الان چندان زمان مناسبی برای این حرفها نیست اما هیچگاه فراموش نخواهیم که آنهایی را که در این سالها:
- پس از ترور سردار سلیمانی خوشحال شدند.
- کسانی که پس از خروج ترامپ از برجام کامنت «ترامپ متشکریم» نوشتند.
- کسانی که از دشمن برای حمله نظامی به ایران دعوت کردند.
- کسانی که تهاجم خارجی را عادی نشان داده و گفتند و نوشتند که این جنگ با مردم عادی نیست.
- کسانی که با قلم و فیلم و رسانه از ایران تصویری خشن و تروریستی به جهان ارائه دادند.
- کسانی که ایران را «این خراب شده» نامیدند و ویرانی و آبادانی ایران را یکی معرفی کردند.
- کسانی که به بلندگوی رسانههای دشمنان ایران تبدیل شدند.
- کسانی که به نیروهای نظامی کشور توهین کردند.
- کسانی که از تروریستی اعلام شدن سپاه توسط جنایتکاران غربی، دفاع کردند.
- کسانی که در هر حادثه تروریستی سعی در مقصر نشان دادن ایران کردند.
- کسانی که حضور ایران در سوریه و لبنان و جنگ با داعش را «ماجراجویی ضدملی» معرفی کردند.
- کسانی که همیشه انگشت اتهام را به سمت وطنمان دراز کردند.
این جماعت امروز هر موضعی که دارند و در هر جایگاهی که هستند، دستشان به خون تکتک ایرانیانی که این روزها جانشان را از دست دادند آلوده است.
این جماعت را فراموش نخواهیم کرد.
📩ارسال نظر
@dohhol
#سحر_بیست_و_هشتم
[وقت تصمیم است]
ای دل!
تو چه میکنی؟
میمانی یا میروی؟
داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ...
#شهید_آوینی
@dohhol
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند
✍️فائضه غفارحدادی
╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
شخص عزیزی در یکی از گروه ها نوشته بود ما ایرانیها زنده هامون همیشه بدن و مرده هامون خوب ...
کنایه به افرادی بود که از شهید لاریجانی به نیکی یاد می کردند .
باید دقت کنیم علی لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس با جایگاه شهادت متفاوت است در جایگاه ریاست مجلس باید نقد شود این خاصیت جمهوری اسلامی است اما وقتی به فوز شهادت می رسد یعنی در مجموع این شایستگی را داشته و خدا به رحمتش به او نگاه کرده ، شخصا بنده در چند جایگاه ایشان را فراموش نمی کنم . یکی بعد از آن دعوا و نمایش فیلم که احمدی نژاد در مجلس اجرا کرد و رهبر شهید پیامی داد ، ایشان بدون هیچ توجیه یا دلیل یا فوت وقت پیام داد ؛ اطاعت دیگر تکرار نمی شود .
دومین جایگاه مربوط به رد صلاحیت ایشان به کاندیداتوری ریاست جمهوری بود که شخصا برایم سوال بود مخصوصا وقتی کنار برخی نام ها قرار می دادم ،اما او به هر دلیلی سکوت کرد و چیزی نگفت و سوم اخیرا بود که با توییت هایش خیلی چیزها و خیلی اختلافات را پوشاند .
اخیرا چهره اش هم نورانی بود
او برای نظام هزینه داد
خدا رحمت کناد
انگار قرار است بفهمیم این حکومت به هیچ شخصی قائم نیست ، جز مردم
فهمیدن بعثت مردم چقدر عمیق است . امام فرمودند اهل معنا لازم است تا خامنه ای شهید شناخته شود .
به نظر شاید خبر زخم های دیگری را هم بشنویم
حسبنالله
📩ارسال نظر
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
انگار قرار است بفهمیم این حکومت به هیچ شخصی قائم نیست ، جز مردم فهمیدن بعثت مردم چقدر عمیق است . ام
شهید حجت الاسلام و المسلمین سید اسماعیل خطیب
🔻در مورد شهادت ها، حتی به اندازه یک سر سوزن نگران نباشید!
🗞در این شهادتها برکاتی است که بعدها متوجه خواهیم شد.انقلاب اسلامی جوان تر و پر توان تر خواهد شد.خداروشکر ایران توسط مسئولینی اداره میشده که لایق شهادت بودند
🗞به زودی کار به دست جوانانی می افتد که هیچکس قهرمان حسابشون نمیکرد
سرعت اوجگیری انقلاب به قدری بالا خواهد رفت که تاریخ مبهوت بماند.
با محاسبات دنیایی که توسط پارادایم های فکری استعمار در نظام آموزشی و تربیتی مسلط شده نمی توان محاسبه کرد
قانون خدا از دست دادن را بدست آوردن می داند هرچه از دست دهیم به شرط نگاه به خدا از وجود او پر می شوید .
تجمعات را ببینید گامی به سوی حیات طیبه و الهی است .
امشب کن فیکون کردند ، ماشالله
هیچ کس حق نداده برای ما خط و نشان بکشه
⭕️پهلوی اگه یه جو عرضه و غیرت داشت الان داشتیم از بحرین موشک میزدیم نه به بحرین....
#سحر_بیست_و_نهم
امام سجاد (ع) در سخنان و مناجاتهای خود، به ویژه در صحیفه سجادیّه، به صورت عمیقی به اهمیت ماه رمضان و عبادت در این ماه پرداخته اند. وداع ایشان با رمضان معمولاً در قالب دعاها و نیایش هایی بیان میشود که حسرتِ پایان یافتن این ماهِ پربرکت و ترس از بازگشت به کاستی های پیشین را نشان میدهد.
برخی محورهای کلیدی در وداع امام سجاد (ع) با رمضان:
۱. ابراز حسرت برای پایان رمضان:
امام در دعاهای خود از جدایی از این ماهِ رحمت و مغفرت ابراز اندوه میکنند و از خداوند می خواهند که ثوابهای این ماه را بپذیرد و تقصیراتشان را ببخشد. در بخشی از نیایش های ایشان آمده است:
«خدایا! این ماه رمضان که آن را میهمان خود کردی و بر ما گرامی داشتش، اکنون از نزد ما کوچ می کند و روزهایش به پایان رسیده...».
۲. طلب توفیق برای تداوم عبادت:
امام سجاد (ع) پس از رمضان، از خدا می خواهند که روحیه عبادت و بندگی را در قلبهای مؤمنان زنده نگه دارد و اجازه ندهد که پایان رمضان به معنای بازگشت به غفلت باشد.
۳. تأکید بر استمرار کارهای نیک:
ایشان در آموزه های خود بر ادامه دادن اعمال نیک مانند صدقه، نماز شب، و حفظ ارتباط با قرآن حتی پس از رمضان تأکید میکردند.
۴. نیایش برای پذیرش اعمال:
امام در وداع با رمضان، همواره از خداوند می خواستند که اعمالشان را بپذیرد و آنها را از کسانی قرار دهد که «رمضانشان مورد رحمت قرار گرفته و از آتش دوزخ نجات یافته اند».
نمونه هایی از دعاهای امام سجاد (ع) در وداع با رمضان:
در دعای ۴۵ صحیفه سجادیّه که به دعای وداع با ماه رمضان معروف است، امام چنین میفرمایند:
«اللَّهُمَّ أَنتَ رَبِّی وَ أَنَا عَبْدُکَ... وَ هَذَا مَوْقِفُ عَتِیدِی مِنْ شَهْرِکَ الْمُبَارَکِ...».
در این دعا، ایشان از خداوند سپاسگزاری میکنند و از ترس رد شدن اعمالشان به خدا پناه میبرند.
✍سیدمحمد الحسینی
📩ارسال نظر
@dohhol
استاد فاطمینیا(ره) فرمود:
از اولیای الهی، سینه به سینه یک یادگاری دارم که عمل به آن برکات فراوانی دارد: ماه مبارک رمضان، این ضیافت الهی را با یک زیارت جامعه کبیره به آخر برسانید.
در اثر این عمل، این ضیافت چنان رنگین خواهد شد که آثارش از عقول ما خارج است و روزی به کار خواهد آمد که آن روز هیچ چیز دیگری به کار نخواهد آمد.
📩ارسال نظر
@dohhol