eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
593 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
شاعران را شب کند شاعر وگرنه روزها کاسب و علامـه و معمار و بنّا می‌شوند
شماره۳ ✍سیدمحمد الحسینی اندیشکده آرمان اراک: سکوت در مه در دامنه‌های زاگرس مرکزی، شهری نفس می‌کشد که ریه‌هایش از صنعت سنگین، پر و خالی شده است. اراک، فرزند انقلاب صنعتی ایران، مادر کارخانه‌ها و پدر آلودگی. در اینجا، زندگی همیشه در تقابل با دود رقم خورده است. آن روز، در سالنی رسمی، گردهمایی ای برگزار شد که قرار بود پلی باشد بین نگرانی‌های زیستی مردم و سیاست‌های انرژی دولت. نمایندگان تشکل‌های محیط زیستی، با پرونده‌های قطور از آمار بیماری‌های تنفسی و تصاویر ماهواره‌ای از پوشش دائم مه آلود، آمده بودند تا از محدوده‌ای صحبت کنند که نفسش به شماره افتاده است. در میان سکوت سنگین سالن، یکی از آنان به میکروفن نزدیک شد. کلماتش را با دقت انتخاب می‌کرد: "مطالعات نشان می‌دهد که سوزاندن مازوت—" ناگهان صدا قطع شد. میکروفن خاموش گردید. حرکتی سریع، ماشینی، بدون عاطفه. سپس صدای دیگری به جای آن نشست: "اگر مازوت نسوزانیم، مردم از سرما خواهند مرد. برقی نخواهد بود." گزاره‌ای ساده‌سازی شده که پیچیدگی مسئله را به تقابلی ابتدایی تقلیل می‌داد: مرگ از سرما یا مرگ تدریجی از آلودگی. من به عنوان یک جامعه‌شناس در این صحنه چه می‌بینم؟ نخست: جغرافیای نابرابر توسعه. اراک نمونه‌ای از شهرهایی است که بار صنعتی‌سازی کشور را به دوش می‌کشد، بی‌آنکه از مواهب توسعه بهره‌ای برابر ببرد. آلودگی محلی می‌شود، ولی تصمیم‌گیری درباره آن، مرکزی است. دوم: سکوت به مثابه کنش. سکوت مسئولان ارشد حاضر را نمی‌توان تنها به بی‌تفاوتی تعبیر کرد. این سکوت، خود زبانی است: زبانی که تبعیت از سلسله‌مراتب اداری، ترس از تقابل با سیاست کلان انرژی، و اولویت امنیت انرژی بر امنیت زیستی را فریاد می‌زند. در جامعه‌ای با ساختار سلسله‌مراتبی قوی، سکوت اغلب عاقلانه‌ترین رفتار محسوب می‌شود. سوم: خاموشی صدا، نماد خاموشی گفتمان. قطع میکروفن تنها یک عمل فنی نبود؛ نمادی بود از حذف یک گفتمان رقیب از فضای عمومی رسمی. زمانی که گفتمان "سلامت محیط‌زیست" با گفتمان "امنیت انرژی" در تعارض قرار می‌گیرد، سازوکارهای قدرت به صورت خودکار برای خاموش کردن گفتمان ضعیف‌تر عمل می‌کنند. چهارم: جامعه مدنی در میانه میدان. تشکل‌های محیط زیستی در اراک، نمایندگان جامعه مدنی نوپایی هستند که در فضایی تنگ و نابرابر عمل می‌کنند. آنها با "دلواپسی" توصیف می‌شوند—واژه‌ای که گاهی تحقیرآمیز است—اما در واقع، حاملان "دانش محلی" و "تجربه زیسته" ساکنان هستند. دانشی که در مقابل "دانش فنی-اداری" مرکز، اغلب نادیده گرفته می‌شود. پنجم: انتخاب غلط یا فقدان انتخاب؟ گزاره "مازوت یا برق" یک مغالطه دوگانه‌سازی است. این تقلیل پیچیدگی سیستم انرژی به یک انتخاب کاذب، پوششی می‌شود برای عدم شفافیت در مدیریت منابع، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت برای گذار انرژی، و توزیع ناعادلانه بارهای توسعه. اراک در این روایت، فقط یک شهر نیست؛ نمادی است از تنش بنیادین در الگوی توسعه ایران: تنش بین رشد کمّی و پایداری کیفی، بین مرکز و پیرامون، بین زبان رسمی و زبان مردم، و بین امنیت فوری و امنیت بلندمدت. پایان این جلسه، با سکوتی سنگین‌تر از قبل، نه پایان ماجرا که شروعی برای گفت‌وگویی زیرپوستی است. گفت‌وگویی که از سالن‌های رسمی به کوه‌پایه‌های 😁 اطراف اراک، به خانه‌های مردم و به گروه‌های مجازی کشیده می‌شود. هرچند میکروفن‌ها خاموش شوند، اما صدای اعتراضی که از ریه‌های آسیب‌دیده برمی‌خیزد، در مه سنگین شهر باقی می‌ماند و گوشناشنوایی ساختارها را به چالش می‌کشد. @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۳۰ گاهی مناسک مرسوم چنان تبدیل به عادت می شود که جای تفکر را می گیرد شروع آموزش از
ادامه حرف مهم اینجاست من از صاحب این کانال بسیار آموختم ،شما هم شریک شوید 🌿 دعوتی برای شنیدن سلسله گفتارهای "انسان بی‌نهایت" 🌿 ✨سلام بر شما انسانِ جوینده، کسی که هنوز باور دارد در درونش نوری هست که خاموش نمی‌شود. 🔸 این مجموعه گفتارهای انسان بی‌نهایت که در دو قالب فایل صوتی با عناوین "انسان بی نهایت" و "تعلیم و تربیت اسلامی" ارائه می‌شود، تلاشی است برای بیدار کردن همان نور. نه برای اینکه چیزی به شما بیاموزد، بلکه برای اینکه چیزی را در شما به یاد بیاورد. چیزی که همیشه در شما بوده، اما زیر غبار روزمرگی و باورهای عاریتی پنهان شده است. 🌀 در این مسیر، قرار نیست به شما بگوییم چه باید بکنید یا از چه بپرهیزید. قرار نیست برایتان دین، مسلک یا فلسفه‌ای تازه بسازیم. بلکه قرار است شما را با خودتان روبه‌رو کنیم — با «منِ بی‌نهایت» درونتان، همان که پشت هر فکر و احساس و تغییر، آرام ایستاده و نظاره می‌کند. ✨ در این گفتارها، نه پاسخ نهایی در کار است و نه نسخه‌ی آماده. فقط کلیدهایی است برای گشودن درهایی که خودتان باید باز کنید. هر شنونده به اندازه‌ی وسعت درون خود خواهد دید و فهمید. آنچه برای یک نفر کشف است، برای دیگری شاید پرسش تازه‌ای باشد. 🌾 گوش دادن به این مباحث، دعوتی است برای بازسازی خود، برای بازاندیشی در اینکه «من کیستم؟»، و بازشناسی آن حقیقتی که تغییر نمی‌کند، در دل جهانی که پیوسته در تغییر است. 📜 توجه کنید: این گفتارها ناقص‌اند اگر در میان راه قضاوت شوند. هر بخش تکه‌ای از تصویری بزرگ‌تر است. پس تا پایان راه، از داوری و نقل آن به دیگران بپرهیزید. چرا که هر سخن ناپخته‌ای، پیش از رسیدن به مقصد، می‌تواند به سوء‌فهمی عمیق منجر شود. 💫 هدف این مجموعه نقد یا نفی هیچ باور دینی یا فکری نیست. این درسگفتار بر آن‌است تا نشان دهد در دل همین جهان علمی و عینی، راهی به سوی معرفت، معنویت و بی‌نهایت انسان باز است... راهی که از دل اندیشه می‌گذرد، نه در برابر آن. 🍃 این گفتارها برای اهل تأمل است، نه اهل تعصب. برای آنان که می‌خواهند پیش از هر اصلاح بیرونی، در درون خود تحولی حقیقی را آغاز کنند. 🔹 اگر گوش دل را باز بگذاری، خواهی شنید که تو در مرکز بی‌نهایت هستی ایستاده‌ای... و این است راز انسان بی‌نهایت. 🎯با ما همراه باشید. 🎯 سه قسمت اول این بحث را از لینک‌های زیر بشنوید: 🎙قسمت اول 🎙قسمت دوم 🎙قسمت سوم 💠ادامه دارد... https://eitaa.com/hekmattarbiat/602 🪀@hekmattarbiat
مکاتب و علوم انسانی بشری این گونه عمل می کنند که ندیده برای انسان لباس می دوزند و بعد هم آن را بر او پوشانده و می گویند این لباس توست ، آن را بپوش یا می پوشانیم یا اندازه اش شو @dohhol
برخی فیلم‌های آموزشی که برای دانشجویان و علاقمندان به پژوهش مناسب است این فیلم کاربرد هوش مصنوعی در مقاله نویسی است قسمت اول 👇👇👇👇 https://www.aparat.com/v/kxxw4up?refererRef=channel_page @dohhol
وزیر امور خارجه در نشست با فعالان اقتصادی اصفهان گفته است؛ «هیچ فعال اقتصادی به من نگفت برو تحریم‌ها را بردار. همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی، گمرک، مالیات، جهاد و صمت حل کن. همه‌اش مشکلات داخلی است.»
برخی فیلم‌های آموزشی که برای دانشجویان و علاقمندان به پژوهش مناسب است این فیلم کاربرد هوش مصنوعی در مقاله نویسی است قسمت دوم 👇👇👇👇 https://www.aparat.com/v/odx62si
شماره ۴ اراک: گذرگاهِ روایت‌های خاک‌خورده ✍سیدمحمد الحسینی اندیشکده آرمان خیابان‌های اراک، مثل رگ‌های کهنِ یک پیکرِ خسته، زیر پا گسترده اند. صدای موتورها و بوق‌ها، سرودی امروزی است بر آهنگی که از عمقِ تاریخ این شهر می‌آید. من، به عنوان یک جامعه‌شناس، در این پیاده‌رویِ روزمره، بدنبال "چیزی" می‌گردم که فراتر از آجر و سنگ است. بدنبال "حافظه‌ی جمعی" هستم؛ حافظه‌ای که لقب "مهد مفاخر" را بر پیشانی این شهر نشانده است. اما "مهد" چیست؟ تنها زادگاهِ فیزیکی افراد نیست. مهد، آن اکوسیستمِ پیچیده‌ای است که در آن، خاک، هوا، روابط، تنش‌ها و آرزوها در هم می‌آمیزند تا استعدادی را به "مفخره" بدل کند. اراکِ دوره‌ی قاجار و پهلوی اول، تنها یک شهر نبود؛ یک "موقعیت تاریخی" بود. شهرِ درگیرِ گذار از سنت به تجدد، شهری که کارخانه‌ی توپ‌ریزی‌اش نماد صنعت بود و بازار چهارفصل‌اش قلبِ تجارت. این تقابلِ کهنه و نو، این تلاطم، خاکِ باروری بود برای اندیشه. مفاخرِ اراک، افرادی منفرد نبودند؛ آنها "پاسخ" بودند به "پرسش‌های" عصر خود. پروین اعتصامی، صدای زنی در هیاهوی مردسالاریِ آن روزگار شد. سید نورالدین عراقی صدای عقلانیت دین در ناترازی اعتقاد و باورهای دینی زمانش، دکتر محمد قریب، نمادِ خدمتِ علم در جغرافیای محرومیت. هرکدام، در بسترِ تنش‌ها و نیازهای این شهر بالیدند. اما روایتِ "مهد مفاخر" یک خطر جامعه‌شناختی هم دارد: تبدیل شدن به موزه‌ای خاطره‌باز. امروز، پرسش این است: آیا آن اکوسیستمِ زاینده، هنوز پابرجاست؟ یا صرفاً به نام‌هایی بر دیوارها و تندیس‌هایی در میدان‌ها تقلیل یافته‌ایم؟ اراکِ امروز، با همه‌ی تغییراتش، چه تنش‌های سازنده‌ای را برای پرورشِ مفاخرِ فردا فراهم می‌کند؟ به نظرم، عظمتِ اراک نه در تعدد نام‌ها، که در "قابلیتِ روایت‌سازی" آن است. این شهر به ما می‌آموزد که بزرگی، محصولِ تصادف نیست، بلکه زاییده‌ی تعاملِ فرد با بسترِ تاریخی‌ـ اجتماعیِ خاصِ خود است. قدم زدن در اراک، یعنی قدم زدن در گذرگاهی که در هر گوشه‌اش، صدایی از گذشته زمزمه می‌کند: "ما از این خاک برخاستیم، حالا نوبت تو و پرسش‌های زمانه‌ات است." این، سنگین‌ترین میراث، و عمیق‌ترین مسئولیت برای نسلِ حاضر است. @dohhol
آقایان! مطالبات معیشتی مردم محقّانه است، اما چشم بینا می‌خواهد. آشوبِ خیابانی، نان را گران‌تر می‌کند، نه ارزان‌تر. دست‌های آشوب‌گر و نفوذی، پشت نقابِ "مردم" پنهان شده‌اند تا کشور را به آتش بکشند. صهیونیست، دندان تیز کرده و انتظارِ "ایرانِ بی‌قرار" را می‌کشد. آرامش و انسجام، سنگر امروزِ ماست. مسئولان! بی‌پرده با مردم سخن بگویید، راه را روشن کنید. ملّتِ بیدار، فریبِ آشوب را نمی‌خورد.
وقتی از نگاه کسی می‌رنجی، بهترین وکیلم نمی‌تونه حقتو بگیره.
طنز تلخ: مردم برای اعتراض به خیابان می‌آیند، شبکه‌‌ی میدانی دشمن هدایت اعتراضات را به دست میگیرد، اغتشاش می‌شود، کسانی که به پزشکیان رای دادند رهایش می‌کنند، زیرلحاف قایم می‌شوند و باز، بسیجیِ مظلوم، برای حفظ همین دولتی که به اول تا آخرش نقد دارد به کف خیابان می‌آید. بعد از آن؟ در انتخابات بعدی آذری جهرمی دیگری پیدا میشود و به همین آدم‌هایی که مانع از فروپاشی دولت ضعیفشان شده‌اند برچسب «طالبان» میزند، تحقیرشان می‌کند و برای کاندید جناح فاسدشان رای جمع می‌کند. همان مراحلی که بعد از آبان نحس ۹۸ طی شد. کاش نان بی‌غیرتی و‌ بی‌دردی حناق می‌شد و در گلویتان گیر می‌کرد. @hosein_darabi
سریال شش ماهه برای شما هم جذاب نیست؟