eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
590 دنبال‌کننده
784 عکس
319 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
معلمی را به یاد دارم که قدی بلند داشت. لاغر بود و صورتش زرد و تکیده بود. بینی درازی داشت که نوک آن به چانه‌اش متمایل شده بود. روبروی آنتون چخوف نشسته بود و با چشمان سیاه‌اش خیره به او می‌نگریست و با صدایِ بَم و حزن‌انگیزی می‌گفت: «به علت وجود چنین مظاهری در محیط آموزشی ما، مواجهه با مشکلات جسمی پیش می‌آید که امکان هرگونه نظر مشخص را در اجتماع گرداگرد ما درهم می‌نوردد. البته اجتماع چیزی غیر از آنچه ما به وجود می‌آوریم نیست…». و یک باره از سر تا به پا وارد فلسفه شد و در مباحثِ سطحیِ فلسفی، مثل مستی که روی یخ سرسره بازی کند، سرگردان گردید. چخوف به آرامی و محبت گفت: «بگویید ببینم در ناحیه شما معلمی که بچه ها را کتک می‌زند کیست؟» معلم از جایش جست و بازوانش را به خشم تکان داد و گفت «مقصودتان کی است؟ مرا می‌گویید؟ هرگز! کتک بزنم؟!» و با رنجش غرغر می‌کرد. چخوف با اطمینان تبسمی کرد و ادامه داد: «عصبانی نشوید. مقصودم شما نبودید. اما یادم است، در روزنامه خواندم که در ناحیه‌ی شما معلمی هست که بچه‌ها را کتک می‌زند». معلم نشست. عرق صورتش را پاک کرد. آهی از روی راحتی کشید و با صدای عمیق و کلفتی گفت: «راست است. چنین چیزی وجود داشت. آن معلم، ماکاروف بود. می‌دانید، جای تعجب نیست. راست است که زدنِ انسان‌ها کار ظالمانه‌ای است، اما قابل توضیح است. ماکاروف زن دارد. چهار تا بچه‌ی قد و نیم قد دارد. زن‌اش مریض است. خودش هم سِل دارد. فقط بیست روبل حقوق می‌گیرد. مدرسه، مثل کاروانسراست. خودش هم در یک اتاق، تنها یک اتاق، زندگی می‌کند. با چنین وضعی، آدم فرشته‌ی خدا را هم که از گناه مبراست، ممکن است بگیرد و کتک بزند. و بچه ها! باور کنید خیلی از فرشته بودن به دور اند» و مردی که یک لحظه پیش، بی‌رحمانه چخوف را به توپ کلماتِ قلنبه و دهان‌پُرکنِ خود بسته بود، ناگهان بینیِ نوک‌برگشته‌اش را مالید و شروع کرد به این‌که ساده، سنگین و واضح حرف بزند. از خلالِ کلمات او، حقایق وحشتناک و دردناکِ زندگی در آن دهکده‌ی روسی، مثل آتشی که بدرخشد، آشکار بود. آن معلم، وقتی با میزبان خود خداحافظی می‌کرد، دست خشک و لاغرِ چخوف را با دو دست استخوانیِ خود گرفت و گفت: «وقتی خدمت شما آمدم، مثل وقتی که پیش رئیس‌ها و مقامات می‌روم، ترس و ‌لرز داشتم… مثل بوقلمونِ نر، خود را باد کرده بودم… می‌خواستم به شما نشان بدهم که آدم معمولی‌ای نیستم… اما حالا که خداحافظی می‌کنم گویی از یک دوستِ نزدیک و مهربان جدا می‌شوم که همه چیز را درک می‌کند… نعمت بزرگی است؛ این که همه چیز را درک کنی! از شما متشکرم! من از این‌جا می‌روم در حالی که اندیشه‌ای دل‌پذیر را با خود به همراه می‌برم: مردانِ بزرگ، ساده‌تر و قابل‌فهم‌تر اند… روح و دل‌شان به ما، به ما مردم، نزدیک‌تر است؛ نزدیک‌تر از تمام آن بی‌وجدان‌هایی که ما در میان‌شان زندگی می‌کنیم… خداحافظ! هرگز شما را فراموش نخواهم کرد». بینی‌اش لرزید، لب‌هایش را تبسم مطبوعی از هم گشود و ناگهان اضافه کرد: «راست‌اش آن بی‌وجدان‌ها هم آدم‌های غمگین و ناشادی هستند… خدا بکشدشان!» وقتی آن معلم رفت، چخوف با نگاه مشایعت‌اش کرد، تبسم نمود و گفت: «آدم خوبی است، اما مدت زیادی معلم نخواهد بود». پرسیدم «چرا؟» گفت: «از کار بیکارش خواهند کرد، کَلَک‌اش را خواهند کند». کمی فکر کرد و آرام اضافه نمود: «در روسیه انسان‌های شرافتمند مثل دودکش بخاری هستند که [مامان‌ها و] پرستار‌ها، بچه‌ها را از آن‌ها می‌ترسانند» "خاطره ماکسیم گورکی از آنتون چخوف @dohhol
این دوره به شدت به علاقمندان پژوهش های کیفی ،مطالعات انسانی و تاریخ و فرهنگ توصیه می شود . @dohhol
لامصب معلوم نیست این دل از چه چیزی ساخته شده که هیچ چیزش افاقه نمی کند ،درد سر ،عضله ،استخوان با دارویی می افتد اما گاهی هیچ چیز دل را باز نمی کند ، نگرانی ها و نامردی های همه پست وحقیر که وجود انسان را فرا گرفته و از آنها گریزی نیست ،البته خوبی دنیا این است که می گذرد اما بالاخره تو هم اشرف مخلوقاتی وقتی کاری ازت برنمی آید می‌گذرد اما چه گذشتنی . گاهی فکر می کنی شاید دارد دلت را خالی می کند برای خودش ،مثل یوسف مثل ابراهیم ، باز هم خوب است که آینده را نمی دانیم و مجبوریم توکل کنیم ،عجبا این اجبار چقدر باخودش رحمت دارد . خدایا به امید تو @dohhol
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون شرح 😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 😂@hamkalam
❇️غصه خوردن  و آزار دیدن  از اطرافیان  علت نیمی از مرگ و میرهاست!* ❗️در علم مهندسی عمران، مکانیک و برق درسی به نام *استاتیک* وجود دارد و خلاصه داستانش اینست که برای ایستادن و نیفتادن یک سازه باید مجموع نیروهای وارده بر آن سازه در سه جهت x و y و z برابر صفر باشد. ❗️این درس پیش‌نیاز درس "مقاومت مصالح" و آن هم‌پیش نیاز درس "تحلیل سازه" است. ❗️چندین سال قبل پُلی در ایالت نیویورک آمریکا فرو ریخت، بعد از ۳۲ سال کارشناسان گزارش دادن که دلیل ریختن پل fatigue (فَتیگ) بوده است. ❗️سر تا سر علم "مقاومت مصالح" هیچ چیز جذابی ندارد الا همین مبحث فَتیگ، یعنی *خستگی سازه در اثر بارگذاری متناوب.* هیچ کدام از این بارگذاری‌ها به تنهایی از توان سازه خارج نیست، اما همین متناوب بودنشان است که خسته‌اش می‌کند، طاقتش تمام می‌شود و می‌ریزد. ❗️این دقیقاً همان دلیلی است که بیشتر ما آدم‌ها بابتش می‌میریم، بابت تکرار بارهای کوچکی که تمام نمی‌شوند اما تمامت می‌کنند. ❗️ما عمدتا از خستگی می‌میریم، فقط اِشکالش اینست که در گزارش مرگ هیچ کس نمی‌نویسند دلیل مرگ: *"خستگی"!* ❗️به نظرم نه تنها بالاخره یک روز باید علم" مقاومت مصالح" را به علم پزشکی قانونی پیوند بزنند، بلکه باید به روانکاوی هم پیوند بخورد، چون خیلی مهم نیست که در گزارش مرگ هر آدمی چه می‌نویسند! ❗️فقط ای کاش همانطور که فرمولی برای اندازه‌گیری میزان تحمل یک سازه در مقابل خستگی وجود دارد، فرمولی هم برای اندازه‌گیری میزان تحمل هر انسانی بود، آن‌وقت شاید می‌شد یک سیستم هشدار دِهی روی هر کسی نصب کرد تا در مواقع حساس، بعد از تحمل فشارهای متناوب، به اطرافیان پیامی مخابره کند مبنی بر اینکه: ❗️هشدار! انسان مورد نظر به فَتیگ نزدیک می‌شود، لطفاً اگر او را دوست دارید، کمی راحتش بگذارید تا خستگی بارهای متناوب را آزاد کند و سپس آماده‌ ادامه دادن و Reliability بشود، در غیر این‌صورت شاهد فروپاشی و مرگش خواهید بود".* ❗️لطفاً مراقب بار اضافی و متناوب بر روی عزیزانمان‌ باشیم تا در اثر خستگی، سازه‌شان فرو نریزد.
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این قطعه فیلم عریان و شفاف نشان می دهد که مشکل کجاست ! نقش نمایندگان مجلس در این راستا خیلی مهم است . جالب است کار از حیا گذشته با قلدری و اطمینان از ظلمشان صحبت می کنند . @dohhol
پاییز هزار رنگ جادویی @dohhol
⭕️ بخشنامه وزارت آموزش و پرورش در خصوص نحوه آموزش دانش آموزان در زمانی که مدارس به دلیل آلودگی و برودت هوا، مجازی می‌شوند 👤در بخشی از این بخشنامه آمده است: 🔹در زمانی که کلاس های درس به دلیل آلودگی و برودت هوا غیرحضوری می‌شود، مدارس برقرار هستند و مدیران و عوامل اجرایی حسب ضرورت و تشخیص مدیر، با حضور در محل کار، فرایند آموزش مجازی به دانش آموزان را ارزیابی و پایش خواهند کرد. 🔹همچنین مدیران محترم باید، امکانات آموزش مجازی مدرسه را در اختیار آن دسته از همکارانی که در منزل به شاد یا اینترنت دسترسی ندارند، قرار دهند. 🔗 @MoallemanNews