همآوایی جمعی و بازتولید حیات طیبه
✍️ سید محمدالحسینی
داریم به هفتادمین شب نزدیک می شویم؛ و هنوز خیابانها، هر شب، به وقتِ قرارِ دلها، بیدار میشوند.
این فقط سوگواری نیست.
این اشکِ معمولیِ بعد از فقدان نیست که بیاید و برود و زندگی دوباره به همان مدار پیشین برگردد.
اینجا، چیزی در جان شهر رخ داده است.
مردمی که فریاد «انتقام» سر میدهند، و این صداصدای خشونت نیست که در کوچهها میپیچد؛
صدای عدالت است که از گلوی یک ملت بیرون میآید.
انتقام، در اینجا نام دیگرِ تداوم است؛
نام دیگرِ ناتمام نگذاشتنِ راهی که با خون امضا شده است.
شهر، هر شب، آیینهای میشود از یک حقیقت پنهان ؛ اینکه انسان، وقتی داغدارِ شکوه میشود، میتواند از خاکستر اندوه، پرچم بسازد.
آنچه در این شبها رخ میدهد، صرفاً یک هیجان اجتماعی نیست.
یک «آیین» در حال تولد است.
آیینِ ایستادن کنار هم، آیینِ دیدنِ هم، آیینِ دوباره انسان شدن.
در زندگی شهریِ مدرن، ما سالها تمرین کرده بودیم که از کنار هم عبور کنیم؛
بیآنکه همدیگر را ببینیم.
اما حالا، در اثنای سوگ رهبر، چشمها به هم گره میخورد.
دستها به هم میرسد.
دلها از انزوا بیرون میآید.
فداکاری، مهربانی، همدلی، ایثار—
واژههایی که داشتند در ویترین کتابهای اخلاق خاک میخوردند—
دوباره از کتاب بیرون آمدهاند و در خیابان راه میروند.
و این، آغاز یک «سبک زندگی» است.
سبکی که از دل اندوهِ باشکوه زاده میشود؛
اندوهی که انسان را خُرد نمیکند، بلکه او را قد میدهد.
مهمتر از شورِ این شبها، نهادینه شدنِ آن است.
وقتی همسایهداری، جای بیاعتنایی را میگیرد.
وقتی دستگیری از نیازمند، به عادتی بیمنت بدل میشود.
وقتی مصرفگرایی، اندکی عقب مینشیند و جای خود را به قناعت و مشارکت میدهد.
این همان «حیات طیبه» است که قرآن وعده داده است؛
زندگیای که در آن ایمان، فقط در سینه نمیماند،
در رفتار جاری میشود.
در اقتصاد، در همسایگی، در روابط روزمره.
حیات طیبه یعنی پیوندِ اشک و عمل.
یعنی سوگ، بهانهای برای ساختن شود؛ نه صرفاً گریستن.
این پدیده را نمیتوان با مفاهیم سرد جامعهشناسیِ وارداتی سنجید.
اینجا «اخلاق پروتستانی» در کار نیست؛
اینجا اخلاقِ پس از سوگ است.
اخلاقِ برخاسته از شهادت.
اخلاقی که اگر تداوم یابد، میتواند شالودههای تمدنی نو را پیریزی کند.
اما پرسش جدی همینجاست:
آیا این شعله، به چراغ بدل خواهد شد؟
آیا این شور، به ساختار خواهد رسید؟
آیا نهادهای ما، ظرفیت پذیرش و تثبیت این روح تازه را دارند؟
شور، اگر به شعور نرسد، فرسوده میشود.
و شعور، اگر به نهاد تبدیل نشود، پراکنده میماند.
اکنون، وظیفهی ما نه صرفاً تحسین این موج است و نه تکرار شعار.
بلکه باید این لحظه را ثبت کنیم؛
سازوکارهایش را بفهمیم؛
و راهی بیابیم برای آنکه «ذهنیت جمعی» به «نهاد پایدار» بدل شود. تا این درخت محکم مستحکم تر شود .
شاید تاریخ، همین شبها را نقطهی عطف بداند؛
شبهایی که یک ملت، از دل سوگ،
زندگی تازهای را تمرین کرد و ملتی که مبعوث شدند .
@dohhol
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نظر شما مهم ترین چیز/نکته در این کلیپ چیست ؟چی فکر شما را بعد از دیدن این کلیپ مشغول کرد؟
این چشم تو یا که موشک سجیل است؟!
اینها مژه یا کمان عزرائیل است؟!
قلب من ساده در مصاف چشمت
چون گنبد آهنین اسرائیل است
🔸دربارۀ کتاب «نبردِ من»🔸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
هیتلر از نظر روحی، وضعیت خاصی داشت. پیدایش و قدرت گرفتن هیتلر، بیشتر در اثر سخنرانیهایش بود؛ یعنی او یک سخنران بود که به صدراعظمی رسید. یکی از کتابهای او که من در دوره دبیرستان مطالعه میکردم، کتاب «نبرد من» بود. این کتاب، خیلی جالب است.
منزل ما، محلۀ پایینِ مسجد شهدا بود و محل کار و تدریسم، مدرسۀ خان و مدرسۀ آقاباباخان بود؛ لذا از مسجد نو یا همان مسجد شهدا عبور میکردم و از یک در آن وارد و از در دیگرش خارج میشدم. در این مسجد، درختان چنار بزرگی بود و دانشآموزان و دانشجویان زیر این درختها مینشستند یا قدم میزدند و درس میخواندند. کسانی که مؤمن بودند، اینجا برایشان راحتتر بود.
یک روز، در حالی که داشتم از وسط این مسجد میگذشتم، در زیر درختان، کسی به من نزدیک شد. او با من آشنایی داشت و سخنرانیهایم را شنیده بود. اسمم را صدا زد و گفت: «فلانی، من امتحان دارم و دارم درس میخوانم؛ اما زود خسته میشوم و حوصلۀ درس خواندن ندارم. چه پیشنهادی برایم داری؟». من هم نه حوصله داشتم، نه وقت تا بنشینم و برایش توضیح بدهم؛ لذا همینطور که داشتم میرفتم، گفتم: «کتاب نبرد من هیتلر را مطالعه کن». این را گفتم و رد شدم.
دو سال بعد، این شخص نزد من آمد و تشکر کرد و گفت: «من وقتی این کتاب را خواندم، حوصله و اعتماد به نفس پیدا کردم و باورم شد که میتوانم». این کتاب واقعاً همینطور است. شما وقتی این کتاب را میخوانی، اگر دارز کشیده باشی، دلت میخواهد بنشینی؛ یعنی یک حالت جدی و مسلط بر اعصاب، به انسان دست میدهد.
✅ نمایشگاه کتاب تهران از ۲۶ اردیبهشت تا ۴ خرداد/ ۲۵ درصد تخفیف
🔸 سی و هفتمین نمایشگاه کتاب تهران از ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد به صورت مجازی برگزاری میشود
🔺 سایت نمایشگاه مجازی
🌐https://book.icfi.ir/
🔺سایت دریافت بن تخفیف نمایشگاه
🌐https://bon.tibf.ir/
🔸 خدمات پستی به صورت همگانی برای ارسال کتابها در نظر گرفته شده تا ارسال برای مخاطبان تسهیل شود.
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
«كيف لايشتاقون الا يوجد في مدينتهم ليل؟» چگونه #دلتنگ نمیشوند مگر شهرشان #شب ندارد؟
لحظه وصل به یک پلک زدن میگذرد/ این فراق است که هر ثانیهاش یکسال است...
اینها همانهایی هستند که وقتی لشکر امیرالمومنین به پشت چادر معاویه رسید گول قرآن های بر نیزه را خوردند .
@dohhol
یکی از سیاست های حکمت آمیز آقای شهیدمان این بود که در برابر مفاهیمی که در جامعه مورد سو استفاده قرار می گرفت مفهوم ناب بکار می بردند مثل اتحاد در برابر وفاق
پدیده حجاب را با این تفسیر بررسی کنید
@dohhol
چرا هیچ مسئول،مدیرعالی یا مجلسمان در مورد شهادت رهبر عزیز یا نحوه اقدام متقابل ما در مورد انتقام خون مثلا شهید لاریجانی یا باقی عزیزان...
چرا کسی از نحوه اقدام متقابل یا حتی فکرکردن به آن سخنی نمیگوید؟!
آقایان در ابتدای جلسات وبیناریشان یاد شهدا را گرامی میدارند و همزمان معتقدند ایران به فرد وابسته نیست پس پیرامونش سخن نمیگویند و اگر خیلی تحت فشار قرار بگیرند،میگویند این قضیه پیچیده و امنیتی نیست، نمیشود همه چیز را برای مردم گفت.
عجب !!!
یعنی حتی منابع آگاه یا آن فلان تیوی یا مقام مطلع نظامیتان که دائما زیرنویس شبکه خبرست هم نمیداند ماجرا چیست؟!
دومینوی ترور از شهید سلیمانی تا هنیه تا سید حسن تا ...امام شهید!
میدانید عقب نشینی از انتقام ترور یک نائب امام زمان چه عذاب الهی درپی دارد یا ...؟!
یعنی حتی به قانونی کردن اقدام متقابل هم فکر نمیکنید؟
یعنی این ماجرا از پیگیری ولکردن خیابان پر از اراذل و اوباش اینترنت بین الملل کم اهمیتترست که شب و روز خود را موظف به پاسخگویی آن یکی میدانید ولی این نه ؟
آری ...عجیب ست اما واقعی!!!
مشو جویای احوال دل سرمست و غمگینم
کسی که با علی باشد، نمیپرسند حالش را ...