌دار، و روحیه کار جمعی در تاریخ صنعتی شهر، نشان می‌دهد که "قابلیت ارتباطی" بالایی در این جامعه وجود دارد. 🔮 به نظرم، اراک می‌تواند با تقویت نهادهای محلی، گسترش فضاهای گفت‌وگوی بین نسلی و حمایت از سازمان‌های جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی خود را به ابزاری برای تاب‌آوری و توسعه متوازن تبدیل کند. 📌 به بیان دیگر، مسأله تنها "تولید ثروت" نیست، بلکه "تولید اعتماد" است. اراک ظرفیت آن را دارد که هر دو را با هم پیش ببرد. @dohhol
چای می نوشیدم و یادش افتادم، اشک ریخت مادرم زل زد به من، گفتم چه چایش داغ بود!
شاعران را شب کند شاعر وگرنه روزها کاسب و علامـه و معمار و بنّا می‌شوند
شماره۳ ✍سیدمحمد الحسینی اندیشکده آرمان اراک: سکوت در مه در دامنه‌های زاگرس مرکزی، شهری نفس می‌کشد که ریه‌هایش از صنعت سنگین، پر و خالی شده است. اراک، فرزند انقلاب صنعتی ایران، مادر کارخانه‌ها و پدر آلودگی. در اینجا، زندگی همیشه در تقابل با دود رقم خورده است. آن روز، در سالنی رسمی، گردهمایی ای برگزار شد که قرار بود پلی باشد بین نگرانی‌های زیستی مردم و سیاست‌های انرژی دولت. نمایندگان تشکل‌های محیط زیستی، با پرونده‌های قطور از آمار بیماری‌های تنفسی و تصاویر ماهواره‌ای از پوشش دائم مه آلود، آمده بودند تا از محدوده‌ای صحبت کنند که نفسش به شماره افتاده است. در میان سکوت سنگین سالن، یکی از آنان به میکروفن نزدیک شد. کلماتش را با دقت انتخاب می‌کرد: "مطالعات نشان می‌دهد که سوزاندن مازوت—" ناگهان صدا قطع شد. میکروفن خاموش گردید. حرکتی سریع، ماشینی، بدون عاطفه. سپس صدای دیگری به جای آن نشست: "اگر مازوت نسوزانیم، مردم از سرما خواهند مرد. برقی نخواهد بود." گزاره‌ای ساده‌سازی شده که پیچیدگی مسئله را به تقابلی ابتدایی تقلیل می‌داد: مرگ از سرما یا مرگ تدریجی از آلودگی. من به عنوان یک جامعه‌شناس در این صحنه چه می‌بینم؟ نخست: جغرافیای نابرابر توسعه. اراک نمونه‌ای از شهرهایی است که بار صنعتی‌سازی کشور را به دوش می‌کشد، بی‌آنکه از مواهب توسعه بهره‌ای برابر ببرد. آلودگی محلی می‌شود، ولی تصمیم‌گیری درباره آن، مرکزی است. دوم: سکوت به مثابه کنش. سکوت مسئولان ارشد حاضر را نمی‌توان تنها به بی‌تفاوتی تعبیر کرد. این سکوت، خود زبانی است: زبانی که تبعیت از سلسله‌مراتب اداری، ترس از تقابل با سیاست کلان انرژی، و اولویت امنیت انرژی بر امنیت زیستی را فریاد می‌زند. در جامعه‌ای با ساختار سلسله‌مراتبی قوی، سکوت اغلب عاقلانه‌ترین رفتار محسوب می‌شود. سوم: خاموشی صدا، نماد خاموشی گفتمان. قطع میکروفن تنها یک عمل فنی نبود؛ نمادی بود از حذف یک گفتمان رقیب از فضای عمومی رسمی. زمانی که گفتمان "سلامت محیط‌زیست" با گفتمان "امنیت انرژی" در تعارض قرار می‌گیرد، سازوکارهای قدرت به صورت خودکار برای خاموش کردن گفتمان ضعیف‌تر عمل می‌کنند. چهارم: جامعه مدنی در میانه میدان. تشکل‌های محیط زیستی در اراک، نمایندگان جامعه مدنی نوپایی هستند که در فضایی تنگ و نابرابر عمل می‌کنند. آنها با "دلواپسی" توصیف می‌شوند—واژه‌ای که گاهی تحقیرآمیز است—اما در واقع، حاملان "دانش محلی" و "تجربه زیسته" ساکنان هستند. دانشی که در مقابل "دانش فنی-اداری" مرکز، اغلب نادیده گرفته می‌شود. پنجم: انتخاب غلط یا فقدان انتخاب؟ گزاره "مازوت یا برق" یک مغالطه دوگانه‌سازی است. این تقلیل پیچیدگی سیستم انرژی به یک انتخاب کاذب، پوششی می‌شود برای عدم شفافیت در مدیریت منابع، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت برای گذار انرژی، و توزیع ناعادلانه بارهای توسعه. اراک در این روایت، فقط یک شهر نیست؛ نمادی است از تنش بنیادین در الگوی توسعه ایران: تنش بین رشد کمّی و پایداری کیفی، بین مرکز و پیرامون، بین زبان رسمی و زبان مردم، و بین امنیت فوری و امنیت بلندمدت. پایان این جلسه، با سکوتی سنگین‌تر از قبل، نه پایان ماجرا که شروعی برای گفت‌وگویی زیرپوستی است. گفت‌وگویی که از سالن‌های رسمی به کوه‌پایه‌های 😁 اطراف اراک، به خانه‌های مردم و به گروه‌های مجازی کشیده می‌شود. هرچند میکروفن‌ها خاموش شوند، اما صدای اعتراضی که از ریه‌های آسیب‌دیده برمی‌خیزد، در مه سنگین شهر باقی می‌ماند و گوشناشنوایی ساختارها را به چالش می‌کشد. @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۳۰ گاهی مناسک مرسوم چنان تبدیل به عادت می شود که جای تفکر را می گیرد شروع آموزش از
ادامه حرف مهم اینجاست من از صاحب این کانال بسیار آموختم ،شما هم شریک شوید 🌿 دعوتی برای شنیدن سلسله گفتارهای "انسان بی‌نهایت" 🌿 ✨سلام بر شما انسانِ جوینده، کسی که هنوز باور دارد در درونش نوری هست که خاموش نمی‌شود. 🔸 این مجموعه گفتارهای انسان بی‌نهایت که در دو قالب فایل صوتی با عناوین "انسان بی نهایت" و "تعلیم و تربیت اسلامی" ارائه می‌شود، تلاشی است برای بیدار کردن همان نور. نه برای اینکه چیزی به شما بیاموزد، بلکه برای اینکه چیزی را در شما به یاد بیاورد. چیزی که همیشه در شما بوده، اما زیر غبار روزمرگی و باورهای عاریتی پنهان شده است. 🌀 در این مسیر، قرار نیست به شما بگوییم چه باید بکنید یا از چه بپرهیزید. قرار نیست برایتان دین، مسلک یا فلسفه‌ای تازه بسازیم. بلکه قرار است شما را با خودتان روبه‌رو کنیم — با «منِ بی‌نهایت» درونتان، همان که پشت هر فکر و احساس و تغییر، آرام ایستاده و نظاره می‌کند. ✨ در این گفتارها، نه پاسخ نهایی در کار است و نه نسخه‌ی آماده. فقط کلیدهایی است برای گشودن درهایی که خودتان باید باز کنید. هر شنونده به اندازه‌ی وسعت درون خود خواهد دید و فهمید. آنچه برای یک نفر کشف است، برای دیگری شاید پرسش تازه‌ای باشد. 🌾 گوش دادن به این مباحث، دعوتی است برای بازسازی خود، برای بازاندیشی در اینکه «من کیستم؟»، و بازشناسی آن حقیقتی که تغییر نمی‌کند، در دل جهانی که پیوسته در تغییر است. 📜 توجه کنید: این گفتارها ناقص‌اند اگر در میان راه قضاوت شوند. هر بخش تکه‌ای از تصویری بزرگ‌تر است. پس تا پایان راه، از داوری و نقل آن به دیگران بپرهیزید. چرا که هر سخن ناپخته‌ای، پیش از رسیدن به مقصد، می‌تواند به سوء‌فهمی عمیق منجر شود. 💫 هدف این مجموعه نقد یا نفی هیچ باور دینی یا فکری نیست. این درسگفتار بر آن‌است تا نشان دهد در دل همین جهان علمی و عینی، راهی به سوی معرفت، معنویت و بی‌نهایت انسان باز است... راهی که از دل اندیشه می‌گذرد، نه در برابر آن. 🍃 این گفتارها برای اهل تأمل است، نه اهل تعصب. برای آنان که می‌خواهند پیش از هر اصلاح بیرونی، در درون خود تحولی حقیقی را آغاز کنند. 🔹 اگر گوش دل را باز بگذاری، خواهی شنید که تو در مرکز بی‌نهایت هستی ایستاده‌ای... و این است راز انسان بی‌نهایت. 🎯با ما همراه باشید. 🎯 سه قسمت اول این بحث را از لینک‌های زیر بشنوید: 🎙قسمت اول 🎙قسمت دوم 🎙قسمت سوم 💠ادامه دارد... https://eitaa.com/hekmattarbiat/602 🪀@hekmattarbiat